<

زمزیران
دانشنامه تاریخ ،جغرافیا، فرهنگ و ادبیات و فولکلور و جاذبه های گردشگری شهرهای(سردشت و پیرانشهر) 
قالب وبلاگ
نويسندگان
لینک دوستان

D.SAEID  KHEZRI


 پاسخی به سر مقاله "از ارس تا تنگه گرژال" روزنامه ی شرق نوشته ی پروفسور پرویز کردوانی در خصوص حل معضل بحران خشک شدن دریاچه ی ارومیه.

 " آب در کوزه و ما تشنه لبان میگردیم... "

در سرزمین ما زمانی که بحران حادث می شود ستاد های بحران های غیرمترقبه تشکیل می شوند با مجموعه ای از کارشناسان و مشاوران، که گاه توان حل بحران را با رعایت تمام جوانب دخیل در خصوص رفع بحران ندارند . در بحبوحه طرح شدن موضوعات و رسانه ای شدن آن ها گاه و بی گاه نظرات غیر علمی از سوی افراد مختلف طرح می شود و در این بین گاه برخی از اساتید دانشگاه و کارشناسان نیز در اظهار نظرات تعجیل می کنند و بعضی اظهار نظرات گاه تعجب همگان را به همراه دارد. در این خصوص اشاره به سر مقاله ی روزنامه ی شرق " از ارس تا تنگه ی گرژال " به قلم دکتر پرویز کردوانی استاد بازنشسته ی دانشگاه تهران جای تعجب و تعمق دارد.

اگر از سوی اشخاص غیر دانشگاهی چنین اظهار نظراتی طرح می شد از آن می گذشتیم ولی در اینجا جا دارد که سرمقاله ی نام برده را نقد کنیم تا دانشگاهیان به دام جو رسانه ای نیفتند و همواره رسالت علمی خویش را محور کار قرار دهند.

دکتر کردوانی ابتدا در سر مقاله، به اهمیت دریاچه ی ارومیه پرداخته اند که از دید بنده نیز اهمیت این دریاچه بر کسی پوشیده نیست و بحران برای دریاچه ی ارومیه ایجاد بحران در بخش مهم از سرزمین ایران محسوب میشود و باید به حل معضل به صورت منطقی اندیشید. سپس ایشان به طرح اظهار نظرات معاون وزیر نیرو می پردازد که :"سد سازی را دلیل اصلی خشک شدن دریاچه ی ارومیه تلقی کرده است" و راه حل طرح شده از سوی معاون وزیر- انتقال آب از رود ارس به دریاچه ی ارومیه- را خیانت تمام عیار محسوب می کند و دلیل توجیهی رد نظر معاون وزیر نیرو را، کاهش توان رود ارس به خاطر بسته شدن مسیر آبراهه هایی می داند که از کشورهای ارمنستان و جمهوری آذربایجان وارد ارس می شوند. ایشان اظهار نموده اند که در صورت انتقال آب ارس به دریاچه ی ارومیه باید فاتحه ی دشت مغان را خواند.

مولف سرمقاله ی فوق الذکر، بدون آوردن دلیل منطقی و بدون آشنایی با رودخانه ی زاب و اکوسیستم آن آخرین راه حل معضل دریاچه ی ارومیه را انتقال آب از رودخانه ی زاب کوچک میداند.

جهت ارائه ی نقد علمی و پرهیز از غوغاسالاری، جملات دکتر کردوانی ابتدا عیناً منعکس میشوند و سپس به نقد آنها میپردازیم:

دکتر کردوانی:

«...البته آب این رودخانه (زاب) از پایین شهر سردشت به سد دوکان عراق سرازیر می شود و از زمان های قدیم به علت گودی نتوانسته ایم روی آن سد بزنیم. اما در این مجال می توان با برگرداندن یک شاخه از آن به سمت دریاچه ی ارومیه این اکوسیستم را نجات داد. این شاخه ی تنگ گرژال نام دارد و بین پیرانشهر و سردشت قرار گرفته و طبعاً با تکنولوژِی امروزی می توان این شاخه را به سمت ایران بازگرداند و به جای از میان بردن آب ارس آن را به دریاچه ی ارومیه هدایت کرد و مهم تر از همه اینکه، این رودخانه دیگر مزاحم ندارد.»

دکتر کردوانی در ابتدای پاراگراف نوشته اند که زاب به سد دوکان عراق می ریزد و در انتهای پاراگراف می نویسد: این رودخانه دیگر مزاحم ندارد؟!!

جای بسی تعجب است که فراموش شود که در مدل پیتر هاگت در علل ایجاد کنش های ژئوپلتیک بین کشور های همسایه یکی از مهم ترین مسأله های تنش آفرین و بحران زا، رودخانه هایی هستند که از کشوری سرچشمه می گیرند و به کشوری دیگر وارد میشوند (مسأله شماره 5 مدل پیتر هاگت)

اگر علل اصلی ایجاد جنگ ایران و عراق را واکاری کنیم می دانیم که " مسأله 4 هاگت " رودخانه ی اروند رود مهمترین دلیل ایجاد جنگ بود. با توجه به قوانین بین المللی و حقوق رودخانه ها، انتقال آب از زاب مانند ارس و شاید هم بسیار جدی تر معضل می آفریند. همچنین فراموش شده که در حوضه زاب در داخل ایران شهرهای سردشت، پیرانشهر، بانه، ربط، میرآباد، کانی سور و مراکز جمعیتی بزرگ و کوچک دیگر با بیش از نیم میلیون نفر جمعیت زندگی می کنند و این منطقه جزو مناطق محروم و غیر برخوردار ایران محسوب می شود و حذف آب زاب علاوه بر ایجاد بحران در اکوسیستم طبیعی به سبب مرزی بودن و ضعف کامل بخش صنعت، محرومیت را دوچندان خواهد کرد و زمینه را برای اشتغال و تجارت غیر رسمی بیشتر فراهم می کند.

جمله ی دیگر دکتر کردوانی:«از زمان های قدیم به علت گودی نتوانسته ایم روی آن (زاب) سد بزنیم. اما در این مجال می توان با برگرداندن یک شاخه از آن به سمت دریاچه ی ارومیه این اکوسیستم را نجات داد»؟!!

مؤلف گرامی فراموش کرده اند که مطالعات ایجاد سد بر روی زاب از سال ١٩۶٧ توسط شرکت یوگسلاوی الکتروپروجکت آغاز شده و شرکت های مشاور مهاب قدس، جاماب، مشانیز و...در مطالعه مقاطع گرژال (تق تق)، سردشت(بریسوه)، سردشت (کوله سه)، سردشت (ویسک) و شیواشان برای ایجاد سد در مسیر رودخانه زاب مطالعاتشان به پایان رسیده است و اکنون بر اساس مطالعات مذکور سدهایی کوچک در شاخه های بانه, ورگیل و چند مکان دیگر منطقه پیرانشهر در شاخه های زاب عملیاتشان به پایان رسیده است و سد عظیم سردشت (کولسه)در روی زهکش اصلی حوضه زاب عملیات اجرایی آن از چند سال پیش شروع شده است. به گفته مولف سر مقاله(دکتر کردوانی)رودخانه زاب مزاحم ندارد، پس چرا آمار رودخانه مرزی زاب از سوی سازمان تماب محرمانه تلقی می شود!! اگر هم به فرض رودخانه مرزی و پر آب زاب فاقد مزاحم است، آیا میدانید مردم شهر بانه بر اساس مطالعات شرکت مشاورین مهاب قدس و مطالعات سازمان آب منطقه غرب، جهت شرب چشم به راه پمپاژ آب از محل ویسک در ساحل رودخانه زاب هستند؟

 و آیا قطع آب شرب شهرهای سردشت، نلاس و اغلب روستاهای جوار رودخانه زاب که بیشتر از طریق پمپاژ تامین می گردد منطقی است؟ آیا کاهش دبی رود زاب با انتقال فرضی آن به دریاچه ارومیه دیمی کردن زمین های کشاورزی آبی دشت های پیرانشهر، سردشت، کلوه، ربط و کل محور سردشت پیرانشهر نیست؟!

و آیا کاهش دادن دبی رود زاب لطمه و آسیب جدی به سدهای کوچک محل و سد عظیم در حال احداث کولسه سردشت نمی زند!؟

 در جای دیگر مولف سرمقاله فوق اشاره کرده اند " ... این شاخه تنگ گرژال نام دارد و بین پیرانشهر سردشت قرار گرفته و طبعاً با تکنولوژی امروزی می توان این شاخه را به سمت ایران باز گرداند!

استاد گرامی، رودخانه زاب شاخه ای به نام تنگ گرژال ندارد و واژه تنگ همان گلوگاه است که در ژئومورفولوژِی ساختمانی رودخانه ها مطرح است. در تنگ گرژال زهکش اصلی(رود زاب) جاری است و تا 20کیلومتر بالادست آن شاخه پر آب و مهمی وجود ندارد و دقیقاً در جایی که تنگ گرژال نام دارد ارتفاع رود زاب از سطح دریا 1059 متر است و با سطح دریاچه ارومیه حدود 150 متر اختلاف ارتفاع دارد (یعنی زاب پایین تر از دریاچه ارومیه است)

و در صورت احداث سدی فرضی در این مکان باید دیواره آن بیش از 200 متر باشد تا بتوان به فرض با تونلی با بیش از 100 کیلومتر آب را هدایت کرد و چنین طرحی با توجه به وخامت اوضاع دریاچه ارومیه غیر منطقی است.

 

همچنین طبق مطالعات شرکت های مشاور فوق الذکر ایجاد چنین سد عظیمی به سبب آب دزدی آهک در مقطع مربوطه امکان پذیر نمی باشد. همچنین پمپاژ آب از محل مربوطه علاوه بر الزام ایجاد آب بند عظیم با توجه به اختلاف ارتفاع 690متری بین خط الراس های شرقی دره زاب و رود خانه مربوطه و شیب بالای 60درجه کوهستان شرقی در حقیقت امکان پذیر نمی باشد .

مولف سر مقاله مذکور با این جمله که " با تکنولوژی امروز می توان این شاخه را به سمت ایران باز گرداند" ظاهراً حوضه زاب را که دومین سلول برندگی کشور پس از شمال ایران است و دارای تنوع بسیار زیاد گونه جنگلی و مرتعی است را جزو سرزمین محسوب نکرده اند در حالی که تا خروجی رود خانه زاب در هرزنه (پست ترین بخش استان آذربایجان غربی) جزو ایران محسوب میشود که بیش از نیم میلیون نفر جمعیت در آن زندگی میکنند.

آیا انتقال آب از ارتفاع بالا به سمت پایین راحت تر است یا از پایین به بالا؟ زاب (هرزنه) با 650متر ارتفاع از سطح دریای آزاد پست ترین بخش استان آذربایجان غربی است و دیواره زاب در بخش شرقی در روی گردنه ها از 1750 متر کمتر ارتفاع ندارد، لذا توجه به قانون جاذبه عمومی در پمپاژ و انتقال آب نباید فراموش شود.

بهتر است همواره در ارائه طرح ها منطقی بیندیشیم، در حوضه بسته و داخلی دریاچه ارومیه با رود خانه های متعدد و ورود آب به داخل دریاچه و خروج آب از طریق تبخیر و غیره، لازم است به تراز و بیلان آب بنگریم. بیلان آب هم از طریق ورودی و خروجی حوضه بدست می آید. دریاچه ارومیه تا چند سال اخیر معضلی نداشت. لازم است ابتدا به میزان آب ورودی و کاهش آن بنگریم، دخالت های انسانی را بررسی کنیم و آسیب شناسی کلی به عمل آوریم و سپس به ارائه راه کار بیندیشیم. از نظر بنده علاج حل معضل کاهش آب دریاچه ارومیه در همان حوضه آبریز وجود دارد و اگر بخواهیم عظمت دریاچه را برگردانیم باید شاهرگ ها و شریان های آب قطع شده به مسیر طبیعی خود برگردند و دخالت های انسانی در محیط بایستی با رعایت اصل برهم نزدن تعادل محیطی باشد. انتقال آب از ارس یا زاب به دریاچه ارومیه علاوه بر آسیب های جدی به اکوسیستم دو رودخانه فوق و حوضه های آنها، با توجه به درجه بالای شوری دریاچه ارومیه، راه حل منطقی نیست و هیچ گاه مشکل گشاه نخواهد بود.

پس:

آب را گل نکنیم، در فرو دست انگار کفتری می خورد آب ....

و در حل معضل دریاچه ارومیه بدانید:

آب در کوزه و ما تشنه لبان میگردیم ـــ یار در خانه و ما گرد جهان می گردیم

 دکتر سعید خضری عضو هیات علمی دانشگاه کردستان

s_khezry@yahoo.com

[ یکشنبه ۱٥ دی ۱۳٩٢ ] [ ۸:٤۳ ‎ب.ظ ] [ محمد فاضل شوکتی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

گر می خواهی پس از مرگ فراموش نشوی یا چیزی بنویس که قابل خواندن باشد یا کاری کن که قابل نوشتن باشد. "بنیامین فرانکلین" (زمزیران نام رشته کوهی زیبا و بلند در سلسله کوههای زاگرس مابین مهاباد ، ،سردشت و پیرانشهر میباشد) محمد فاضل شوکتی دانش آموخته علم مدیریت .کارمند و مدرس: که به تحقیق در زمینه میراث معنوی و فکری شهرهای پیرانشهر و سردشت می پردازد،و سعی دارد تا برگیرنده مطالب و مقالات مرتبط با این دو شهر باشد. این وبلا گ در راستای مدیریت و جمع آوری اسناد ،مدارک ،عکسها و نشریات،مشاهیر و اطلاعات : تاریخی ،فرهنگی،اجتماعی، دوشهر( پیرانشهر و سردشت ) به منظور شکل دادن کانالی برای حضور در فضای مجازی و به اشتراک گذاشتن این اطلاعات و معرفی این دو شهربه ایران و جهان شکل گرفته است . بررسی و غور در میراث معنوی و فکری هزاران ساله ی این دو شهر از عهده یک یا چند نفر خارج بوده ،و یاری اصحاب قلم و نظر را می طلبد،، اگر این وبلاگ بتواند نقطه عطفی باشد برای زاده شدن اندیشه ای نو در پایان نامه های دانشگاهی و یا روان نمودن اطلاع رسانی به گردشگران و ایجاد پل ارتباطی مابین مردمان خون گرم این دوشهر با جهان و جذب گردشگران به مراکز طبیعی جذاب وتجاری این منطقه ، به هدف خود رسیده است . همچنین این وبلاگ حاوی عکسهای بسیارزیبا و دلپذیر و پر ارزش، قدیمی و نادری است که یاد آورخاطرات و حوادث و لحظات تاریخی تلخ و شیرین گذشته و پیوند آنها با حال و آینده شماخواهد بود . مطمئنا لحظاتی را که با ما سپری خواهید نمود شیرین خواهد بود. این وبلاگ را می‌توان یک مرجع برای معرفی مراکز گردشگری و تفریحی و توریستی وتجاری شهرهای پیرانشهر و سردشت دانست. امید می رود بازدید کنندگان عزیز ، کاستی های آن را به طرق ممکن گوشزد و با ارسال تجربیات موفق خود دراین حوزه و نیز در راستای پر بارتر نمودن محتویات زمزیران، مارا یاری فرمایند.
موضوعات وب
RSS Feed