<

زمزیران
دانشنامه تاریخ ،جغرافیا، فرهنگ و ادبیات و فولکلور و جاذبه های گردشگری شهرهای(سردشت و پیرانشهر) 
قالب وبلاگ
نويسندگان
لینک دوستان

مختصری در مورد تاریخ عشیره   سوسنی


 روایت اول:

عشیرهء باستانی سوسنی به خاندان موبدان بزرگ زرتشتی می رسند که آنان نیز به نوبهء خود پشت به پشت به (ایست وایسترا) پسرارشد حضرت زرتشت(ع)می رسند که در دوران اوایل اسلام یکی از همسران این خاندان(خورشید چهر) که از شاهزاده گان ملوک ارمن بوده به اسم (ملکه سوسنا) در نواحی بین سردشت و ربط ودارمه فرمانروایی می کرده اند که ریشهء نام سوسنی به نام ایشان برمی گردد.

طایفهء بزرگ صوفی زاده های مهاباد امروزه نماد بارز و اصلی عشیرهء باستانی سوسنی در ساوجبلاغ مکری و منطقهء مکریان می باشند که جد ایشان یعنی حاج صوفی اسماعیل خان سوسنی مکری (سابلاغی) یکی از روءسای عشیره ء شجاع و فداکار سوسنی می باشد که چند صد سال پیش از قسمت شمال شرقی کردستان عراق و غرب مکریان وهمزمان با حکومت خان زاده های مکری به شهر مهاباد مهاجرت کرده اند و پایه گذار یکی از اصیل ترین و قدیمیترین خانواده های ساوجبلاغ مکری یعنی (صوفی زاده) ها بوده اند.البته باید خاطر نشان کنم که خاندان خاتمی و فروهر نیز از سوسنی ها می باشند بطوریکه خاندان خاتمی مالک روستای باصفای کانی زرد که از مناطق خوب عشیره سوسنی است ،بوده اند و ما نیز البته در نواحی باستانی ربط تا زمزیران زمین هایی داشته ایم.

حاج اسماعیل خان سوسنی سابلاغی(1244-1156هجری شمسی)در سال 1195ه.ش درسلیمانیه به خدمت حضرت مولانا ضیاءالدین خالد نقشبندی(رض)می رسند و جزء اولین کسانی در کردستان می باشند که پیرو طریقت مقدس نقشبندی می شوند و از آنجایی که به پیروان این طریق ناب صوفی گفته می شود به حاج (صوفی) اسماعیل خان مشهور می شوند و شهرت صوفی زاده بعد از ایشان به این سفروقضیه مبارک و تاریخی برمی گردد.

در ضمن برای آگاهی از زندگینامهء شخصیت های برجستهء دیگرخاندان صوفی زاده می توانید به صفحات 652 الی 654 ازکتاب تاریخ ساوجبلاغ مکری(مهاباد در آینهء اسنادتاریخی)تالیف آقای فریدون حکیم زاده مراجعه بفرمایید(در ضمن این متن تحت عنوان نسب نامه چندیدن خاندان قدیمی مهاباد و مکریان در شماره 122 مجله مهاباد به چاپ رسیده است).

 

روایت دوم:

عشیره سوسنی طبق این روایت یکی از شاخه های جدا شده از ایل پشدری(میر ابدالی) و از نوادگان امیر سیف الدین خان مکری سردار و سیاستمدار بزرگ کُردها می باشند. ایل پشدری ، مجموعه ای از طوایف کرد ایران و عراق . به ناحیة پِشدر یا پِژدر منسوب اند (ادموندز، ص 238؛ عَزّاوی ، ج 2، ص 95ـ96). این ناحیه یکی از پنج فرمانداریِ (قضای ) استان سلیمانیة کردستان عراق در تقسیمات اداری دولت عثمانی ، و نام دیگر آن «معمورة الحمیدیه » بود. فرمانداری پشدر در منتهاالیه شمال استان سلیمانیه و در جوار مرزهای ایران قرار داشت . مرکز آن در عصر عثمانی قصبة مَرگه بود که بعدها به قلعه دِزَه (قلادزه ) منتقل شد (ادموندز، ص 92؛ عزاوی ، ج 2، ص 95). پشدر قشلاق شماری از طوایف کرد ایران و عراق بود (امیرنظام گروسی ، ص 256). پشدریها بر اثر افزایش جمعیت ، بتدریج ، به اطراف پشدر مهاجرت کردند. گروههایی از آنان در ناحیة مُکریِ ایران (صوفی زاده و خاتمی و فروهر های مهاباد) مقیم شدند و گروههایی به اربیل مهاجرت کردند (عزاوی ، ج 2، ص 95ـ96).

طوایف بزرگ و معروف پشدری عبارت اند از: میراَوْدُلی که طایفة حکومتگر پشدری است و اغلب رؤسای بزرگ و معروف پشدری از این طایفه برخاسته اند؛ نورالدینی که ظاهراً بزرگترین طایفة پشدری است ؛ شیلانی یا شیلانه که در اطراف مَرگه و سورداش پراکنده اند؛ سوسنی که از طایفة نورالدینی جدا شده و به صورت عشیره ای مستقل در ناحیة مکری ایران(صوفی زاده و خاتمی و فروهر های مهاباد) اسکان یافته اند؛ جاف پشدر یا جاف رشکه که در حوالی سورداش و بین پشدر و سلیمانیه مستقر شده اند و بیگزاده که در ماوت و مرگه و قلعه دزه پراکنده اند (همان ، ج 2، ص 96ـ97؛ ادموندز، ص 238ـ241؛ مردوخ ، ج 1، ص 97). طوایف بیگزادة بانه و فیض الله بیگی سقز نیز ظاهراً از پشدریها جدا شده اند (عزاوی ، ج 2، ص 95،97). طوایف پشدری از جملة مهمترین و قدرتمندترین طوایف در جنوب نواحی کردنشین به شمار می آمدند و اقتدار رؤسای آنان تا تشکیل دولت و کشور عراق ادامه داشت (ادموندز، ص 238؛ عزاوی ، ج 2، ص 95) و بعضی از اینان همچون بابکرِسلیم آغا در هر دو سوی مرزهای ایران و عراق به پشدریها ریاست داشتند (ادموندز، ص 241).

بعضی سند ها حاکی از آنست که اجداد بابانها، پشدریها و مکریها برادران یکدیگر و پسران فقی ] =فقیه [ احمد داریشمانه ای بوده اند (همان ، ص 239). طبق همین اخبار، پشدریها و بلباس * نیز ظاهراً فرزندان یک پدر بوده اند (عزاوی ، همانجا).

از جمعیت طوایف پشدری اطلاعی در دست نیست ، اما با توجه به اهمیت آنان ، احتمالاً جمعیت قابل توجهی داشته اند. مردوخ جمعیت پشدریهای عراق را، بدون ذکر تاریخ و زمان ، حدود 000 ، 2 خانوار نوشته است (ج 1، ص 83)، حال آنکه در حدود 1272/1856 فقط بابکرآغا پسر حَمَه ] =محمد [ گورَه که در حوالی قلعه دزه می زیست ، قدرت بسیج دو هزار جنگجو را داشت (ادموندز، ص 240). طوایف پشدری در جنگهای میان سلیمان پاشا بابان و دولت صفویه در 1109، حامی سلیمان پاشا بودند که پس از غلبة قزلباشان به میان پشدریها گریخت (نصیری ، ص 235، 237). قزلباشان به تلافی ، ولایت پشدر را به تصرف در آوردند و پس از قتل و غارت بسیار، قلعه دزه و قلعة بال آباد را ویران کردند. طوایف پشدر و بابان و بلباس نیز متحداً به جنگ قزلباشان آمدند، اما بار دیگر شکست خوردند و قزلباشان همچنان در پشدر باقی ماندند (همان ، ص 313ـ314). طوایف پشدری حامی شورش شیخ عبیدالله شمزینی و حمزه آقا منگور بودند، و حمزه آقا پس از شکست از سپاه ایران در 1297، به ناحیة پشدر گریخت و در سیداحمدان مستقر شد (امیرنظام گروسی ، ص 162ـ163) و ظاهراً دولت عثمانی او را قائم مقام پشدر و بیتوین کرد (همان ، ص 255ـ256). وی تا 1298 در میان طوایف پشدری به سر می برد (همان ، ص 313). تعدادی از سران پشدری کردستان عراق ، از جمله بابکرآغا پسر سلیم و برخی بستگان او، در سالهای قیمومت انگلستان بر آن کشور، متحد ارتش انگلیس و عوامل آن دولت در کردستان عراق بودند (ادموندز، ص 240ـ241، 338ـ339، 358ـ360، 365). امروزه ، طوایف پشدری ، بویژه در ایران ، اسکان یافته و چادرنشینی را ترک گفته اند (اسکندری نیا، ص 401؛ ایرانشهر ، ج 1، ص 124).

(*بلباس به جمع طوایف منگور ، مامش ، پیران ، گورک ، ملکاری ،بریاجی ،مرگه ای ، ماوت و چند عشیره دیگر اطلاق می گردد)

منابع :

سیسیل جان ادموندز، کردها، ترکها، عربها ، ترجمة ابراهیم یونسی ، تهران 1367ش ؛ ابراهیم اسکندری نیا، ساختار سازمان ایلات و شیوه معیشت عشایر آذربایجان غربی ، ارومیه 1366ش ؛ حسنعلی بن محمدصادق امیر نظام گروسی ، گزارشها و نامه های دیوانی و نظامی امیرنظام گروسی دربارة وقایع کردستان در سال 1297 هجری ، چاپ ایرج افشار، تهران 1373ش ؛ ایرانشهر ، تهران : کمیسیون ملی یونسکو در ایران ، 1342ـ1343ش ؛ عباس عَزّاوی ، عشائرالعراق ، بغداد 1937ـ1956، چاپ افست قم 1370ش ؛ محمد مردوخ ، تاریخ مردوخ : تاریخ کرد و کردستان ، سنندج 1351ش ؛ محمد ابراهیم بن زین العابدین نصیری ، دستور شهریاران : سالهای 1105 تا 1110 ه . ق ، پادشاهی شاه سلطان حسین صفوی ، چاپ محمد نادر نصیری مقدم ، تهران 1373ش،ساوجبلاغ مکری تالیف فریدون حکیم زاده و....

منبع :http://malakesosna.blogfa.com/

[ یکشنبه ٢٢ دی ۱۳٩٢ ] [ ٩:۳٦ ‎ب.ظ ] [ محمد فاضل شوکتی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

گر می خواهی پس از مرگ فراموش نشوی یا چیزی بنویس که قابل خواندن باشد یا کاری کن که قابل نوشتن باشد. "بنیامین فرانکلین" (زمزیران نام رشته کوهی زیبا و بلند در سلسله کوههای زاگرس مابین مهاباد ، ،سردشت و پیرانشهر میباشد) محمد فاضل شوکتی دانش آموخته علم مدیریت .کارمند و مدرس: که به تحقیق در زمینه میراث معنوی و فکری شهرهای پیرانشهر و سردشت می پردازد،و سعی دارد تا برگیرنده مطالب و مقالات مرتبط با این دو شهر باشد. این وبلا گ در راستای مدیریت و جمع آوری اسناد ،مدارک ،عکسها و نشریات،مشاهیر و اطلاعات : تاریخی ،فرهنگی،اجتماعی، دوشهر( پیرانشهر و سردشت ) به منظور شکل دادن کانالی برای حضور در فضای مجازی و به اشتراک گذاشتن این اطلاعات و معرفی این دو شهربه ایران و جهان شکل گرفته است . بررسی و غور در میراث معنوی و فکری هزاران ساله ی این دو شهر از عهده یک یا چند نفر خارج بوده ،و یاری اصحاب قلم و نظر را می طلبد،، اگر این وبلاگ بتواند نقطه عطفی باشد برای زاده شدن اندیشه ای نو در پایان نامه های دانشگاهی و یا روان نمودن اطلاع رسانی به گردشگران و ایجاد پل ارتباطی مابین مردمان خون گرم این دوشهر با جهان و جذب گردشگران به مراکز طبیعی جذاب وتجاری این منطقه ، به هدف خود رسیده است . همچنین این وبلاگ حاوی عکسهای بسیارزیبا و دلپذیر و پر ارزش، قدیمی و نادری است که یاد آورخاطرات و حوادث و لحظات تاریخی تلخ و شیرین گذشته و پیوند آنها با حال و آینده شماخواهد بود . مطمئنا لحظاتی را که با ما سپری خواهید نمود شیرین خواهد بود. این وبلاگ را می‌توان یک مرجع برای معرفی مراکز گردشگری و تفریحی و توریستی وتجاری شهرهای پیرانشهر و سردشت دانست. امید می رود بازدید کنندگان عزیز ، کاستی های آن را به طرق ممکن گوشزد و با ارسال تجربیات موفق خود دراین حوزه و نیز در راستای پر بارتر نمودن محتویات زمزیران، مارا یاری فرمایند.
موضوعات وب
RSS Feed