گزیده ای از زندگی نامه و شرح حال استاد شیخ عبدالرئوف نقشبندی

شیخ احمد سراوی فرزند صوفی عثمان،متولد 1240ه.ق  ومتوفی به سال 1313ه.ق است؛که به کمالات صوری و معنوی آراسته بود.ایشان در سرچاوه ی سبحان آغا از قصبات شهرزور کردستان عراق به دنیا آمده است؛ سرآغاز تحصیلش را در مدرسه ی علامه ی زمان حضرت شیخ معروف نودهی در شهر سلیمانیه ی عراق شروع نمود.پس از چند سال رهسپار روستای بیطوش شده و در حلقه ی درس شیخ احمد بیطوشی (فرزند ملا محمود و برادر ارشد ملا عبدالله  مشهور به علامه بیطوشی) وارد میشوند؛پس از پایان دادن دوره مقدماتی علوم  برای ادامه تحصیل راهی دیار کرکوک عراق  شده تا اینکه در تحصیل علوم ظاهری فارغ شده جهت تکمیل مدارج معنوی و تزکیه ی درون، عازم مکتب عرفانی حضرت شیخ عثمان سراج الدین (ته ویله ای)  میگردد و در خدمت آن عالی مقام،مفتخر به دریافت اجازه نامه میشود.

*تولد و کودکی:

عبدالرئوف نقشبندی در دوم رمضان سال 1357ه.ق،در خانواده ای عرفانی و روحانی ،در منطقه ی آلان سردشت در روستای اسلام آباد(بیژوه سابق)،دیده به جهان گشود.در همان اوان طفولیت که هنوز پنجمین بهار زندگی اش را سپری می کرد در محضر پدرشان با حروف تهجی آشنا شد و رفته رفته در خلل توجهات پدرشان وارد حلقه ی درس و تحصیل شد و کتب متداوله ی ابتدایی و دوره ی مقدماتی را  نزد پدرش فرا گرفت.اما در آن هنگامی که سوزها در سینه داشت و هنوز پا به مرحله ی نوجوانی نگذاشته بود،پدر ماجدش شیخ ملا محمد،مشهور به ابن الشیخ،دار فانی را وداع گفت و عبدالرئوف یتیم و بی پدر شد.

اما حضور پر رنگ و سرپرستی حضرت شیخ محمد امین جد مجید عبدالرئوف،احساس بی پدری را از وی دور کرده بود و باعث تحول و دگرگونی در خلق و عادت وی به سوی تکامل گردید.بنا به گفته ی شیخ عبدالرئوف،وی که در پیش پدرش کسب فیض می نمود بسیار از طریق ایشان تحت فشار بود اما شیخ امین،جد بزرگوارش،برنامه ی تحصیل وی را عوض نمود و بیشتر از جنبه ی لطف و مهربانی استفاده می فرمود و بدین لحاظ دوره ی تازه ای از زندگانی کودکانه وی شروع شد و رویه ای دیگر در پیش گرفت.

*عرفان:

عبدالرئوف،از همان کودکی در مراسم عرفانی خانقاه نیاکانش شرکت می نمود و به همین دلیل،پس از فراغت از تحصیل،نظر به علاقه ای که به عرفان و تصوف داشت و با توسل به رهنمود های داهیانه ی شیخ محمد امین،احرام بند مصطبه ی عشق حقیقی و راهی مرکز ذوق عرفانی،مکتب عرفانی شیخ عثمان سراج الدین ثانی در بیاره و دورود سنندج می گردد و در آنجا طبق ارشاد و راهنمایی های حضرت شیخ سراج الدین ،به فراگیری قوانین سیر و سلوک و اصول انطباع در باطن خود می پردازد و فراز و نشیب های این دریای ژرف را می پیماید و پیچ و خم های طریق و سلوک الی ا... را با الهام از این استاد در می نوردد و مفتخر به دریافت اجازه ی خلافت و ارشاد ونشر طریقت نقشبندیه می گردد.همان زمان که در محضر حضرت شیخ عثمان در دورود سنندج بود از محضر علامه ی فرزانه و گرانقدر،استاد مرحوم ملا محمد باقر بالک بهره ها برد و بعد از اینکه از محضر ایشان به حظ وافر رسید،از طرف آن استاد ارزشمند نیز مفتخر به دریافت اجازه نامه و گواهی تدریس و افتا شد.

*دوران تحصیل:

عبدالرئوف از همان آغاز کودکی به امر پدرشان به تحصیل علوم دینی روی آورد وتا بعد از فوت پدر و اینکه مدت ها در محضر جدّ امجدش،علوم دوره ی مقدماتی فارسی و عربی را فرا گرفت طوری که در سنین دوازده سالگی،تمامی علوم مقدماتی صرف و نحو عربی را بطور کامل آموخت.وی علاوه بر تحصیل این علوم در محضر پدر و جدش،درس اخلاق را هم یادگرفت.بعدها با پی بردن به نبوغ سرشار وی،بر حسب دستور شیخ محمد امین رهسپار حوزه ی علمیه ی دولکان در منطقه ی آلان می شود و در محضر استاد ملا علی محمودی،زانوی ادب و تلمذ می زنند و در محضر ایشان کتاب جامی،شافیه ی ابن حاجب و ذات الشفاء شیخ جزری و کتب علمی دیگر را به اتمام می رسانند طوری که بعداز چند مدت شافیه و ذات الشفاء را حفظ کرده بود.بعد از چند سالی به علت حضور نیرو های ژاندارمری و اشغال مسجد روستا،به امر جدش شیخ محمدامین،رهسپار روستای گه لاله ی عراق شدند و در سلک مستفدین مخصوص جناب استاد ملا محمد بوکانی (مشهور به رئیسی و ملای گلاله) جای گرفت.ماموستا ملا محمد در سطح بسیار بالا و طبق اطلاعات خود تدریس می کرد و به همین دلیل عبدالرئوف چیزی نمی فهمید و او را بی سواد قلمداد می کرد و به روی این حدس و گمان چهار ماه از روستای گه لاله،باز به سوی استاد سابق مرحوم ماموستا ملا علی برمی گردد اما دیری نپایید که بر اثر تشویق و تعریف اطرافیان از حوزه درس استاد علامه رئیسی ، مجددا رهسپار گه لاله شدند و حضرت استاد هم به خاطر پدر و جدش و اینکه به نبوغ علمی شیخ رووف پی برده بود، دوباره وی را در سلک مستفدین حضرتش جای داد.بعد از چند سالی دوباره از آنجا رهسپار شهرستان سردشت شد و برای بار سوم به محضر استاد ملا علی محمودی رسیدند.پس از مدتی مجددا رهسپار گه لاله شد و در این مدت افق دیگری از نور و علم و فضل و کمال و فروغ از ملا محمد بوکانی بر ایشان محرز و مشخص شد و تا پایان تحصیلات،فراگیری علوم مختلف را ادامه داد و بالاخره در 17 صفر سال 1380ه.ق مطابق با 20 خرداد ماه سال 1339ه.ش،مفتخر به دریافت اجازه و گواهی نامه ی مخصوص افتاء و تدریس نزد آن دانشمند و آن یگانه ی افق گردید.

بعد از اخذ اجازه ی علمی از محضر علامه ی رئیسی،به مسقط الرأس و زادگاه خویش،بیژوه مراجعت نمود و به تشکیل مدرسه ی علوم دینی در سه پایه ی مقدماتی ،مستعدی و فارغ التحصیلی،ترتیب اثر بخشید.و پس از مدت ها و فارغ التحصیلی افراد بسیاری از محضر شیخ عبدالرئوف،جناب مرحوم ماموستا ملا صالح نجیبی به روستای بیژوه بازگشتند و مرحوم نقشبندی به پاس احترام و پاسداشت مقام استادی وی،کرسی تدریس خود را به وی واگذار کرد و خود به نهضت تالیف ،تحقیق و ترجمه روی آورد.

*وفات:

شیخ رئوف،از سالهای قبل از مرگش ،خود را برای ملاقات با محبوب آماده کرده و «موتوا قبل أن تموتوا» را اختیار کرده بود ؛ سالهای عمر خود را وقف خدمت به آیین و شریعت  غرای محمدی نمود و قریب  چهل سال به ارشاد و تعلیم و تربیت و تالیف و تدریس پرداخت، تا اینکه پس از سپری کردن شصت و سه سال از عمر با برکتش  در 18آذر ماه ماه 1381 شمسی، با زبان روزه پرچم عزیمت به سرای باقی برافراشت و در حالی که  به اتفاق یازده نفر از همراهان و مریدان از شرکت در مجلس ترحیم یکی از بستگان در پیرانشهر به سمت سردشت برمیگشتند، بر اثر حادثه دلخراش تصادف  در نزدیکی روستای چکو خرقه تهی کرده و  به وصال محبوب شاد گشتند.با مرگ این دانشمند فاضل،غم و اندوهی جانکاه تلاشگران و پویندگان عرصه علوم را فرا گرفت چرا که «موت العالِم موت العالَم»

*آثار و تألیفات:

از دفتر زمانه فـتد نامش از قلم        هر ملتی که مردم صاحب قلم نداشت     


مرحوم ماموستا شیخ رئوف،چون دانشمندی محقق و مسلط بر علوم و با آگاهی و بیداری که داشت و بر حسب وظیفه ی وجدانی ، وطنی ،علمی و عرفانی، چون خداوندان قلم  برای اشاعه علم و ادب وعرفان قلم فرسایی نمودو چون ستاره ای درخشان در آسمان علوم و معارف درخشید و جزو مفاخر سرزمین قدیمی کردستان و مایه افتخار و سرافرازی منطقه ی آلان سردشت گردید.البته ماموستا شیخ رووف در چند جای آثارش  مرتبا به این مطلب اشاره کرده و فرموده اند که: «شرم دارم با اندک بضاعت علمی،خود را در سلک مولفان جای دهم...

نه شکوفه ای نه برگی، نه ثمر نه سایه دارم

همه حیرتم که دهقان به چه کار کِشت مارا

اما در ادامه هم نوشته اند که :«من  نمانم،خط بماند یادگار» (اختران ثابت و سیار آلان،ص 4). و بر همین اساس از هر خرمنی خوشه ای و از هر بوستانی ازهاری چیده و از هر علمی توشه ای برده است و قلم در دست،به نهضت تالیف و تحقیق و ترجمه روی آورد و آثار گرانبهایی در علوم مختلف به سه زبان کردی عربی و فارسی به یادگار گذاشت،که تالیف چهل کتاب و بیشتر از بیست رساله حاصل تلاش علمی چند ساله ی اوست...

اینک ذکر چند اثر وی جهت تذکار:

*الف)تالیفات به زبان کردی:

*په رتوکی گولزاری ئه ده ب.(دیوان اشعار)

*رافه ی ره ئوف له سه ر عه وامیلی شیخ معروف(نودهی).{ در علم  نحو}

*وتوویژی دوکتور له گه ل خالی پیر.(عقاید)

*دیاری که لانه  بو مامه شوانه . (ادبیات و شعر)

*ژیانی پیغه مبه ران

*وه نینی گه وهه ر به  کوردی له سه ر شرحی قه سیده ی بوردی.(شرح بر قصیده ی بردیه)

*وینه ی چرا گاز بو حاجی که چو بو خاکی حیجاز.(مناسک حج)

*دابه ش کردنی میرات به گورجی له سه ر شرحی فرائضی قزلجی(ارث و فرائض)

*روباری ئه ده ب (کشکول)

*هه لنانه وه ی ته فسیری ره وان.

ب)تالیفات به زبانهای فارسی و عربی:

 

*رساله ای در مورد واقعه غدیر

*رساله ای در مورد عید مبعث حضرت رسول(صلی الله علیه وآله وسلم)

 

*کوکب الدریه فی اصول الوفقیه(در علم اوفاق)

*مجادله السیف و القلم

*الإهداء الی القراء فی احکام وقوف الکلام

*القال حول الحال

*مجمع المتون مع بعض الفوائد(ادبیات و صرف و نحو)

*النقشبندیه علی الصمدیه(شرح برکتاب صمدیه)

*حکایات الصالحین(تذکره)

*هل من ناصر

*مقدمه ای مبسوط بر کتاب شرح ذات الشفاء

*غزوات

*مواهب قدوسی(فلسفه و کلام)

*ترجمه زندگانی زرتشت

*اختران ثابت و سیار آلان سردشت

*دفتر حاوی یادداشت های مختلف(کشکول)

*مقدمه ای بر کتاب مصباح الهدایه حسین فردوسی(حدیث شناسی)

*شرح بدیع

*رساله ی جفر معشر

*انیس الجلیس(زندگی نامه خود نوشت ماموستا شیخ رئوف به زبان فارسی)

*گنجینه گرانمایه(شرح و توضیح اشعار کفایه المعانی علامه بیتوشی)

*خطبه ها

*رساله ای در مورد وحدت وجود

*فرهنگ اصطلاحات فارسی به عربی

*رساله اعلام جرم به چراغ چهار راه پیچیده(نقدی بر کتاب علامه ماموستا ملا محمد بداقی پیرانشهر)

*زندگی نامه حضرت شیخ محمد امین نقشبندی و تتمه ی فرمایشات او

*اثبات وجود خدا

*رساله حرمت ثروت اندوزی از طریق قاچاق یکی از احکام ثانوی فقهی است.

*آیینه ی جهان نما.(نجوم و فلکیات)

*عصای موسی(نقد بر بهائیت)

*مجموعه مقالات

*تقویم 400 ساله ی کوردی

*صیقل آیینه(نقدی بر کتاب آیینه اسلام جناب ماموستا ربیعی)

*شرحی بر باب «مقطوع و موصول و حکم التاء»بر کتاب تجوید شیخ جزری

*باغستان راستان

*شرح اقصی الامانی

*اسلام تا چه حد نسبت به حقوق زنان اقدام کرده است؟

*مقدمه ای بر کتاب بهشت کردستان

*رساله ای با عنوان تحقیق در تطور علوم تفسیر و علوم الحدیث

وچند رساله  دیگر...

/ 0 نظر / 14 بازدید