<

زمزیران
دانشنامه تاریخ ،جغرافیا، فرهنگ و ادبیات و فولکلور و جاذبه های گردشگری شهرهای(سردشت و پیرانشهر) 
قالب وبلاگ
نويسندگان
لینک دوستان

 

 

 

 

 

 

افسانه ی شهر خورنج ( پیرانشهر ) :

 

 

امروزه در منطقه موکریان ، داستان ها و روایت های فولکلور  و تاریخی زیادی وجود دارد که به دلیل نبود مستندات تاریخی به صورت افسانه در آمده اند  و افواها" نسل به نسل منتقل گشته تا به امروز رسیده اند .   یکی از این داستان ها ، افسانه خورنج است ، دهکده ی زیبایی که در شرق روستای پسوه و شمال شرق پیرانشهر قرار دارد . 

 

در سمت شمال دهکده تپه ای بزرگ دیده می شود که سطح آن را سنگ های بزرگ پوشانده است . اهالی ده و مردمان اطراف در خصوص این سنگ ها افسانه هائی ساخته اند ؛ برخی آن را به داستان حضرت لوط نسبت داده اند و می گویند مردم این شهربه عمل شنیع لوات می پرداختند و به وصایای نبی خدا وقعی نمی گذاشتند . تا اینکه خدا عذاب را بر آنها نازل کرد و مردم شهر و منازلشان تبدیل به سنگ شدند .

 

برخی دیگر نیز اینان را دیوانیانی قلمداد کرده ، که ظلم و جور بسیاری به مردم نموده اند ، مردم هم نفرین نموده و این قوم با منازلشان سنگ شده اند . سیاحانی که از این مکان دیدن کرده اند آن را به نحو متفاوتی از یکدیگر تشریح کرده  و دلایل مختلفی را برای این افسانه بیان کرده اند . برای بررسی بیشتر و روشن شدن موضوع در این زمینه ، در زیر ، سه نمونه از این اظهار عقیده ها و توصیفات  ارائه شده است .

 

1- اول کسی که به این افسانه پرداخته و آن را در کتابش نقل کرده ، سیاح انگلیسی کرپورتر ( kerporter ) است که در سال 1820 ، این قصه را از یک شیخ مسن بلباس در بغداد شنیده ، به مهاباد آمده ولی به علت برف وسرمای شدید نتوانسته به لاجان سفرکند . 

 

وی داستان را چنین نقل کرده : 

 

« شیخ  تصریح کرد که در مسافتی نه چندان دور از دهکده ای که خورنج نامیده میشود ،  بقایای یک شهر بزرگ است ، که در آن تعداد بیشماری اشکال سنگی به شکل انسان وجود دارد که در اثر قهر و غضب پروردگار و در مقابل لجاجتشان در رد کردن و نپذیرفتن دین راستین (اسلام ) که به وسیله محمد آورده شده است ، تبدیل به سنگ شده اند. وی من را برای پیدا کردن این ویرانه های جالب ترغیب کرد و  اکنون من جهت کشف حقیقت این افسانه شگفت انگیز ، در کمتر از 3فرسنگی شرق خورنج هستم  .

 

پسر کوچک خان که چندین ماه را به شکار در حومه روستا ی مورد نظر سپری کرده ، به من گفت ، هیچ نوع ویرانه ای  در نزدیکی آن مکان مشاهده نکرده و در مورد آن چیزی نمی داند . اما وی گفت : که در مجاور خورنج ، تپه ی کم ارتفاعی  شبیه به آنچه که مسافر بلباسی بیان کرده را دیده ،که با انبوهی ازسنگ های قائم به اشکال نامنظم و به ارتفاع چهارتا پنج  پا  پوشیده اند : با این وجود ، وی اظهار داشت که هیچ یک از آنها کوچکترین شباهتی به مرد یا زن و یا  حتی نشانه ای شبیه به آنها ندارند . این سنگها یک چهارم از نصف مایل ( 200 متر مربع ) را پوشانده اند ؛ و کسی درباره زمان و دلیل تجمع زیاد آنها در این مکان چیزی نمی داند .

 

 توصیفات جوان کُرد ، من را به این نتیجه رساند که  اینها قبور ساکنان قدیمی ناحیه هستند ، و از شیوه بر افراشتن سنگها بعید نیست که ارمنیهای مسیحی باشند که احتمالا" توسط مجاهدان ( ترویج دهندگان ) اولیه اسلامی قتل و عام شده  و شهرشان ویران شده است ( 1 ) . بنابراین ، محتمل، از آن زمان تا عصر حاضر با افسانه هایی همچون افسانه درویش در آمیخته اند.

 

2- راولینسون نیز ــــ که با خواندن کتاب کرپورتر به مهاباد آمده ــــ داستان های گوناگونی در باره این شهر سنگ شده ،  شنیده و به همراه کاروانی به لاجان سفر کرده است . ( ص 30) وی مکان را قلعه ای دست ساز یافته ، و آن را چنین وصف می کند : 

 

قطعه سنگ های خورنج در سمت شمالی دره  لگبین  واقع است .

 

بر فراز پشته  ، قلعه ی وسیع و محکمی قرار دارد که قسمت سراشیبی  اطرافش را به وسیله دیواری از سنگ های طبیعی محکم  ساخته ،  و در نقاطی که احتمال دسترسی و حمله از مناطق فرودست وجود دارد به وسیله دیوارهای حائل تقویت کرده اند  . ( ص 31 )

 

3- بهمن میرزا کریمی نیز در سال 1314 ش به همراه باستان شناس انگلیسی اورل استاین به ناحیه سفر کرده و در مورد آن می نویسد : در کردستان همه جا از شهر افسانه ای خورنج داستان ها شنیده بودیم .

 

شهر خورنج در کنار کوهی واقع شده که این کوه تماما" از سنگ است و ارتفاع زیادی هم ندارد ولی قطعات بسیاری از سنگ بطور نظم و ترتیب و به صورت انسان است مانند اینست که از سرتاپای این کوه را انسان چیده اند و باندازه ای شباهت به انسان دارد که گوئی تمام این کوه را شبیه انسان از سنگ تراشیده اند . در داخل کوه اطاق هایی بشکل سنگ آنهم طبیعی موجود است .

 

عجیبتر اینکه این کوه طبیعی و این دخمه ها و غارها و این قطعات سنگ های شکسته شده باندازه ای به منزل و آدمیزاد شباهت دارد که عقل مبهوت می شود بچه سان دست قدرت این کوه طبیعی را  چنان آماده نموده است .

 



"اگر سفر نکنی،
اگر کتابی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نکنی.
به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
زمانی که خودباوری را در خودت بکشی،
وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند.
به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر برده عادات خود شوی،
اگر همیشه از یک راه تکراری بروی،
اگر روزمرّگی را تغییر ندهی،
اگر رنگهای متفاوت به تن نکنی،
یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی.
تو به آرامی آغاز به مردن میکنی
اگر از شور و حرارت،
از احساسات سرکش،
و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وامی‌دارند،
و ضربان قلبت را تندتر می‌کنند،
دوری کنی.
تو به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر هنگامی که با شغلت‌ یا عشقت شاد نیستی، آن را عوض نکنی،
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی،
اگر ورای رویاها نروی،
اگر به خودت اجازه ندهی،
که حداقل یک بار در تمام زندگیت ورای مصلحت‌اندیشی بروی.
امروز زندگی را آغاز کن!
امروز مخاطره کن!
امروز کاری کن!
نگذار که به آرامی بمیری!
شادی را فراموش نکن

[ یکشنبه ٢٢ دی ۱۳٩٢ ] [ ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ ] [ محمد فاضل شوکتی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

گر می خواهی پس از مرگ فراموش نشوی یا چیزی بنویس که قابل خواندن باشد یا کاری کن که قابل نوشتن باشد. "بنیامین فرانکلین" (زمزیران نام رشته کوهی زیبا و بلند در سلسله کوههای زاگرس مابین مهاباد ، ،سردشت و پیرانشهر میباشد) محمد فاضل شوکتی دانش آموخته علم مدیریت .کارمند و مدرس: که به تحقیق در زمینه میراث معنوی و فکری شهرهای پیرانشهر و سردشت می پردازد،و سعی دارد تا برگیرنده مطالب و مقالات مرتبط با این دو شهر باشد. این وبلا گ در راستای مدیریت و جمع آوری اسناد ،مدارک ،عکسها و نشریات،مشاهیر و اطلاعات : تاریخی ،فرهنگی،اجتماعی، دوشهر( پیرانشهر و سردشت ) به منظور شکل دادن کانالی برای حضور در فضای مجازی و به اشتراک گذاشتن این اطلاعات و معرفی این دو شهربه ایران و جهان شکل گرفته است . بررسی و غور در میراث معنوی و فکری هزاران ساله ی این دو شهر از عهده یک یا چند نفر خارج بوده ،و یاری اصحاب قلم و نظر را می طلبد،، اگر این وبلاگ بتواند نقطه عطفی باشد برای زاده شدن اندیشه ای نو در پایان نامه های دانشگاهی و یا روان نمودن اطلاع رسانی به گردشگران و ایجاد پل ارتباطی مابین مردمان خون گرم این دوشهر با جهان و جذب گردشگران به مراکز طبیعی جذاب وتجاری این منطقه ، به هدف خود رسیده است . همچنین این وبلاگ حاوی عکسهای بسیارزیبا و دلپذیر و پر ارزش، قدیمی و نادری است که یاد آورخاطرات و حوادث و لحظات تاریخی تلخ و شیرین گذشته و پیوند آنها با حال و آینده شماخواهد بود . مطمئنا لحظاتی را که با ما سپری خواهید نمود شیرین خواهد بود. این وبلاگ را می‌توان یک مرجع برای معرفی مراکز گردشگری و تفریحی و توریستی وتجاری شهرهای پیرانشهر و سردشت دانست. امید می رود بازدید کنندگان عزیز ، کاستی های آن را به طرق ممکن گوشزد و با ارسال تجربیات موفق خود دراین حوزه و نیز در راستای پر بارتر نمودن محتویات زمزیران، مارا یاری فرمایند.
موضوعات وب
RSS Feed