شمه ای از زندگانی و حیات علمی حاج ماموستا محمد بداقی

بسمه سبحانه و تعالی

در صد هزار قرن سپهر پیاده رو  
نآرد چو او سوار به میدانِ روزگار


شمه ای از زندگانی و حیات علمی حاج ماموستا ملا محمد بُداقی
تهیه و تدوین : محمد فاضل شوکتی با ذکر منابع و رعایت امانت
علامه ملا محمّد بداقی در واپسین سالهای زندگی:
استاد عمید و اختر پرتو افشان آسمان فقاهت‌، رئیس العلماء کردستان حاج ماموستا ملا محمد بُداقی به سال 1297هجری خورشیدی در آبادی " آتا بلاغی" از توابع شهرستان "مهاباد"، دیده به کیهان گشود. هنوز چند ماهی از میلاد مسعودش، سپری نگشته بود که اَبَوی این فرزانۀ فرهمند "کاک عبدالله" رخت به سرای آخرت کشید و مشیّت خالق کائنات، تربیت حسنه‌ی وی را به مادر وفادار و سوگوارش، اِحاله نمود. دیری نپایید که مادر ارجمندش به منظور ادامه حیات خویش به همراه یگانه فرزندش قصد عزیمت به دیار "لاجان" نمودند و در روستای "گردگسپیان" از توابع "پیرانشهر" سکنی گزیدند. سپس این شمع محفل آرا و مکتب افروز به منظور تعلّم مقدمات دانشهای بایسته‌ی آیینی در حجره‌ی همان روستا شروع به تحصیل نمودند. بسی به طول نیانجامید که به برکت نبوغ ستودنی و ذکاوت زائد الوصفش در مسیر معارف اندوزی، آینده‌ای درخشان را به ارج نهندگان علوم دینی، نوید ‌داد و تعجب استاد فرزانه شادروان "ملا احمد پور عثمان" را نیز برانگیخت. بروز هوش سرشار و استعداد نظیر ناپذیرش باعث شد که علامه‌ی عالی‌مقام و همایون رفتار، رخصت دهند تا این خوشه چین مستعد در محضر مشحون از افاضات وی، زانوی تلمُّذ زَننَد وتمام کتابهای مقدماتی را نزد ایشان فرا گیرند. شایان اذعان است که این طلبه‌ی مرضیةالسجایا و تصوف دوست بعد از فراگیری کتاب حائز اهمیت و گرانسنگ "ملا جامی" از محضر کاک ابراهیم در روستای "اندیزه" به روستای "سیلوه"، سفر کرد تا دیگر کتب علوم عقلی و اعتقادی را از عارفِ نام آور دوران، "ملا سید حسن واژی" فراگرفته و به ذهن وقاد خود بسپارد. پس از آن، اندیشه‌ی اشراف بر ما یحتوی "مطول تفتازانی" طلبه‌ی علم طلب را به دهستان "پسوه" گسیل می‌دارد که با ارتزاق از سماط اطلاعات دانشمند فقیه ملا "ساڵح جۆڵه‌مێرگی" بر اندیشه‌ی مذکور هم کسوت عمل بپوشانند همچنین اشتیاق به تجمیع آموزه‌های بیشتر سبب می‌گردد تا به اتفاق یار دیرین و رفیق شفیقش، "شهید ماموستا ملا یوسف فتاحی گرگولی" را ه منتهی به کشور عراق را در پیش گیرند و کتاب وزین‌مایه‌ی"گلنبوی برهان" را در خدمت منطق دانِ یگانه و فرید زمانه زنده یاد "ملا صالح اختتری" کما ینبغی بخوانند. مضافاً اینکه مُعَظَّمٌ له بار دیگر در راستای تتمه‌ی تحصیلی و نیل به علّو درجات علمی برآن می‌شود که آرزوی تشرُّف به آستانِ بلند دُرّ نادر روزگار،"ماموستا ملا محمد باقر" را در سر بپرورانند که در روستایی موسوم به «بالک» در حومه‌ی شهرستان مریوان سُکنی گزیده بود. سرانجام این آرزوی فرخنده هم بر آورد می‌شود و ایشان توفیق می‌یابند با جدِّ بلیغ، کلیه‌ی علوم عالی را کما هو حقُّه از محضر آن شُهره‌ی آفاق بیاموزند. و بعد از اخذ اجازه نامه از دست آن وحید دهر و دریافت اجازه نامه‌ی ثانی از مرشد فروزان ضمیرش «حضرت شیخ عثمان سراج الدین»ـ قُدَّس سّرهُ المنیر ـ با انگیزۀ ارشاد و تدریس تعالیم دینی به اقلیم خویش بازگشته و در قریه‌ای از قُرای شهرستان "نقده" به نام «آرنا» به تکالیف خود مبادرت ورزیدند. بی درنگ، طلاب معارف دینی از جای جای کردستان عزیز به محضر پُرفیضشان شتافته و به یُمنِ ریزه چینی از خوانِ دانش‌های مُشارالیه طریق ترقی پیموده‌اند.



استاد بداقی

این فرهیختۀ عظیم‌الشأن و محمودة الخصائل بعد از اقامتی کوتاه در روستای "اندیزه" به اقتضای رسم معهود عُلماء‌، آبادی «شیلم جاران» را به مدت سه دهه به زیور وجود ذیقیمت خویش، مزین ساختند و جویندگان علم و معرفت را طوعاً و رغباً به فیض یادگیری علوم اسلامی نائل ‌گردانیدند.
همچنین به منظور نظم بخشیدن به امور مذهبی و ملّی مردم مسلمان کُرد به تشکیل «یه‌کیتی زانایانی ئایینی کوردستان» (اتحادیۀ علمای دینی کردستان) مبادرت ورزیدند و در این راستا از هرگونه کمک مادی و معنوی از دارایی‌های شخصی خود دریغ نکردند.
پس از به وقوع پیوستن انقلاب سال 1357 هجری شمسی در ایران این عالم وارسته و شهریار سرزمین معالی روستای «شیلم جاران» را به مقصد (پیرانشهر) ترک کرده و در مسجد خانقاه به مقتضای احساس تکلیف، با معارف بی‌پایان بر سریر تدریس و اریکه‌ی ارشاد و مسند افتا و هدایت مسلمانان جلوس نمودند و تمام لحظات عمر مبروک خود را مصروف امورات و مسائلی داشتند که یزدان لایموت و صَفوَت آدمیان (ص)، آن را برای ابنای بشر سرچشمه‌ی بهروزی دانسته‌اند.
این لؤلؤ یکتا و گوهر بی همتا، مزید بر موارد مزبور در حیطه‌ی اجرای طرح‌های باقیات‌الصالحات و ایجاد موقوفات متعدد خصوصا در محدوده‌ی مسجد خانقاه کوشش‌های فراوانی به خرج دادند. که نمونۀ شایان ذکرشان تأسیس و پایه‌گذاری "دارالعلوم صلاح الدین ایوبی" است که اگر مؤلفه‌ی انصاف را از نظر دور نداریم بایسته است اقرار نماییم که در باب احیای علوم و معارف دینی، یک تشریک مساعی بی‌بدیل به شمار می رود.
   از دیگر فعالیت‌های معظّم له تألیفات و حواشی بسیار پربها از جمله: ۱. القول الواضح فی التوسل بالرجل الصالح‌، ۲. چراغ چهار راه پیچیده، ۳. حواشی بر الطاف الهیه، ۴. حواشی بر جمع الجوامع‌، ۵. حواشی بر تحفةالمحتاج‌،۶. ترجمۀ کتاب موافقت بین شریعت و طریقت از علامه ملا محمّدباقر بالک به زبان عربی ـ که تحت عنوان "التوفیق بین الشریعة و الطریقة" در بیروت به چاپ رسیده ـ و رساله‌های متعدد در مورد طلاق و موضوعات دینی و غیره می‌باشد.

   این بزرگ‌مرد سرانجام پس از حدود یک قرن زندگی شرافتمندانه و پربار و خدمت صادقانه به دین و  مردم این سرزمین و طلاب علوم دینی‌،  بعدازظهر روز دوشنبه‌، بیست و ششم بهمن ماه سال یکهزار و سیصدو هشتاد و هشت هجری شمسی در سن ۹۱ سالگی جان به جان آفرین تسلیم کردند. پیکر مبارک آن عالی مقام در میان اندوه فراوان و سیل اشک مردم مسلمان‌، قدر شناس و متدین پیرانشهر و حومه و دیگر شهرهای کردنشین تشییع و در قبرستان "زرگتنِ" شهرستانِ پیرانشهر به خاک سپرده شد.

تالیفات :
از دیگر فعالیت‌های معظّم له تألیفات و حواشی بسیار پربها از جمله: ۱. القول الواضح فی التوسل بالرجل الصالح‌، ۲. چراغ چهار راه پیچیده، ۳. حواشی بر الطاف الهیه، ۴. حواشی بر جمع الجوامع‌، ۵. حواشی بر تحفةالمحتاج‌،۶. ترجمۀ کتاب موافقت بین شریعت و طریقت از علامه ملا محمّدباقر بالک به زبان عربی ـ که تحت عنوان "التوفیق بین الشریعة و الطریقة" در بیروت به چاپ رسیده ـ و رساله‌های متعدد در مورد طلاق و موضوعات دینی و غیره می‌باشد.
 
هم عصران ماموستا ملا محمد بداقی
مرحوم ماموستا ملا محمد بداقی (پیرانشهر) از مریدان و منسوبان طریقت نقشبندیه بود که  همراه با علمای بزرگواری همچون ماموستا ملا احمد  امام سقز (ره) ، ماموستا ملا باقر بالک مریوان (ره) ، ماموستا ملا محمد زاهد ضیائی پاوه (ره) ، مرحوم ماموستاملا عبدالله کاتب(ره) ،ماموستا ملا محمد امین کانی سانان(ره) ،ماموستا حاج یارجان آخوند ترکمن صحرا ، ماموستا سید بهاءالدین احمدی ماموستا شیخ محمد سعید نقشبندی روانسر، ماموستا ملا مجید دولت آباد جوانرود(ره) ، ماموستا سید عثمان ذبیحی طالش  و ...  در زمره  مجتهدان تاثیر گذار قرن اخیر کردستان بودند.

شاگردان ایشان :
 دانشمند ارجمند و فاضل خردمند ماموستا بداقی شاگردان زیادی  را در  مدرسه علوم دینی خود  آموزش داد و به  جامعه دینی و علمی کردستان تقدیم نمود.
خدایش رحمت کند ایشان از علمای زاهد و سخت کوش کردستان بوده و برای اعتقاد ش مجاهدت کرده و با سختی ها مبارزه نموده است علمای جدید باید ایشان را الگوی مجاهدت و زهد بدانند و از این جنبه به ایشان اقتدا نمایند شهید ناصر سبحانی و استاد یعقوبی از طلاب ایشان بوده و همیشه از ایشان بخیر یاد کرده اند
جزاک الله عن الاسلام والمسلمین خیرا و اسکنک الله فسیح جنانه اللهم آمین
در حال تکمیل شدن

وفات
 این فقیه نامور  دوشنبه ۲۶بهمن ماه  در بیمارستان مهاباد، جان را به جان آفرین تقدیم کرد.

توضیحاتی در مورد سلسله نقشبندیه :
« نقشبندی طریقتی است منسوب به خواجه بهاء‌الدّین محمّد نقشبند بخارایی(791 ـ 717 هـ). ولی بهاءالدّین را بنیانگذار و مؤسس آن نمی‌توان شمرد، طریقة او به حقیقت دنبالة طریقة خواجگان است، طریقه و سلوکی که خواجه یوسف همدانی(535 ـ 440هـ) و خواجه عبدالخالق غجدوانی(575 ـ493 هـ)، بنیان نهاده بودند.
این طریقت بر سنّت و شریعت و دوری از بدعت استوار است و تأکید دارد و همین باعث شده است که در شرق و غرب جهان اسلام،گسترش یابد و به خصوص، روش عرفانی علما و فضلا و ادبا و فقهای اسلام بشود؛ شیخ ابن‌حجر هیتمی (974 ـ 909 هـ.)، عالم و فقیه مشهور اهل سنّت گفته است:« الطریقة العلیة السالمة من کدورات جهلة الصوفیه، هی الطریقة النقشبندیة».
در این طریقت همه اعمال بر اساس شریعت و سنّت پیامبر انجام می‌شود و انجام دادن بدعت‌ها در آن حرام است. نقشبندیان رقص کردن،تیغ و چاقو زدن و آتش خوردن را حرام می‌دانند و همچنین استفاده از موسیقی در هنگام ذکر و هر عملی را که در شریعت نهی شده، ناپسند می‌دانند. تقریبا تمام مشایخ این طریقت عالمانی دینی و آگاه به فقه و شریعت بوده‌اند.
همۀ مشایخ متّفقاً گفته‌اند که: رکن رکین طریقت نقشبندی، التزام شریعت است و اتّباع سنّت. در کلمات «خواجه بهاءالدّین نقشبند» و دیگر پیشوایان این طریقه، جای جای بدین معنی اشاراتی می‌یابیم.
از بهاءالدّین پرسیدند: « شما را به چه توان یافت؟ فرمودند به تشرّع». و نیز همو گفته است:« مسلمانی و انقیاد احکام و رعایت تقوی و عمل به عزیمت و دور بودن از رخصت‌ها، به قدر قوّت، همه نور و صفا و رحمت است، و واسطۀ وصول به درجات ولایت است». و در شبی که بهاءالدّین را از خود غیبتی افتاده بود، در واقعه، «خواجه عبدالخالق غجدوانی» بدو گفته بود که: « در همۀ احوال، قدم بر جادۀ شریعت و استقامتِ امر و نهی می‌باید نهاد و عمل به عزیمت و سنّتمی‌باید کرد و از رخصت‌ها و بدعت‌ها نیک دور می‌باید بود و در همۀ احوال و افعال و اقوال،احادیثِ مصطفی (ص) را پیشوای خود می‌باید داشتن و دایماً متفحّص و متجسّس از اخبار رسول(ص) و آثار صحابۀ کرام او (رض) می‌باید بودن و در عمل به موجب آن کوشیدن».
و نیز خواجه بهاءالدّین« می‌فرمودند: ما هرچه یافتیم به فضل، به برکت عمل کردن به آیات قرآن و احادیث نبویه و طلب کردن نتیجه از آن عمل و رعایتِ تقوی و حدود شرعیه و قدم زدن در عزیمت و عمل کردن به سنّت و جماعت و اجتناب از بدعت بود».
و خواجه عبدالخالق غجدوانی در وصایا می‌گوید: « بر تو باد بر سنّت و جماعت، ملازمت نمایی و بر طریقتِ سنّت قدم زنی که هرچه نو بیرون آورده‌اند، آن مخالف سنّت و جماعت است...».
مکتبِ نقشبندی آن گونه مراتب شیخی و مرشدی را که جز نام و مقام چیزی در درون نداشت و از حقیقت ارشاد و تصوف دور شده بود و پوست بی‌مغزی را می‌مانست، رد می‌کرد. خواجه عبدالخالق می‌گفت: « درِ شیخی را دربند و درِ یاری را بگشای ».
این طریقت، چله نشینی و خلوت‌گزینی و پرسه و سیر و تکدّی را با شعار «خلوت در انجمن و سفر در وطن» طرد کرد. صوفی نقشبندی باید به ظاهر با خلق باشد و به باطن با حق، با مردم درآمیزد و از بیکارگی و یاوگی بپرهیزد. سخن عبدالخالق غجدوانی است که: « درِ خلوت را در بند و در صحبت را گشای ».

نقشبندیه عجب قافـلـه سـالارانـنـد!
که برند از ره پنهان به حـرم قافله را
از دل سـالک ره، جاذبۀ صحبـتـشان
می‌برد وسوسۀ خلوت و فکر چله را...
همه شیران جهان، بسـتۀ این سلـسله‌اند
روبه از حیله چه‌سان بگسلد این سلسله را ؟
مولانا عبدالرحمن جامی

منابع :


منابع اینترنتی :
سایت رسمی جماعت دعوت و اصلاح ایران  http://www.islahweb.org/node/3056
وبلاگ نقشبندیه : به آدرس : http://tn1.blogfa.com/   
وبلا گ حاج ماموستا به آدرس :  http://www.icena.ir/
علمای اهل سنّت کُردستان :   http://aaleman.blogfa.com/  

مطالب مرتبط:
استاد دانشمند و وارع ماموستا ملا محمد بداقی درگذشت
شرح حال علّامه مولانا عبدالعظیم مجتهد سنندجی
زندگینامة خودنوشتِ علامه ملا عبدالکریم مدرّس
شرح حال حضرت شیخ محمّدعثمان نقشبندی (سراج‌الدّین ثانی)
 شرح حال مولانا نورالدّین عبدالرّحمن جامی

مطالب مرتبط در سایتهای دیگر و به زبانهای دیگر:
آشنایی با طریقت نقشبندی(یک مقالة مفصل)
النقشبندیة...منهجها وأصولها وسندها ومشائخها
ته‌ریقه‌ت چیه‌ و بۆچی پێویسته‌ ؟
بۆچی ناوی ته‌ریقه‌ت له‌ ناو ئه‌صحابه‌ و تابعیندا نه‌بوو؟
ته‌ریقه‌تی نه‌قشبه‌ندی و مه‌ولانا خالید و شێخی سیراجوددین

ضمائم :

/ 0 نظر / 35 بازدید