<

زمزیران
دانشنامه تاریخ ،جغرافیا، فرهنگ و ادبیات و فولکلور و جاذبه های گردشگری شهرهای(سردشت و پیرانشهر) 
قالب وبلاگ
نويسندگان
لینک دوستان

در طول مدت چندین سال تحقیقات میدانی و بررسی ها و پیگیریهای مصرانه به همراه اساتید محترم باستان شناس و تاریخدان، در منطقه ی شهرستان سردشت و حیطه ی محدودی در همسایگی این منطقه ، به جای اینکه با تلاشهای مذکور بتوانیم پاسخی برای سوالات و مجهولات تاریخی آن پیدا کنیم ، هزاران سوال و معمای دیگر ذهن ما را درگیر خودش کرده است .
طی سالیان متمادی تنها خاطره ی تاریخی ما از دوران باستان به دوران حمله ی اعراب و هجوم های جسته گریخته ی آنها به مناطق مختلف سردشت برمیگردد ، و این یعنی ما به دلیل کاوش نشدن منطقه هیچ اطلاع دقیقِ علمی از دوران باستان آن نداریم . اما چرا در هیچ کدام از کتب مورخان ایرانی و یونانی و عرب نیز به آن اشاره ای نشده است ؟ آیا واقعا این منطقه با یک فقر تاریخی مواجه است؟ آیا نوای بلند آواز تمدن و فرهنگ به این منطقه نرسیده است؟ آیا این منطقه هیچ اهمیتی برای امپراتوریهای باستان نداشته است؟ و مهمتر از همه اینکه چرا حتی در دوران اسلامی نیز هیچکدام از مورخین ، جغرافی دانان و حتی جهانگردان نیز تا قبل از دوره ی عثمانیان اشاره ی خاصی به این منطقه نکرده اند؟ (حتی در مورد تاریخ معاصر هم اگر تحقیقات جامع و دلسوزیهای کسانی چون استاد فریدون حکیم زاده سردشتی نبود ، هیچ چیزی مکتوب در دسترس علاقمندان نبود . ) و صدها سوال دیگر که ذهن هر مورخی را به خود مشغول میکند .


مبحثی کلی در خصوص تاریخ منطقه ی سردشت ( بخش اول )
در طول مدت چندین سال تحقیقات میدانی و بررسی ها و پیگیریهای مصرانه به همراه اساتید محترم باستان شناس و تاریخدان، در منطقه ی شهرستان سردشت و حیطه ی محدودی در همسایگی این منطقه ، به جای اینکه با تلاشهای مذکور بتوانیم پاسخی برای سوالات و مجهولات تاریخی آن پیدا کنیم ، هزاران سوال و معمای دیگر ذهن ما را درگیر خودش کرده است .
طی سالیان متمادی تنها خاطره ی تاریخی ما از دوران باستان به دوران حمله ی اعراب و هجوم های جسته گریخته ی آنها به مناطق مختلف سردشت برمیگردد ، و این یعنی ما به دلیل کاوش نشدن منطقه هیچ اطلاع دقیقِ علمی از دوران باستان آن نداریم . اما چرا در هیچ کدام از کتب مورخان ایرانی و یونانی و عرب نیز به آن اشاره ای نشده است ؟ آیا واقعا این منطقه با یک فقر تاریخی مواجه است؟ آیا نوای بلند آواز تمدن و فرهنگ به این منطقه نرسیده است؟ آیا این منطقه هیچ اهمیتی برای امپراتوریهای باستان نداشته است؟ و مهمتر از همه اینکه چرا حتی در دوران اسلامی نیز هیچکدام از مورخین ، جغرافی دانان و حتی جهانگردان نیز تا قبل از دوره ی عثمانیان اشاره ی خاصی به این منطقه نکرده اند؟ (حتی در مورد تاریخ معاصر هم اگر تحقیقات جامع و دلسوزیهای کسانی چون استاد فریدون حکیم زاده سردشتی نبود ، هیچ چیزی مکتوب در دسترس علاقمندان نبود . ) و صدها سوال دیگر که ذهن هر مورخی را به خود مشغول میکند .
اما اینچنین که همه میدانیم آثار و یافته های تاریخی در این منطقه حکایت از چیز دیگری دارد . گمانه زنی ها و متعاقب آن کاوشهای جسته گریخته ، طی چند سال گذشته دال بر این است که تاریخ آن بسیار فراتر و غنی تر از آن چیزی است که جمیع مورخان و باستان شناسان در مورد آن فکر می کردند .
از آثار فسیلی از انگشت انسان متعلق به دو میلیون سال قبل گرفته تا آثار فراوان دوره های قبل از سفال و دوره های مختلف سفال تا آثار اورارتویی ، سکایی ، ماننایی ، مادی ،هخامنشی ، اشکانی ، ساسانی ، رومی ، یونانی ، و چندین فرهنگ و تمدنی که هنوز بشر موفق به کشف و بررسی آنها نشده است . جالبتر و تعجب آورتر اینکه در بعضی جاها حتی آثاری از هنرهای باستان بابلی و مصری و حتی چینی هم موجود است که تعجب همگان را برانگیخته است .
اما چرا و چگونه؟ چطور ممکن است که با این همه عظمت باستانی ، نامی از این منطقه در هیچ جای تاریخ نباشد ؟ واقعا چرا؟
پاسخ به این سوالات کار ساده ای نیست و نیازمند تحقیقات و واکاوی های مداومِ اساتید امر است که شاید روزنه ای برای پاسخ به آن بیابند .
اگر بیایم محدوده ی شهرستان را به هشت قسمت تقسیم کنیم و به صورت علمی و دید باستان شناسانه آنها را بررسی کنیم متوجه یک پدیده ی خاص خواهیم شد.................
(ادامه دارد )

بحثی کلی در خصوص تاریخ سردشت (بخش دوم)

.....چنانچه ما شهرستان سردشت را به هشت قسمت تاریخی منقسم نماییم به داده های بیشتری رسیده و علیرغم اینکه باز هم سوالات فراوانی ذهنمان را درگیر میکند به بعضی از جواب ها نیز خواهیم رسید .
_ منطقه ی آلان از لب مرز کردستان عراق و مرز شهرستان بانه از بانەزێر تا دشتی بانوان تا ورچەک تا کڕێوە تا گرتەک تا تییەت و بیتوش و زاویه ی مورب ماره غانی در غرب و ما بین آنها یعنی شمال آن در کوله سه
_ دره ی زاب از کۆڵەسە تا واوان
_ نوارز مرزی سردشت و بوکان و سقز از گۆڵێ و کونە ورچە و نواحی سیسێر تا شاڵگه و مڕانێ و لیلانێ و موازات شمالی جنوبی آن
_ بخش غربی آلان از گلینه تا کوههای مرزی سردشت و قلعه دیزه در غرب سێوەتاڵ و کاولەکۆن و سوره چۆم و دەرمان ئاوێ
_ بخش غربی زاب به صورت یک خط موازی با آن از وارشی قازیاوێ به احمد بریو و نێوچوان و زەلێ ، تا نوار مرزی سردشت موازات دۆڵە توێ و داوداوێ و مەمکاوێ تا دۆڵی خانوان
_ بخش غربی زاب از میرآباد تا ئاڵی ئەمەران تا قندیل در غرب آن و تا پردانان در شمال
_ بخش شرقی زاب از زمزیران به طرف غرب و شمال غربی تا سوێسنان و چەکۆ
_نوار مرزی قندیل ( قسمتی که در حیطه ی شهرستان سردشت واقع شده است)
و خود شهر سردشت که جداگانه در مورد آن بعدا بحث خواهیم کرد .
تقسیم تاریخی فرضی که پیش رو دارید بر اساس یافته ها و آثاری است که در مناطق یاد شده یافت گردیده است که بر اساس اسناد و مدارک عینی و متعاقبا تحقیقات میدانی و کتابخانه ای لازم در خصوص آن ، این فرضیه را بنا نهاده ایم . تحقیقات نشان میدهد که گاها در بعضی از دوره های متناوب، مناطقی از این هشت قسمت کاملا از لحاظ تاریخی از بقیه مجزا بوده اند . هر چند در اکثردوره ها نیز دارای تاریخی یکسان و کاملا مشابه هم می باشند . آثاری که ما در مناطق مختلف ، در نواحی مذکور مشاهده کرده ایم نشان از وجود تمدنهای عظیم و فرهنگهای غنی در این خطه دارد که شوربختانه به دلیل عدم توجه مسئولین محترم ، هنوز کشف نشده و از طرفی نیز در حال تاراج یا تخریب شدن است .
وجود خط های کاملا متفاوت در کتیبه های گلی و مکتوبات روی آجرهای خام و لعاب دار و نیز حکاکی های روی صخره ها ، در مناطق یاد شده یکی از دلایل احتمالی وجود فرهنگهای مجزا در آنهاست . خطوطِ ناشناخته ای که متخصصین آن در جهان هنوز موفق به کشف آن نشده اند . از دلایل عدم کشف آنها این است که متاسفانه این مناطق هنوز حفاری نشده و آثار تمدن و فرهنگ عظیم آن معرفی نگردیده است . ....
ادامه دارد....
هیوا سعدی/.

بحث کلی در خصوص تاریخ سردشت (بخش سوم)

... در طول سالیان دراز منطقه ی تحت لوای امپراتوری های ایرانی مورد هجوم اقوام مختلفی قرار گرفته است . بعضی از این مهاجمین توانسته اند سالیان درازی بر ایران حکومت کنند و تمامی آداب و رسوم وسنن ناب و فولکلور این مناطق را با علایق خویش تغییر داده و این تغییرات را بر مردم آن زمانها تحمیل کرده اند . مهمترین این مهاجمین ترکهای بربر و اعراب تازی بودند که توانستند افسار کشور را برای مدتهای طلانی در دست بگیرند و زبان و فرهنگ خود را بر مردم تحمیل کنند . این تصرفها و حکومت کردنهای بیگانگان در ایران همیشه با زورگویی های سیاسی فرهنگی و اجتماعی و غیره همراه بوده است . بدین شیوه که زبان رسمی مناطق مختلف را به مرور زمان با تغییر نامها و اسامی جایگاهها و اماکن ، کمرنگ کرده و زبان خویش را جایگزین می کردند . مدلهای بسیاری از این نوع را می توان در ایران مشاهده کرد که در آن کلیه ی اماکن و جایگاهها و مناطق اسامی ترکی و عربی به خود گرفته اند .
اما با نگاهی اجمالی به منطقه ی سردشت و حومه ی آن در خواهیم یافت که هیچکدام از نامها واسامی موجود بر اماکن و مناطق آن نه عربی است نه ترکی وحتی نه پارسی !(مانند : بێتووش ، بێوران ، مارەغان ، شاڵگە ، گیاڕەنگ و غیره) روستاها و مناطق حیطه ی شهرستان سردشت و در یک محدوده ی کمی وسیعتر تعدادی از روستاهای دورتر آن ، تماما از اسامی باستانی بهره برده و این خود گویای خط قرمزی است که حاکمین باستانی این منطقه برای مهاجمین کشیده اند .
بر اساس شواهد تا قبل از تشکیل اتحادیه قبایل ماد و حتی در زمان دولت قدرتمند مانناها همسایگان قدرتمندی چون آشورها مرتبا به این منطقه حمله ور میشدند و خرابی های فراوان به بار می آوردند . اما بعد از آن زمان حتی در دوران هخامنشیان و بعد از آن هم کسی نتوانست به ابن منطقه نفوذ کند و آن را تحت سیطره ی خود بگیرد . فقط یک نکته ی مبهم در مورد وجود اسامی بعضا یونانی در منطقه شایان توجه است که در مورد آن هم دلایل تاریخی بیشمار اند و بیشتر به دوره ی اشکانیان مربوط می شوند . (بعدا در مورد آنها بیشتر توضیح داده خواهد شد . )
در کل استقامت و پایداری مردم این ناحیه و وجود یک شاهک نشین متمرکز و قدرتمند مانعی مستحکم بود در برابر یورشهای دشمنانشان .
با نگاهی به یافته های تاریخی در شهر های همجوار سردشت متوجه خواهیم شد که آثار اسلامی مربوط به دولتهای مسلمان حاکم آن دوران به وفور یافت شده و حتی آثاری از حکومتهای ترک نژاد هم به وفور موجود هست . اما در سردشت به صورتی که بتوان به آن استناد کرد که اینها اینجا حکومت کرده اند ، وجود نداشته و یافت نگردیده است. همین مستندات تاریخی باعث به وجود آمدن یک سوال اساسی خواهد شد که چرا ؟ آیا ترکها هرگز نتوانستند به این منطقه نفوذ کنند؟ اعراب چی؟
......................
ادامه دارد ( هیوا سعدی )

بحث کلی در خصوص تاریخ سردشت (بخش چهارم)

تاریخ و یافته های تاریخی اکنون در جهان یکی از فاکتور های خودنمایی و بر خود بالیدن ملتها و کشورهای گوناگون است که همه را به داشتن همچین اسلحه ای وا داشته و حتی بعضی از کشورها مخصوصا کشورهای اروپایی را وادار به جعل خروار به خروار تاریخ نموده تا شاید اعتباری برای گذشتگان خود کسب نمایند . ایران باستان با توجه به اینکه در منطقه ای تمدن خیز و مطلوب واقع شده بود بی شک یکی از متمدنترین کشورهای باستان در جهان است که با توجه به تقسیم مراکز اشاعه ی تمدن به جهانیان ، در رده ی های نخستین آن قرار دارد . متاسفانه در این کشور متمدن و غنی کوچکترین بهایی به کاوشهای باستانی و آگاهی از تاریخ نیاکان داده نمیشود . با این حال در مناطقی که بازماندگان ملیتهای باستانی آن زندگی میکنند وضع بدتر بوده و بیشتر در صدد تخریب تاریخ و فرهنگ باستانی آنها برآمده اند . این مورد ناخوشایند بیشتر از هر جایی شامل کردستان و از بین آن به صورت بسیار خاص ، سردشت میشود . هیچوقت از خودمان سوال نکرده ایم که چرا هیچ وقت نامی از سردشت در تاریخ نیامده است؟ چرا در تمامی شهرهای همجوار بسته های تاریخی آن شهر مرتبا به بازار عرضه میشود ولی همه در خصوص تاریخ سردشت سکوت را اختیار کرده اند ؟ به عنوان مثال ویکیپدیا به عنوان یکی از مراجع عمومی اطلاعات در جهان اینترنت هر شهری را با تاریخ آن به جهانیان معرفی میکند اما چرا در خصوص سردشت هیچ بحثی از تاریخ آن نیامده است؟ البته این مورد در تمامی تارنماهای تاریخی مشاهده میگردد . پاسخ به این سوال دو وجه است . اول اینکه ما هیچ تاریخی نداریم.! دوم اینکه یک تاریخ غنی داریم ولی به دلایلی مایل به شناساندن آن نیستند.! جواب اول که کاملا غیر منطقی و منتفی است چون یافته ها و آثاری که گاه و بیگاه در سردشت یافت میشود دلیل محکمی بر رد آن است. اما در مورد جواب دوم ! وجود آثاری از قبیل سنگ نگاره ها و گورهای باستانی و قلعه های مستحکم و جایگاههای بسیار ویژه(!!!!!) و..و ... همگی حاکی از وجود تمدنهای عظیم در این منطقه است . آثاری که متاسفانه به شیوه ای نامعقول از سیمای این ملت زدوده میشوند .
اما سوال اساسی اینجاست که چرا هیچ کس مایل به شناساندن تاریخ این منطقه نیست؟ چرا همه و همه از بر زبان راندن و رونمایی از حقیقت آن واهمه و ابا دارند؟ واقعا چرا با سحن راندن از تاریخ سردشت ترس وجود همه ی ذی ربط ها و تاریخ دانان را میگیرد؟ آیا ما به صورت آماتور و دست خالی میتوانیم فرهنگ غنی نیاکانمان را از اعماق تاریخ بیرون بکشیم؟ پاسخ به این سوالات یکی از مهمترین دغدغه های علاقمندان و متخصصان این رشته در سردشت است که سالهاست آنها را بی وقفه در گیر خود نموده است .
ما در این صفحه با کمک اساتید و دوستان علاقمند و آگاه خود سعی خواهیم کرد به مرور زمان از وقایع به حقِ تاریخ سردشت پرده برداشته و آن را روشن نماییم . /.
جالب است که بدانیم باستانی ترین کشف سردشت ،فسل یک تکه استخوانِ بند انگشت به برزگی یک متر بوده است که حدود هفده سال قبل در یکی از زمینهای اطراف استادیوم ورزشی هفت تیر ، در عین انجام عملیات خاکبرداری توسط یک کارگر ساختمانی کشف شد . باستان شناسان آن را مربوط به انسانهای غول پیکر دانسته و قدمت آن را دو میلیون سال تخمین زدند . این خبر ابتدا به صورت بسیار وسیع از سوی رسانه ها پیگیری شده و متن خبری آن تا دو هفته بر روی تلکست موجود بود اما بعد از آن دیگر هیچ خبری از آن نشده و حتی تمامی آرشیو مربوط به آن نیز پاک شده بود.......
ادامه دارد....
هیوا سعدی/.

[ شنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ٧:٠٩ ‎ب.ظ ] [ محمد فاضل شوکتی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

گر می خواهی پس از مرگ فراموش نشوی یا چیزی بنویس که قابل خواندن باشد یا کاری کن که قابل نوشتن باشد. "بنیامین فرانکلین" (زمزیران نام رشته کوهی زیبا و بلند در سلسله کوههای زاگرس مابین مهاباد ، ،سردشت و پیرانشهر میباشد) محمد فاضل شوکتی دانش آموخته علم مدیریت .کارمند و مدرس: که به تحقیق در زمینه میراث معنوی و فکری شهرهای پیرانشهر و سردشت می پردازد،و سعی دارد تا برگیرنده مطالب و مقالات مرتبط با این دو شهر باشد. این وبلا گ در راستای مدیریت و جمع آوری اسناد ،مدارک ،عکسها و نشریات،مشاهیر و اطلاعات : تاریخی ،فرهنگی،اجتماعی، دوشهر( پیرانشهر و سردشت ) به منظور شکل دادن کانالی برای حضور در فضای مجازی و به اشتراک گذاشتن این اطلاعات و معرفی این دو شهربه ایران و جهان شکل گرفته است . بررسی و غور در میراث معنوی و فکری هزاران ساله ی این دو شهر از عهده یک یا چند نفر خارج بوده ،و یاری اصحاب قلم و نظر را می طلبد،، اگر این وبلاگ بتواند نقطه عطفی باشد برای زاده شدن اندیشه ای نو در پایان نامه های دانشگاهی و یا روان نمودن اطلاع رسانی به گردشگران و ایجاد پل ارتباطی مابین مردمان خون گرم این دوشهر با جهان و جذب گردشگران به مراکز طبیعی جذاب وتجاری این منطقه ، به هدف خود رسیده است . همچنین این وبلاگ حاوی عکسهای بسیارزیبا و دلپذیر و پر ارزش، قدیمی و نادری است که یاد آورخاطرات و حوادث و لحظات تاریخی تلخ و شیرین گذشته و پیوند آنها با حال و آینده شماخواهد بود . مطمئنا لحظاتی را که با ما سپری خواهید نمود شیرین خواهد بود. این وبلاگ را می‌توان یک مرجع برای معرفی مراکز گردشگری و تفریحی و توریستی وتجاری شهرهای پیرانشهر و سردشت دانست. امید می رود بازدید کنندگان عزیز ، کاستی های آن را به طرق ممکن گوشزد و با ارسال تجربیات موفق خود دراین حوزه و نیز در راستای پر بارتر نمودن محتویات زمزیران، مارا یاری فرمایند. مسئولیت محتوای وبلاگ های لینک شده به عهده مدیر همان سایت است. دادن (یا ندادن) لینک به هر سایت یا وبلاگی به منزله قبول یا رد هویت و یا اطلاعات یا نظریات ایشان از طرف بنده نیست! البته سعی بر این است که سایت ها و وبلاگ های مفید و مرتبط لینک شود.
موضوعات وب
RSS Feed