ماموستا سلیمان روحانی

سلیمان روحانی: بقلم ناشر آثار ایش

                                                       به نام خدا

 زندگی نامـه ی شــارح

اسـتاد سلیمان روحــانی در سـال  1324  ، ه . ش ؛ در یکی ازروستا های دور افتاده ی  پیرانشهر به نام شهرستین ، در خانواده ای سنتی با تعلیمات دینی متولد شد ؛ در دوره ای که مردم از بن دندان در استضعاف به سر می بردند و فقر فرهنگی بیداد  می کرد و صدای ضجه های مظلومان گوش فلک را می پیچاند در چنین  اوضاعی، پدرش که مردم اورا « فقی علی » می خواندند به علت اینکه از      ادامه ی تحصیل سر باز زده بود در فشار های شدید روحی غوطه  می خورد، لذا با خود پیمان بست ؛ اگر خداوند به او فرزندی عطا کند آنرا به خدمت دین درآورد. دیری نپایید که آرزوی دیرینه اش شکوفا شد ودارای پسری شدکه او را سلیمان نام نهاد ؛ و از خوشحالی سجده ی  شکر می برد و زیر لب می گفت :

ای فرازنده ی این چرخ بلند

وای نوازنده ی دل های نژند

کنــم ازجیب نظر تا دامـن   

چه عزیزی که نکردی با مـن

دنیای خردسالی ملا سلیمان مانند دیگر همسالانش با بازی های کودکانه و مخیلات بچه گانه سپری شد اینگونه گاه در آغوش مادر دوان بود و گاه بر کولی پدر سوار وچه بسا در پی پدر بزرگ گریه کنان ، و چه بسیار ناز دست مادر بزرگ بر سرش روان  ،و در این اوان پدرش دل نگران که آیا روزی آرزویش تحقق خواهد یافت ؟ پدر بعد رسیدن فرزند به سن تمییز اورا به حوزه ی محلی در روستا فرستاد (مکانی که در هر روستا از روستا های کردستان جهت خدمت به دین دایر هستند )بعداز راهیابی به حوزه ، دروس مقدماتی را در روستای محله پایان برد ، ومانند دیگر جویندگان علم رحل اقامت برافکند و به سوی دیار غربت به راه افتاد وسالیان متمادی درخدمت استادان فن زانوی تلمذ زده و از محضر دانشمندان کردستان کسب فیض نمود و چه شب ها به تذکار و مرور درس مشغول گشت و از نور ماه به جای چراغ استفاده برد و در این ره پویی علمی در بلاد مختلف گاه چندین وعده از غذا خبری نمی یافت و یا راه  را با پای برهنه طی میکرد و مدت ها در اوج فقر و ناداری به سر می برد؛ تا اینکه چرخش روزگار او را به کردستان عراق  کشانید و چندی نیزدر آنجا از آستان پر فیض علما بهره مند شد و گواهش این بود وقتی به سوی ایران مراجعت  می کرد  کوله بار علمی اش نسبت به قبل سنگین تر بود . بعد از این دوره، چندی دیگر برای تکمیل دروس به خدمت استادان مطرح شتافت تا اینکه در سال 1351 به کسب اجازه از خدمت مرحوم         ملا خضر باروزه میر آباد سردشت نایل آمد و این نقطه ی عطف مشکلات بعدی استاد بود ؛ استاد سلیمان روحانی از همان بدو        فارغ التحصیلی با حرص تمام به تدریس و ارشاد دینی مشغول است و به گواه همه ی کسانی که وی را می شناسند عشق و علاقه اش به تدریس و خطابه و ارشاد عجیب و ستودنی است به گونه ای که صبحگاهان چون آهنگ تدریس و خدمت می کند به عاشق بی قراری می ماند که معشوق طنازش به او رخ نموده یا غمزه ای از انزوای چشم نمودار ساخته ؛ لذا این امر باعث شده در مواردی از زندگی روزمره عقب بیفتد .تدریس فراوان حوزوی و مشغلات دنیوی نتوانسته آنچنان که لازم است دستی به قلم برده و خون آنرا برصفحات کاغذ بریزاند اما با این وجود تاکنون سه کتاب از ایشان به چاپ رسیده است :

 1 ـ (چرای میحراب) حاوی خُطب دینی به صورت تحلیلی و مبسوط ،

 2 ـ ( فرائض ، قسمه المواریث ) حاوی مطالب ارث با شرح کامل .

 3 ـ (    شرح استعاره ) که در علم بیان می باشد .

استاد هم اکنون مشغول نگارشِ شرح ، شرح النظام در علم صرف    می باشد و در روستای شین آباد پیرانشهر به تریس و تدریب طالبان علم می پردازند.

پرورگار، او و همه ی علمای عامل را برای خدمت به دین طول عمر و سلامتی عطا بفرماید‌!

آمین  ، ناشر

/ 0 نظر / 24 بازدید