شلیر خاکی- 839

شلیر خاکی

زندگی نامه
در میانه یک روز تابستانی در سال 1365و در کنار چشمه شکر (کانی شکر) در زیر چادر در روستای گرگول علیا دختری به دنیا آمد که نام آن را شیلر گذاشتند ، از همان اوایل زندگی با سختیها و رنجها آشنا شد و مانند هر بچه روستای دیگر محروم بود از هر گونه محبت و مهربانی دنیا ، چشمانش را با سرمای سرد کوهستان باز کرد و از این سرما درسهای زیادی یاد گرفت . با اینکه در خانواده کاملاً سنتی به دنیا آمده بود اما توانست دوران ابتدایی را با معدل عالی به پایان برساند . همان طور که گفتم به علت حاکم بودن سنت قدیمی بر خانواده ، او را از رفتن به شهر برای درس خواندن به حکم دختر بودن بازداشتند اما شیلر باز هم تسلیم نشد و برای ادامه تحصیل راهی شهرستان نقده شد . توانست دوران راهنمایی و دبیرستان را با سربلندی و موفقیت طی کند . در سال 84توانست به دانشگاه پیام نور راه یابد و در رشته جامعه شناسی مشغول به تحصیل شد . شیلر آرزوهای بزرگی را در سر می پروراند و تمامش خواسته یا ناخواسته تیمار زخمهای هموطنانش می بود . در سال 88 که در حال گرفتن جشن فارغ التحصیلی بود مرگ ناگهانی پدر مهربانش تمام خوشیهایش را به غم تبدیل کرد . شیلر دوباره تسلیم نشد و در برابر مشکلات قد علم کرد و راه پیشرفت را ادامه داد. در همان سال 88 با چاپ بانوی غم خودش را مطرح کرد و تصمیم گرفت از این به بعد با نوشتن سرگذشتهای تأسف بار زنان کرد مرهمی باشد بر زخمهای آنها ، شیلر علاقه و استعداد زیادی در شعر گفتن هم داشت ، شعر باران که متأسفانه هرگز نتوانست آن را چاپ کند یکی از مدارکی بود بر اثبات توانایی هایش ، وقتی شیلر به این نتیجه رسید که نمی تواند از راه شعر دردهایش را بگوید تصمیم گرفت با نوشتن رمان آن همه دردها را بر زبان بیاورد .
در پاییز 91 و بعد از ماجرای شین آباد با نوشتن نثری در مورد « کچه کانم سووتان » به اوج شهرت رسید ، در سال 92 هم با نوشتن کتاب کازیوه بر محبوبیتش در میان هنر دوستان افزوده شد.
 شیلر با این کارها آرام نشد و تصمیم گرفت برای کمک به هموطنانش به عنوان شورا برای پیرانشهر کاندید شد .وهم اکنون جزو اعضای شورای شهر پیرانشهر می باشد .

مجموعه آثار:
بانوی غم: مجموعه شعر
کچه کانم سووتان
کازیوه ،انتشارات آراس سنندج، نوبت چاپ 1392

/ 0 نظر / 128 بازدید