جغرافیای تاریخی زاب صغیر - بخش دوم

جغرافیای تاریخی زاب صغیر -  بخش۲
محمد بن عمر واقدی به نقل از عبدان پسر عطیه، که بعنوان صحابی و حاضر در فتوح سواد العراق بود گوید: آن شب در آنجا مانده فردا شد خالد به کوچ دادن سپاه اسلام فرمان داد در آنجا بار کرده بالای کوه رفتیم. دیدیم مرغزار و چراگاه سبز و خرم و در وادی های آن چشمه های آب سرد بود، در آنجا سه شبانه روز مانده، چهارپایان خود را به چراگاه فرستادیم خالد نامه به اهل سوسانی نوشت، چون نامه خالد به ایشان رسید، از هر جای و آبادی های آن حومه نزد مسلمانان آمدند، هم مسلمان شدند و برای مسلمانان مهمانی کردند و خدمات شایسته انجام دادند و خالد با ایشان بسیار ملاطفت و مهربانی نمود و خراج و مالیات دو سال تمام از ایشان وضع کرد برای اینکه اهالی دوردست بشنوند و از عدالت ایشان سخن رانند ( واقدی، ۱۳۷۴ : ۱۸۵ ). راوی گوید: برای من نقل کرد کسی که مورد وثوق بود که خالد از اهل سوسانی پرسید از شهر و آبادی دورتر، گفتند: ایهاالامیر در بالای ما طرف رودخانه شهریست کوچک که آن را شهباری گویند. در آنجا پادشاهی جاهل است او را جاسوم می نامند. اگر کمترین کسی از مسلمانان به آنجا برود فتح خواهد کرد. پس از آن خالد بار کرده، و با مقداد و عبدالله بن عمر و سایر مسلمانان راه افتادند و بر شهر کوچک شهباری پایین آمدند. وائله بن اسقع گوید :چون اهالی شهر ما را دیدند، بدون گفتگو بر ماها حمله آور شدند ما هم بر ایشان حمله آور شدیم و تا فتح نهایی اسلام جنگیدیم و طبق گفته راوی، چون شهباری را گرفتیم نظر به اینکه جای خوش هوا بود خالد از آنجا بار نکرد و دسته دسته به اسلام گرویدند و این ماجرای آنها بود، آنچه واقع شد (واقدی، ۱۳۷۴ :۱۸۶-۱۸۵ ).
جنگ ابومسلم و مروان بن محمد ملقب به حمار آخرین خلیفه اموی در همین منطقه رخ داد و مروان بن محمد بعد از سنگر در زاب با نیروهای عباسی در افتاد و یک نبرد یازده روزه را انجام دادند که مروان شکست خورد ( ابن اثیر،۱۳۷۸ : ۷/۳۲۸۰ ؛ خضری، ۱۳۸۴ : ۲۰ ؛ طبری، ۴/۳۵۲-۳۵۰ ؛ ابن خلکان، ۱۳۸۱: ۲/۲۱۱ ؛ زرین کوب، ۱۳۷۷ : ۲/۴۷ ؛ زرین کوب و دیگران، کمبریج، ۴/۵۶ ؛ ابن خلکان، ۱۳۸۱ :۳/۴۶۵ ؛ مفتخری، ۱۳۸۴ : ۱۰۲ ؛ اشپولر، ۱۳۷۹ : ۱/۷۳ ؛ آربری و دیگران، اسلام کمبریج، ۱۳۸۵ : ۱۵۷ ). این جنگ که به جنگ زاب معروف است دولت امویان را خاتمه داد و جنگ زاب نقطه مقابل جنگ قادسیه بود و ایرانیان قدرتی را که درآنجا باخته بودند در اینجا بدست آوردند ( فیاض، ۱۳۸۰: ۱۷۵-۱۷۴ ) و در این نبرد دسته دیگر از سپاهیان عباسیان به فرماندهی ابوعون بر سپاهیان مروان پیروز شدند ( آربری و دیگران، اسلام کمبریج، ۱۳۸۵ :۱۶۲-۱۶۱ ؛ زرین کوب و دیگران، کمبریج، ۱۳۸۵ : ۴/۵۶ و ۵۲ ).

سلطان جلال الدین خوارزمشاه، که از خشم به کشتار مردم شهر دقوقا فرمان داد. مردم بقازیج برکران سفلای زاب ،که از سرنوشت اهل دقوقا وحشت زده شده بودند ازسلطان شحنه ای طلب کردند تاازآنان در برابر سربازانش حمایت نمایدسلطان شحنه ای برای آنان فرستاد،که گویند یکی از پسران چنگیزخان بود،که سلطان در یکی از نبردهایش با مغولان وی را به اسارت گرفته بود(باسورث ودیگران،۱۳۸۵ :۳۰۸-۳۰۷/۵). غازان در ماکسین ازرود خابور بگذشت، وتفرج کنان وشکارزنان صحرا را که در آن هنگام پوشیده از گلهای بهاری بود پشت سر گذاشت، در۲۵شعبان/۱۴آوریل در چهار طاق نزدیک سنجار به حرمش پیوست و در دوم (۷۱۱-۶۹۳ق/۱۳۱۲-۱۲۹۴م) پادشاه ارتقی ماردین واگذاشت.وی در موصل از دجله عبور کرد و درکشاف که ظاهراً همان شهر حدیثه در بالای ملتقای زاب بزرگ بوده فرود آمد و در انتظار نتیجه لشکرکشی به شام اردو زد(باسورث ودیگران،کمبریج،۱۳۸۵:۳۹۶/۵). جرجی زیدان در تاریخ تمدن اسلام ،میزان مالیات ودرآمد زاب علیا را با نهر گشتاسپ ۵۲۶/۹ذکر کرده است(زیدان،۱۳۸۵: ۳۱۸).
یاقوت حموی می گوید:زاب کوچک ازکوههای سلق سرچشمه می گیرد و در مورد زاب علیا نیز سخن به میان       می آورد (یاقوت حموی ،ج۳: ۱۲۴ ) بالجمله چند رودخانه معظم که منبع آنها رشته کوه قندیل واقعه درمغرب این جلگه روبه مشرق جاری وهر یک به مجرای جداگانه ازطرف یمین داخل رودخانه کلو می شوند اولی که اقرب به دشت وزنه است رودخانه خدرآوا یعنی خضرآباد است(مهندس باشی،۱۳۴۸: ۱۴۴) ودرحوالی سردشت برروی رودخانه زاب سه جا پل ساخته اند یکی دردره بیتوش نزدیک به قریه تیت بیتوش وبدین مناسبت به پل تیت مشهوراست، راه سردشت به سلیمانیه از روی آن می گذرد، دوپل دیگر در مابین سردشت وبانه است که راه بانه وسنندج ازروی آنها می گذرد یکی خراب تر ودیگری قدری آباد است . به قراری که گفته اند هر سه پل چوبی می باشد که روی پل را تیر انداخته با چوب های نازک مثل سبد بافته اند وراه از بالای آن می گذرد (مهندس باشی ،۱۳۴۸: ۱۴۶ ) ویک پل تاریخی به نام قلعه تاسیان که مربوط به دوره ساسانیان می باشد روی آن درست کرده اند، که همچنین پل دیگری توسط  عزیزخان مکری سردار کل ساخته شده است که سردار دوره ناصر الدین شاه وداماد امیر کبیر بود ودر سردشت متولد شده بود وداخل حجره ای که مدفن عزیز خان است، سنگ مرمری قرار دارد که بر روی آن قطعه شعری منقور است مربوط به تاریخ بنای پلی است که به امر عزیزخان روی رودخانه سردشت بسته است. اینک آن ابیات:

فرمانروای عهد امیر خدایگان
ســردارکل سپهبد ایران عزیز خان
سرمایه فتوت و پیرایه خرد  
دیباچه مروت و شیرازه امان
فرماندهی که بندگی آستان او
عیشی است بی ملامت وسوری است بی زیان
ازکار روزگاربسی عقده ها گشود
تادر ولای شاه کمربست بر میان
بی اختیارمایل آثار کار خیر
گویی زخیر محضش بسرشته اند جان
زان خیرها که ماند تا انقضای در
زان کارها که ماند تا آخر الزمان
برآب رودخانه سردشت بست پل
کز وی به یادگار بماناد درجهان
رودی است چگونه رودی چون فکر او عمیق
آبی چگونه آبی چون حکم او روان
کلک نثارش ازپی تاریخ زد رقم
پاینده بادجد امیر خدایگان

(بامداد،۱۳۵۷: ۳۳۴ -۳۲۶ ؛ وقایع نگارکردستانی، ۱۳۶۴: ۲۵۶-۲۵۴ ؛ بابا مردوخ،۱۳۷۱: ۳۸۳ – ۳۷۶/۳؛ حکیم زاده، ۱۳۸۳: ۲۲۵- ۲۲۲ ).
از شخصیتهای نامدار حوزه زاب ، علامه بیتوشی مشهور ، ابن الحاج ،ذکی رسول افندی، ملا یوسف اصم ، عزیز خان مکری وعبدالقادرواعظی سردشتی و… ،که سردشت با وسعت ۵/۲ کیلو مترمربع در پای کوه (گرده سور) واقع شده است ومشرف به رود خانه (کلو) یعنی سرچشمه های زاب کوچک است که ازمشرق شهر می گذرد(فرجی ودیگران، ۱۳۶۶ : ۲۶۸/۱). ژاک دمورگان پس از بحث فراوان در مورد زاب و دره آن می نویسد : حاکم نشین بخش سر دشت واقع در کوهی است مشرف به دره ای در خاک باسک کولسه.  در نزدیکی این محل ده باسکه دو قرار دارد که هر چند قلمرو همان ایلی است که سردشت قرار دارد اما ملکری ساکن آن اند.(خضری،۱۳۷۹: ۱۲۵؛ دمورگان،۱۳۳۹) و رود خانه، نامهای دیگری را بر حسب منطقه جغرافیایی به خود گرفته است از جمله رود خانه سردشت، آلان، تیت و لاجان و… که به سبب همجواری با این مناطق نامگذاری شده است.(واقدی،تعلیقات،۱۳۷۴ : ۲۲۹ ).
لسترنج می گوید: در جانب باختری دجله چهار فرسخ زیر جرجرایا در موضعی که اکنون خرابه های تل نعمان است شهری بود به نام نعمانیه که یاقوت آن را منزلگاهی در نیمه راه بغداد و واسط دانسته است. نعمانیه کرسی ولایت زاب بالا بود با جامعی در بازار و یعقوبی گوید، نزدیک آن صومعه ای است به نام دیرهزقل که در آنجا راهبان از دیوانگان پرستاری می کنند ( لسترنج، ۱۳۶۷ : ۴۰ ). نهر نیل دهکده های دو جانب خود را آبیاری می کند و تقریباً مقابل نعمانیه به خوری می رسد موسوم به « هول ». در اینجا نهری است که از آن جدا می شود موسوم به زاب بالا که مستقیماً به دجله  می پیوندد. خود نهر نیل از آنجا به سمت جنوب پیچیده، اندکی به موازات دجله سیر می کند تا می رسد به زیر شهر نهر سابس که یک روز راه بالای واسط بوده و درآنجا به دجله می ریزد. و بسا که قسمتی از آب آن از مجرای زاب پایین به دجله می ریزد. نکته ای که باید در اینجا ذکر شود این است که آن قسمت از نهر نیل که زیر خور واقع شده موسوم به نهر سابس بوده و شهری که در جانب راست دجله وجود داشته به همین نام موسوم بوده است. اسم این نهرها در زمانهای مختلف تغییر پیدا کرده است. یاقوت در قرن هفتم گوید مجرای نهر از شهر نیل تا نعمانیه موسوم است به نهر زاب بالا، در حالی که قسمتی از نهر که و آن را زاب پایین نامیده مطابق است آنچه ابن سرابیون نهر سابس نام گذارده است. به هر حال در قرن هفتم قسمت اعظم این نهرها خراب، بایر و خشک بوده، اگرچه باز ارضی کناره آنها حاصلخیز و آباد بوده است  ( لسترنج، ۱۳۶۷ :۸۰-۷۹ ). مناطقی همچون سوسنی که از بازماندگان ملک سوسنا می باشد، رباط که پادشاه آن قیروان بوده و قیزوان که همان قازان فعلی که پادشاه آن هرزیاه می باشد، شهباری، هیولان، بیجان، که در زمان فتح اسلام، آباد و پر جمعیت در کنار رود زاب قرار داشتند ( واقدی، تعلیقات، ۱۳۷۴ :۲۸۱-۲۶۹ ).

منابع ومآخذ:

۱-      آربری، ودیگران، (۱۳۸۵): تاریخ اسلام کمبریج، ترجمه علی جواهر کلام، تهران، موسسه انتشارات امیرکبیر ،چ۱۱
۲-      ابن اثیر،عزالدین،(۱۳۷۸):تاریخ کامل،برگردان سید محمد حسین روحانی،تهران ،انتشارات اساطیر،چ۲،ج۷
۳-    ابن خلکان، (۱۳۸۱): منظرالانسان ترجمه و فیات الاعیان، ترجمه احمد بن محمد الشجاع السنجری، تصحیح وتعلیقات فاطمه مدرسی، ارومیه، دانشگاه ارومیه، چ۱، ج۲و۳
۴-      اشپولر، برتولد، (۱۳۷۹): تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی، ترجمه جواد فلاطوری، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، چ۶، ج۱
۵-      بابامردوخ، (۱۳۶۴): تاریخ مشاهیر کرد، تهران، سروش، چ۱، ج۱
۶-      ــــــــ،(۱۳۷۱): تاریخ مشاهیرکرد، بکوشش مآجد مردوخ روحانی، تهران، سروش، ج۳
۷-    باسورث، و دیگران، (۱۳۸۵): تاریخ ایران کمبریج ازآمدن سلجوقیان تافروپاشی دولت ایلخانان، ترجمه حسن انوشه،گردآورند، جی.آ.بویل،تهران، موسسه انتشارات امیرکبیر، چ۶، ج۵
۸-      بامداد، مهدی، (۱۳۵۷): شرح رجال ایران، تهران، افست مروی، چ۲، ج۲
۹-      پیرنیا، حسن، (۱۳۶۲): تاریخ ایران باستان، تهران، دنیای کتاب، چ۲، ج۳
۱۰-  حکیم زاده، فریدون، (۱۳۸۳): سردشت در آئینه اسناد تاریخی، بی جا، مولف، چ۱
۱۱-  خضری، احمدرضا، (۱۳۸۴): تاریخ خلافت عباسی ازآغاز تا پایان آل بویه، تهران، سمت، چ۵
۱۲-  خضری، سعید، (۱۳۷۹): جغرافیای طبیعی کردستان موکریان، تهران، ناقوس، چ۱
۱۳-  دمورگان، ژاک، (۱۳۳۹): جغرافیای غرب ایران، ترجمه کاظم ودیعی، تبریز، چاپخانه شفق، ج۲
۱۴-  دهخدا، علی اکبر، (۱۳۶۵): لغت نامه، موسسه لغت نامه دهخدا، ج۲۷
۱۵-  زرین کوب، عبدالحسین، (۱۳۵۴): بامداداسلام، تهران، موسسه انتشارات امیرکبیر، چ ۲
۱۶-  ــــــــــــــــــ، (۱۳۷۷): تاریخ مردم ایران از پایان ساسانیان تاپایان آل بویه، تهران، موسسه انتشارات امیرکبیر،چ ۵، ج۲
۱۷- ــــــــــ، و دیگران، (۱۳۸۵): تاریخ ایران کمبریج ازفروپاشی دولت ساسانیان تاآمدن سلجوقیان، ترجمه حسن انوشه، گردآورنده ر.ن.فرای، تهران، موسسه انتشارات امیرکبیر، چ ۶، ج۴

۱۸-  زیدان، جرجی، (۱۳۸۴):تاریخ تمدن اسلام، ترجمه علی جواهر کلام، تهران، موسسه انتشارات امیرکبیر، چ۱۱
۱۹-  طبری، محمد بن جریر، (بی تا ): تاریخ الطبری، بیروت، دارالکتب العلمیه
۲۰-  فرای، ریچارد، (بی تا): میراث باستانی ایران، جزوه قوم شناسی و مردم شناسی، دانشگاه ارومیه،‌ دانشکده ادبیات، چاپ و تکثیر
۲۱-  فرجی، ودیگران، (۱۳۶۶): جغرافیای کامل ایران، تهران، شرکت چاپ ونشر ایران، چ۱، ج۱
۲۲-  فیاض، علی اکبر، (۱۳۸۰): تاریخ اسلام، تهران، موسسه انتشارات وچاپ دانشگاه تهران، چ۱۱
۲۳-  کریستنسن،آرتور، (۱۳۸۴): ایران در زمان ساسانیان، ترجمه رشید یاسمی، تهران، موسسه انتشارات نگاه
۲۴-  کوتشمید، آلفرد، (بی تا): تاریخ ایران، ترجمه وحواشی ازکیکاوس جهانداری، تهران، موسسه مطبوعاتی علمی
۲۵-  گیریشمن، رومن، (۱۳۸۳): ایران از آغاز تا اسلام، ترجمه محمد معین، تهران، انتشارات معین، چ۱
۲۶-  ـــــــــــــ، جزوه قوم شناسی و مردم شناسی، دانشگاه ارومیه، دانشکده ادبیات،‌ چاپ و تکثیر
۲۷-  لسترنج، (۱۳۶۷): جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی، ترجمه محمود عرفان، تهران، انتشارات علمی فرهنگی، چ۳
۲۸-  مفتخری، حسین زمانی، (۱۳۸۴): تاریخ ایران از ورود مسلمانان تا پایان طاهریان،تهران، سمت، چ۲
۲۹-  مهندس باشی، جعفرخان، (۱۳۴۸): رساله تحقیقات سرحدیه، به اهتمام محمدمشیری، تهران، بنیاد فرهنگ ایران
۳۰-  نهچیری، عبدالحسین، (۱۳۷۰): جغرافیای تاریخی شهرها، تهران، انتشارات مدرسه، چ۱
۳۱-  نیکیتین، واسیلی، (۱۳۷۸): کرد وکردستان، ترجمه محمد قاضی، تهران، کانون فرهنگی انتشارات درایت، چ۳
۳۲-  واقدی، محمد بن عمر، (۱۳۷۴): فتوح سوادالعراق، ترجمه عبدالعزیز واعظی سردشتی، بامقدمه وتصحیح نادر کریمیان، تهران، م.واعظی، چ۱
۳۳-  وقایع نگار، علی اکبر، (۱۳۶۴): حدیقه ناصریه در جغرافیا وتاریخ کردستان، به تصحیح محمد رئوف توکلی، تهران، ارژنگ، چ۱
۳۴- یارشاطر،و دیگران، (۱۳۸۳): تاریخ ایران کمبریج از سلوکیان تا فرو پاشی دولت ساسانیان، ترجمه حسن انوشه،گردآورنده یارشاطر، تهران، موسسه انتشارات امیرکبیر، چ۴، ج۳
۳۵-  یاسمی، رشید، (۱۳۶۳): کرد و دیگران پیوستگی نژادی وتاریخی او، تهران، موسسه انتشارات امیرکبیر، چ۲
۳۶-  یاقوت حموی، شهاب الدین ابن عبدالله، (بی تا): معجم البلدان، بیروت، دار صادر(دار الفکر)، ج۳
۳۷-  شریفی، احمد، (بی تا): سردشت درگذر زمان، هفته نامه آبیدر، شماره۲۳و۲۴

نویسنده:  منصورعبداللهی
این مقاله درپایگاه خبری-تحلیلی زاب نیوزwww.zabnews.ir منتشر شده است.

835

/ 0 نظر / 20 بازدید