<

زمزیران
دانشنامه تاریخ ،جغرافیا، فرهنگ و ادبیات و فولکلور و جاذبه های گردشگری شهرهای(سردشت و پیرانشهر) 
قالب وبلاگ
نويسندگان
لینک دوستان

 


ادبیات‌ شفاهی‌ - فولکلور - ادبیات عامیانه

محمد جعفری‌ قنواتی‌ 

برگرفته از: کتاب ماه کودک و نوجوان 91 و 93                                  

تعریف فرهنگ عامه یا تعیین موضوعات آن

مقدمه‌: ادبیات‌ شفاهی‌ یا ادبیات‌ عامه‌ یا آن‌گونه‌ که‌ در ایران‌ رواج‌ دارد، ادبیات‌ عامیانه‌ چیست‌؟ چه‌ بخش‌هایی‌ دارد و چه‌ ژانرها و گونه‌هایی‌ را دربر می‌گیرد؟ ویژگی‌های‌ این‌ ژانرها چیست‌؟ اهمیت‌ ادبیات‌ عامه‌ در چیست‌؟ از چه‌ زمانی‌ به‌ این‌ ادبیات‌ توجه‌ شده‌ است‌؟ ادبیات‌ تألیفی‌ یا نوشتاری‌ ما در گذشته‌ و حال‌، چه‌ ارتباطی‌ با این‌ ادبیات‌ داشته‌ و به‌ عبارت‌ دقیق‌تر، تعامل‌ ادبیات‌ تألیفی‌ و شفاهی‌ ما چگونه‌ بوده‌ است‌؟ ادبیات‌ شفاهی‌ در نظام‌ آموزشی‌ ما از چه‌ جایگاهی‌ برخوردار است‌؟ کار پژوهشی‌ در این‌ زمینه‌، در چه‌ وضعیتی‌ قرار دارد و با چه‌ مشکلات‌ و مسائلی‌ همراه‌ است‌؟ سرمنشأ این‌ مشکلات‌ را چه‌ عواملی‌ تشکیل‌ می‌دهند؟ سرانجام‌ برای‌ رفع‌ تنگناها و مشکلات‌ ادبیات‌ شفاهی‌، چه‌ کارهایی‌ می‌توان‌ انجام‌ داد؟

موارد فوق‌، بخشی‌ از پرسش‌هایی‌ است‌ که‌ نگارنده‌ قصد دارد طی‌ یک‌ سلسله‌ مقاله‌، به‌ آن‌ها بپردازد. این‌ مقاله‌ها اگر چه‌ به‌ هم‌ پیوسته‌اند، کوشش‌ نگارنده‌ این‌ خواهد بود که‌ هر یک‌ از آنها در عین‌ حال‌، کمابیش‌ از استقلال‌ نیز برخوردار باشد.

پیش‌ از هر چیز، باید یادآوری‌ کنم‌ که‌ بخشی‌ از آن‌چه‌ ذکر خواهد شد، برداشت‌های‌ شخصی‌ بنده‌ است‌ که‌ برای‌ گشایش‌ بحثی‌ عمومی‌ در این‌ زمینه‌، به‌ ساحت‌ اهل‌ نظر عرضه‌ می‌گردد. چنان‌چه‌ این‌ مقاله‌ها و تلاش‌ نگارنده‌ بتواند انگیزه‌ای‌ برای‌ بحث‌ و گفت‌و گفت‌ در این‌ زمینه‌ ایجاد کند، صاحب‌ این‌ قلم‌ اجر خود را دریافت‌ خواهد کرد و به‌ همین‌ دلیل‌، وامدار دوستانی‌ خواهد بود که‌ به‌ نقد این‌ نوشته‌ها بپردازند. زیرا چنین‌ نقدی‌، علاوه‌ بر روشن‌ شدن‌ مسائل‌ مبهم‌، باعث‌ دقت‌ و غنای‌ بیشتر نظریات‌ بنده‌ نیز خواهد شد.

ادبیات‌ شفاهی‌ و فولکلور

ادبیات‌ شفاهی‌ بخش‌ مهمی‌ از فولکلور است‌ و برای‌ آن‌ که‌ درک‌ دقیقی‌ از آن‌ داشته‌ باشیم‌، ضروری‌ است‌ که‌ توضیحاتی‌ دربارة‌ فولکلور ارائه‌ گردد.

فولکلور (Folklore) که‌ در زبان‌ فارسی‌ به‌ فرهنگ‌ مردم‌، فرهنگ‌ عامه‌، دانش‌ عوام‌، فرهنگ‌ توده‌ و... ترجمه‌ گردیده‌ است‌، اولین‌ بار توسط‌ ویلیام‌ جان‌ تامز انگلیسی‌ (در سال‌ 1846 میلادی‌) عنوان‌ شد. از نظر وی‌، این‌ واژه‌ ناظر بر پژوهش‌هایی‌ بود که‌ باید در زمینه‌ عادات‌، آداب‌ و مشاهدات‌، خرافات‌ و ترانه‌هایی‌ که‌ از ادوار قدیم‌ باقی‌ مانده‌اند، صورت‌ می‌گرفت‌.

پذیرش‌ این‌ اصطلاح‌، با مقاومت‌هایی‌ در میان‌ پژوهشگران‌ همراه‌ بود. این‌ مقاومت‌ها بیش‌ از هر چیز، به‌ ابهاماتی‌ مربوط‌ می‌شد که‌ در خود این‌ اصطلاح‌ و نیز تعریف‌ تامز از آن‌ وجود داشت‌. به‌ رغم‌ چنین‌ مقاومت‌هایی‌، در زمانی‌ نه‌ چندان‌ زیاد، این‌ اصطلاح‌ در میان‌ اهل‌ علم‌ و نظر مقبولیتی‌ جهانی‌ پیدا کرد.

از فولکلور تعریف‌های‌ فراوانی‌ صورت‌ گرفته‌ است‌. این‌ تعریف‌ها گاه‌ به‌ هم‌ بسیار نزدیکند و گاه‌ فاصله‌ای‌ نسبتاً بعید از هم‌ دارند. مراجعه‌ به‌ دایرة‌المعارف‌های‌ مهم‌ جهان‌، گویای‌ چنین‌ اختلافاتی‌ است‌. در فرهنگ‌های‌ تخصصی‌ نیز با چنین‌ اختلافاتی‌ مواجه‌ می‌شویم‌. فی‌المثل‌ در یکی‌ از فرهنگ‌های‌ تخصصی‌، به‌ نام‌ «فرهنگ‌ استاندارد فولکلور، اسطوره‌شناسی‌ و افسانه‌»، قریب‌ بیست‌ و یک‌ تعریف‌ از اصطلاح‌ فولکلور ارائه‌ شده‌ است‌.

این‌ اختلافات‌ بیش‌ از هر چیز به‌ استنباط‌های‌ متفاوتی‌ مربوط‌ می‌شود که‌ نسبت‌ به‌ دو جزء این‌ اصطلاح‌، یعنی‌ Folk و Lore در میان‌ پژوهشگران‌ وجود دارد. در حقیقت‌، مفهوم‌ این‌ اصطلاح‌ ارتباطی‌ مستقیم‌ با تعریفی‌ دارد که‌ از Folk (مردم‌ یا عامه‌) و Lore (فرهنگ‌) صورت‌ می‌گیرد. فی‌المثل‌ در یکی‌ از فرهنگ‌های‌ ادبی‌ که‌ به‌ زبان‌ فارسی‌ منتشر گردیده‌ Folk به‌ مهفوم‌ «عامیانه‌» در نظر گرفته‌ شده‌ و با توجه‌ به‌ این‌ استنباط‌ دربارة‌ Folk Literature که‌ جزئی‌ از فرهنگ‌ عامه‌ بوده‌، چنین‌ آمده‌ است‌: «ادبیات‌ عامه‌ در میان‌ جوامعی‌ که‌ اکثریت‌ مردم‌ آن‌ قادر به‌ خواندن‌ و نوشتن‌ نیستند، رواج‌ دارد».

در یکی‌ دیگر از فرهنگ‌های‌ فارسی‌، اصطلاحات‌ Folk Lore و Folk-Literature ، به‌ یک‌ مفهوم‌ در نظر گرفته‌ شده‌ و در ذیل‌ آنها چنین‌ آمده‌ است‌:

«ادبیات‌ عامه‌ یا ادبیات‌ توده‌ یا فرهنگ‌ عوام‌ یا فولکلور در مقابل‌ ادبیات‌ رسمی‌ است‌ که‌ مخلوق‌ ذهن‌ مردم‌ باسواد و تحصیل‌ کرده‌ است‌ و مجموعه‌ای‌ است‌ از ترانه‌ها و قصه‌های‌ عامیانه‌، نمایش‌نامه‌ها، ضرب‌المثل‌ها، سحر و جادو و طب‌ عامیانه‌ که‌ در میان‌ مردم‌ ابتدایی‌ و بی‌سواد رواج‌ دارد» (تأکید از نگارنده‌ این‌ سطور).

براساس‌ این‌ استنباطات‌ و تعاریف‌، جوامعی‌ که‌ اکثریت‌ مردم‌ آنها قادر به‌ نوشتن‌ و خواندن‌ باشند، فاقد فولکلور هستند. براساس‌ این‌ تعاریف‌، هم‌چنین‌ می‌توان‌ گفت‌ در جوامعی‌ نیز که‌ سواد خواندن‌ و نوشتن‌ عمومیت‌ پیدا نکرده‌ است‌، آن‌ گروه‌هایی‌ که‌ از نعمت‌ سواد برخوردارند، فاقد فولکلور هستند.

چنین‌ تعریف‌هایی‌ محدود به‌ زبان‌ فارسی‌ نیست‌، بلکه‌ در میان‌ اروپاییان‌ نیز می‌توان‌ به‌ چنین‌ تعریف‌هایی‌ برخورد کرد.

خلاف‌ تعاریف‌ فوق‌ که‌ مبتنی‌ بر تعریفی‌ محدود از واژه‌ Folk است‌، امروزه‌ فولکلورشناسان‌ در میان‌ جوامع‌ صنعتی‌ و پیشرفته‌ نیز گونه‌های‌ (ژانر) گوناگونی‌ از ادبیات‌ عامه‌ را مورد شناسایی‌ و پژوهش‌ قرار می‌دهند. فی‌المثل‌ در میان‌ کارگران‌ جوامع‌ صنعتی‌ یا حتی‌ در میان‌ تحصیل‌کردگان‌ هر ملت‌، لطیفه‌ها، هزلیات‌، مطایبات‌ و ترانه‌هایی‌ وجود دارد که‌ بی‌تردید در ردیف‌ فولکلور قرار دارند.

در کنار این‌ استنباطات‌ که‌ مبتنی‌ بر درکی‌ محدود از «مردم‌» یا «عامه‌» (Folk) است‌، می‌توان‌ به‌ استنباطات‌ و تعاریفی‌ اشاره‌ کرد که‌ در تعریف‌ واژة‌ «فرهنگ‌» (Lore) با هم‌ اختلاف‌ دارند. عده‌ای‌ فقط‌ ادبیات‌ و هنر و سایر دستاوردهای‌ معنوی‌ را مترادف‌ فرهنگ‌ می‌دانند و برخی‌ تعریفی‌ عام‌تر از آن‌ را مورد نظر قرار داده‌، مؤلفه‌های‌ مادی‌ جامعه‌ را نیز در ردیف‌ آن‌ محسوب‌ می‌کنند.

به‌ رغم‌ همة‌ تفاوت‌هایی‌ که‌ در این‌ استنباطات‌ و تعاریف‌ وجود دارد، تقریباً همة‌ آنها روی‌ یک‌ موضوع‌ اتفاق‌ نظر دارند؛ یعنی‌ دربارة‌ شیوة‌ انتقال‌ فولکلور براساس‌ این‌ وجه‌ مشترک‌، فولکلور به‌ آن‌ بخش‌ از دانش‌ و هنر گفته‌ می‌شود که‌ به‌ صورت‌ شفاهی‌ و زبان‌ به‌ زبان‌، از نسلی‌ به‌ نسل‌ دیگر منتقل‌ شود.

این‌ وجه‌ مشترک‌، اگر چه‌ مبین‌ بخشی‌ از واقعیت‌ است‌، به‌ خودی‌ خود نمی‌تواند تعریفی‌ دقیق‌ و جامع‌ باشد. زیرا بسیاری‌ از مواد و عناصر فولکلور را می‌توان‌ مثال‌ آوردکه‌ به‌ صورت‌ زبانی‌ و شفاهی‌ منتقل‌ نمی‌شوند. فی‌المثل‌ اشعار، جمله‌ها و شبه‌ جمله‌هایی‌ که‌ روی‌ کامیون‌ها و تریلی‌ها نوشته‌ می‌شود، در ردیف‌ فولکلور قرار دارند. یادگاری‌هایی‌ که‌ بر در و دیوار نوشته‌ می‌شود، نوشته‌های‌ روی‌ سنگ‌ قبرها، دعاها، طلسمات‌، قراردادها، مبایعه‌ نامه‌ها و قول‌نامه‌های‌ سنتی‌، وصیت‌نامه‌ها و موارد دیگر همه‌ اجزای‌ مهمی‌ از فولکلور هستند که‌ فقط‌ از طریق‌ کتبی‌ حفظ‌ و منتقل‌ می‌شوند. هم‌چنین‌ می‌توان‌ دربارة‌ هنر عوام‌ و به‌ ویژه‌ رقص‌، محدودیت‌ تعریف‌ فوق‌ را تعمیم‌ داد. رقص‌ فقط‌ از طریق‌ نگاه‌ کردن‌ و تمرین‌ و ممارست‌ کسب‌ می‌شود و نمی‌توان‌ گفت‌ که‌ از طریق‌ زبان‌ منتقل‌ می‌گردد.

علاوه‌ بر موارد فوق‌، می‌توان‌ به‌ دانش‌هایی‌ اشاره‌ کرد که‌ به‌ رغم‌ آن‌ که‌ به‌ صورت‌ شفاهی‌ از نسلی‌ به‌ نسل‌ دیگر منتقل‌ می‌شوند، اما در ردیف‌ فولکلور محسوب‌ نمی‌شوند.

همان‌گونه‌ که‌ دکتر فریدون‌ وهمن‌، از پیشگامان‌ فولکلور علمی‌ در ایران‌، پیش‌ از سی‌ سال‌ پیش‌ گفته‌، به‌ جای‌ کوشش‌ در ارائه‌ تعریف‌ واحدی‌ از فولکلور، بهتر است‌ که‌ موضوعات‌ و مقوله‌های‌ مورد پژوهش‌ فولکلور را مطرح‌ کنیم‌ و روی‌ آن‌ به‌ توافق‌ برسیم‌. به‌ عبارتی‌، عرصة‌ فعالیت‌های‌ این‌ علم‌ را تعیین‌ کنیم‌ و دربارة‌ آن‌ به‌ نظری‌ واحد دست‌ یابیم‌.

 

موضوعات‌ و مقولات‌ مورد پژوهش‌ فولکلور

محمود کتیرایی‌، پژوهشی‌ ارزنده‌ دربارة‌ بخشی‌ از فولکلور مردم‌ تهران‌ دارد که‌ عنوان‌ بسیار بامسما و زیبای‌ «از خشت‌ تا خشت‌» را برای‌ آن‌ انتخاب‌ کرده‌ است‌. این‌ اصطلاح‌ ناظر بر مجموعه‌ آداب‌ و سنت‌هایی‌ است‌ که‌ افراد هر اجتماعی‌، به‌ صورت‌ آگاه‌ یا ناآگاه‌، در طول‌ زندگی‌ آنها را به‌ کار می‌گیرند:

یکی‌ از موضوعات‌ مورد بررسی‌ فولکلور را ادبیات‌ شفاهی‌ دربر می‌گیرد که‌ خود به‌ چند نوع‌ یاگونه‌ تقسیم‌ می‌شود: اساطیر، حکایت‌های‌ اسطوره‌ای‌، افسانه‌ها، قصه‌های‌ پهلوانی‌، حکایت‌های‌ واقعی‌، داستان‌های‌ امثال‌ و لطیفه‌ بخشی‌ از این‌ گونه‌ها و هر یک‌ دارای‌ ساختار و موضوعی‌ مشخص‌ و متفاوت‌ از دیگری‌ هستند. در عین‌ حال‌ هر یک‌ از این‌ انواع‌، خود به‌ اجزای‌ کوچک‌تری‌ تقسیم‌ می‌شوند. ویژگی‌ مشترک‌ انواع‌ فوق‌، روایی‌ بودن‌ آنهاست‌.

دستة‌ دیگر شامل‌ آوازها، ترانه‌ها، تصنیف‌ها، واسونک‌ها، دوبیتی‌ها، تک‌بیتی‌ها، نوحه‌ها، اشعار سوگواری‌ها و لالایی‌هاست‌. ویژگی‌ مشترک‌ این‌ انواع‌، منظوم‌ بودن‌ آنهاست‌.

دستة‌ دیگر شامل‌ امثال‌ و حکم‌، چیستان‌ها، لُغزها، زبان‌زدها، بازی‌های‌ زبانی‌ (یک‌ مرغ‌ دارم‌ روزی‌ دو تا تخم‌ مرغ‌ می‌زاره‌. چرا دو تا؟) زبان‌های‌ زرگری‌، زبان‌ مخفی‌، تشبیهات‌ عامیانه‌، یادگاری‌ها و دیوار نوشته‌ها (به‌ یادگار نوشتم‌ خطی‌ ز دل‌تنگی‌/ در این‌ زمانه‌ ندیدم‌ رفیق‌ یک‌ رنگی‌)، ماشین‌ نوشته‌ها (بیمة‌ ابوالفضل‌، بابا منتظرت‌ هستم‌، در حقیقت‌ مالک‌ اصلی‌ خداست‌/ این‌ امانت‌ بهر روزی‌ نزد ماست‌)، اشعاری‌ که‌ برای‌ نوازش‌ خوانده‌ می‌شود (ماشاءالله‌ چش‌ نخوری‌ ایشاءالله‌)، نفرین‌ها، حاضر جوابی‌ها (رأس‌ میگی‌؟ کاسه‌ تو بیار ماس‌ بگیر یک‌ کیلو کالباس‌ بگیر) و...

آن‌چه‌ در فوق‌ و البته‌ به‌ اختصار گفته‌ شد، هر یک‌ جنبه‌هایی‌ از ادب‌ عامه‌ را در خود دارد.

وجه‌ دیگر فولکلور، شامل‌ آن‌ دسته‌ از آداب‌ و رسوم‌ مذهبی‌ است‌ که‌ در میان‌ عامه‌ رواج‌ دارد بدون‌ آن‌ که‌ در مذهب‌ رسمی‌ نشانی‌ از آنها وجود داشته‌ باشد؛ مانند انواع‌ گوناگون‌ سفره‌ها. برخی‌ از این‌ آداب‌ حتی‌ ممکن‌ است‌ از طرف‌ تمام‌ یا بخشی‌ از مذهب‌ رسمی‌ منع‌ شده‌ باشد؛ مانند موارد معینی‌ از سوگواری‌ برای‌ اولیا و مقدسین‌ (قمه‌ زدن‌ و...) جشن‌های‌ مذهبی‌ نیز بخشی‌ از فولکلور است‌؛ مانند عید قربان‌، مبعث‌ پیامبر، عید فطر، عید غدیر، مولودی‌خوانی‌ها، دید و بازدیدهای‌ مخصوص‌ این‌ مراسم‌، اشکال‌ پذیرایی‌ها و...

بخش‌ دیگر فولکلور، شامل‌ آداب‌ و مراسم‌ عروسی‌ (خواستگاری‌، بله‌ برون‌، نامزدی‌ و انواع‌ آن‌، ناف‌ بریدن‌ پسر و دختر برای‌ یکدیگر، الزام‌ ازدواج‌، پسر عمو و دختر عمو)، ختنه‌سوران‌، جشن‌ گرفتن‌، دعوت‌ کردن‌ و شیوه‌های‌ آن‌، آبستنی‌ ویارها و انواع‌ آنها، زایمان‌، حمام‌ بردن‌ زائو، طبابت‌های‌ خاص‌ ماما در حین‌ زایمان‌ و پس‌ از آن‌، پنجه‌ مریم‌، بریدن‌ ناف‌ بچه‌، دعاهایی‌ که‌ برای‌ زنان‌ دیرزا خوانده‌ می‌شود، شست‌ و شوی‌ نوزاد، خواندن‌ اذان‌ در گوش‌ نوزاد، نام‌گذاری‌ و چگونگی‌ انتخاب‌ آن‌.

ــ زیارت‌ رفتن‌ به‌ اماکن‌ مقدس‌، اعمال‌ قبل‌ از سفر، آشتی‌ کردن‌ و حلالی‌ طلبیدن‌، چاووشی‌ خواندن‌

ــ چهارشنبه‌سوری‌، نوروز، سفره‌ نوروز، پیک‌های‌ نوروزی‌، حاجی‌ فیروز، دید و بازدیدها، عیدی‌ دادن‌ و عیدی‌ گرفتن‌، سیزده‌ بدر، بخت‌ گشایی‌ و...

ــ اماکن‌ مقدس‌، چشمه‌ها و درخت‌های‌ نظر کرده‌، قدمگاه‌های‌ اولیا، مانند قدمگاه‌های‌ منسوب‌ به‌ حضرت‌ علی‌ و خضر نبی‌

ــ غذاهای‌ نذری‌، مانند شله‌زرد، آش‌ پشت‌ پا، آش‌ رشته‌، قربانی‌ کردن‌، انواع‌ قربانی‌، شیوة‌ تقسیم‌ گوشت‌ قربانی‌.

ــ مرگ‌ و تشییع‌ جنازه‌، انواع‌ سوگواری‌، مانند سربرهنه‌ و پابرهنه‌ شدن‌، حجله‌ گرفتن‌ برای‌ جوانان‌، گیس‌ بریدن‌ زنان‌ در مرگ‌ جوانان‌ و بزرگان‌ خانواده‌، مراسم‌ سوم‌، هفتم‌، چهلم‌ و سال‌، تفاوت‌های‌ مجالس‌ سوگواری‌ زنانه‌ و مردانه‌، به‌ قبرستان‌ رفتن‌ و شیوة‌ مراسم‌ ختم‌ و سوگواری‌، فی‌المثل‌ در میان‌ برخی‌ از طوایف‌ و عشایر جنوب‌ رسم‌ است‌ که‌ بزرگ‌ طایفه‌، گوشة‌ فرش‌ خانة‌ صاحب‌ عزا را وارو می‌کند که‌ به‌ معنای‌ پایان‌ مراسم‌ سوگواری‌ است‌، سنگ‌ قبرها، نوشته‌های‌ روی‌ سنگ‌ قبرها، چگونگی‌ نوشتن‌ نام‌ میت‌ روی‌ سنگ‌ قبر، فی‌المثل‌ آیا اسامی‌ زنان‌ و دختران‌ را هم‌ می‌نویسند یا فقط‌ اسامی‌ مردان‌ را روی‌ سنگ‌ می‌نویسند، لباس‌ سیاه‌ پوشیدن‌، مدت‌ آن‌ و شیوه‌ درآوردن‌ و ترک‌ آن‌ و پوشیدن‌ لباس‌ معمولی‌، فی‌المثل‌ در برخی‌ مناطق‌ رسم‌ است‌ که‌ بزرگ‌ خانواده‌، برای‌ کسانی‌ که‌ لباس‌ سیاه‌ پوشیده‌اند، چند متر پارچه‌ می‌برد که‌ به‌ مفهوم‌ پایان‌ دادن‌ به‌ پوشیدن‌ لباس‌ سیاه‌ است‌. خیرات‌ کردن‌ برای‌ میت‌، انواع‌ خیرات‌ و ایام‌ آن‌، به‌ جا آوردن‌ نماز و روزه‌ برای‌ میت‌، قرآن‌ خواندن‌ برای‌ میت‌ و انواع‌ و اشکال‌ آن‌.

ــ جادو و جنبل‌، فال‌گیری‌، شیوه‌های‌ جلب‌ محبت‌، مهرة‌ مار و... جارو کردن‌، گرفتن‌ ناخن‌، نمک‌ و حرمت‌ آن‌، خوابگزاری‌، حیوانات‌ مختلف‌ و عقاید نسبت‌ به‌ آنها (سگ‌ باوفاست‌ و همیشه‌ دعا می‌کند که‌ صاحب‌ خانه‌ عمر دراز داشته‌ باشد، اما گربه‌ بی‌چشم‌ و روست‌ و مرگ‌ صاحب‌ خانه‌ را از خدا می‌خواهد)، اجاق‌ و چراغ‌ و حرمت‌ آنها، صلوات‌ فرستادن‌ هنگام‌ روشن‌ شدن‌ چراغ‌، سوگند خوردن‌ به‌ چراغ‌

ــ کشاورزی‌، شیوة‌ کاشت‌ و داشت‌ و برداشت‌، تقسیم‌ محصول‌، دعاهای‌ ویژة‌ خرمن‌، جشن‌های‌ خرمن‌، شیوة‌ کیل‌ کردن‌، شیوة‌ آبیاری‌، تقسیم‌ آب‌، چگونگی‌ پرداخت‌ مزد میراب‌، اسامی‌ محلی‌ محصولات‌ مانند خرما که‌ در جنوب‌ برای‌ هر مرحله‌ از رشد آن‌ نام‌ خاصی‌ وجود دارد، یا برنج‌ در شمال‌، خشکسالی‌، آیین‌های‌ تمنای‌ باران‌، آیین‌های‌ بند آمدن‌ باران‌.

ــ دامداری‌، اسامی‌ محلی‌ دام‌ها، به‌ چرا بردن‌ آنها، استخدام‌ چوپان‌، مزد چوپان‌، غذاهای‌ محلی‌ خاص‌، دام‌ها و...

ــ انواع‌ بازی‌ها، بازی‌های‌ کودکان‌ و بزرگسال‌، اشعار حین‌ بازی‌، یارگیری‌، بازی‌های‌ مخصوص‌ شب‌های‌ زمستان‌، مثل‌ گل‌ بازی‌ و... سایر آداب‌ زمستان‌، مانند آداب‌ و رسوم‌ ویژه‌ شب‌ چله‌

مقوله‌هایی‌ که‌ طرح‌ شد، هر یک‌ استعداد آن‌ را دارد که‌ کتاب‌های‌ گوناگونی‌ دربارة‌ آن‌ نوشته‌ شود و پژوهش‌های‌ مستقلی‌ در موردش‌ صورت‌ گیرد. همان‌گونه‌ که‌ از مضمون‌ و محتوای‌ این‌ مقوله‌ها برمی‌آید، فرهنگ‌ عامه‌ را می‌توان‌ به‌ دو بخش‌ کلی‌ دانش‌ عامه‌ و ادب‌ عامه‌ تقسیم‌ کرد. به‌ عبارت‌ دیگر، فرهنگ‌ عامه‌ از یکسو با انسان‌شناسی‌ و از سوی‌ دیگر با ادبیات‌ ارتباط‌ دارد. مثلاً بخش‌هایی‌ که‌ به‌ آداب‌، معتقدات‌، جشن‌ها و مسائلی‌ از این‌ قبیل‌ ارتباط‌ دارند، بیش‌ از هر چیز به‌ انسان‌شناسی‌ نزدیک‌ هستند و اجزایی‌ مانند افسانه‌ها، اساطیر، قصه‌ها، ترانه‌ها، تصنیف‌ها، امثال‌ و حکم‌ و مانند این‌ها به‌ ادبیات‌ شانه‌ می‌زنند. همین‌ موضوع‌ باعث‌ مباحث‌ جدی‌ در میان‌ اهل‌ نظر گردیده‌ و دربارة‌ حدود و ثغور آن‌، مطالب‌ فراوانی‌ نوشته‌ شده‌ است‌.

امروزه‌ فرهنگ‌ عامه‌ در بسیاری‌ از نقاط‌ دنیا، مانند برخی‌ از کشورهای‌ اروپایی‌، آمریکا، هند و جمهوری‌های‌ سابق‌ اتحاد شوروی‌، به‌ عنوان‌ دانشی‌ مستقل‌ مورد توجه‌ بوده‌ و در نظام‌ دانشگاهی‌ از جایگاه‌ ویژه‌ای‌ برخوردار است‌ و کرسی‌ خاص‌ خود را دارد.

نکتة‌ دیگری‌ که‌ از اجزای‌ فرهنگ‌ عامه‌ می‌توان‌ استنباط‌ کرد، این‌ است‌ که‌ اجزای‌ فوق‌ بازتاب‌ روحیات‌، خلقیات‌ و آرزوهای‌ هر ملتی‌ است‌ و ریشه‌ در اعماق‌ جامعه‌ دارد. مسائلی‌ که‌ در فرهنگ‌ رسمی‌ به‌ راحتی‌ قابل‌ شناسایی‌ نیستند، با بررسی‌ و واکاوی‌ فرهنگ‌ عامه‌، می‌توان‌ به‌ آنها پی‌ برد. از همین‌ رو، تعبیر «فرهنگ‌ غیررسمی‌» نیز برای‌ آن‌ به‌ کار گرفته‌ می‌شود. به‌ همین‌ دلیل‌، باید گفت‌ که‌ مطالعة‌ هر جامعه‌ای‌، آن‌ گاه‌ ثمربخش‌ خواهد بود و به‌ نتیجه‌های‌ کاربردی‌ می‌انجامد که‌ علاوه‌ بر فرهنگ‌ رسمی‌، به‌ فرهنگ‌ غیررسمی‌ نیز تسری‌ یابد.

یکی‌ از دلایل‌ رویکردهای‌ میدانی‌ در عرصة‌ پژوهش‌های‌ علمی‌، حاصل‌ درک‌ همین‌ ضروریات‌ است‌. اگر فرهنگ‌ جامعه‌ای‌ را به‌ پرنده‌ای‌ تشبیه‌ کنیم‌، فرهنگ‌ رسمی‌ و فرهنگ‌ عامه‌ (یا غیررسمی‌)، دو بال‌ آن‌ پرنده‌ هستند. فعالیت‌ برای‌ شناخت‌ هر جامعه‌، چنان‌چه‌ فقط‌ متکی‌ بر فرهنگ‌ رسمی‌ باشد. راه‌ به‌ جایی‌ نخواهد برد. حتی‌ شناخت‌ فرهنگ‌ رسمی‌ جامعه‌ هم‌ وقتی‌ مقدور خواهد بود که‌ فرهنگ‌ عامة‌ آن‌ جامعه‌، به‌ درستی‌ بررسی‌ و شناخته‌ شود. زیرا فرهنگ‌ عامه‌ متن‌ اصلی‌ زندگی‌ فرد را تشکیل‌ می‌دهد و بنابراین‌ در کلیة‌ حالات‌ و رفتار و اندیشه‌های‌ آدمی‌ اثر می‌گذارد و از این‌ رهگذر فرهنگ‌ غیررسمی‌ نیز بی‌تأثیر نمی‌ماند»

این‌ موضوع‌، هم‌ در ارتباط‌ با ادبیات‌ و هم‌ سایر اجزای‌ فرهنگ‌ عامه‌ مصداق‌ دارد. فی‌المثل‌ از دیوان‌ حافظ‌ می‌توان‌ دو بیت‌ زیر را مثال‌ آورد که‌ بدون‌ اطلاع‌ از دانش‌ عامه‌، نمی‌توان‌ به‌ درک‌ صحیحی‌ از آن‌ دست‌ یافت‌:

عفاالله‌ چین‌ ابرویش‌ اگر چه‌ ناتوانم‌ کرد

به‌ رحمت‌ هم‌ کمانی‌ بر سر بیمار آورد

و بیت‌ دیگر:

با چشم‌ و ابروی‌ تو چه‌ تدبیر دل‌ کنم‌

وه‌ زین‌ کمانی‌ که‌ بر سر بیمار می‌کشی‌

استاد زنده‌ یاد انجوی‌ شیرازی‌، درباره‌ این‌ ابیات‌ گفته‌ است‌ که‌ رسمی‌ در میان‌ مردم‌ وجود داشته‌ که‌ وقتی‌ از دوا و درمان‌ بیماران‌ فایدتی‌ نمی‌دیدند، مجمعه‌ بزرگی‌ در کنار بیمار نگه‌ می‌داشتند و بی‌آنکه‌ خود او متوجه‌ باشد، گلوله‌ای‌ گلین‌ در کمان‌ می‌نهادند و به‌ شدت‌ به‌ مجمعه‌ می‌زدند تا بیمار با شنیدن‌ آن‌ صدای‌ غیر منتظره‌، یک‌ باره‌ تکان‌ بخورد، بترسد و بهبود یابد.

در نسخة‌ دیوان‌ حافظ‌، تصحیح‌ علامه‌ قزوینی‌، به‌ جای‌ «کمانی‌ بر سر بیمار می‌آورد»، آمده‌ است‌ «پیامی‌ بر سر بیمار» و در نتیجه‌، مفهوم‌ بیت‌ روشن‌ نیست‌.

هم‌چنین‌ بدون‌ اطلاع‌ دقیق‌ از فرهنگ‌ عامه‌، بسیاری‌ از بیت‌های‌ پندنامة‌ فریدالدین‌ عطار نیشابوری‌ را نمی‌توان‌ با دقت‌ تعریف‌ و تفسیر کرد:

تکیه‌ کم‌ کن‌ نیز بر پهلوی‌ در

باش‌ دایم‌ از چنین‌ خصلت‌ به‌ در

ای‌ پسر بر آستان‌ در مشین‌

کم‌ شود روزی‌ زکرداری‌ چنین‌

مردم‌ اعتقاد دارند «اگر کسی‌ در آستانة‌ درِ اتاق‌ بایستد و به‌ چارچوب‌ در تکیه‌ کند، در آن‌ خانه‌ دعوا راه‌ می‌افتد.» یا این‌که‌ «هر کس‌ توی‌ درگاه‌ بنشیند، به‌ تهمت‌ ناحق‌ گرفتار می‌شود.»

استاد زنده‌ یاد دکتر محجوب‌، با توجه‌ به‌ احاطه‌ بر ادب‌ کلاسیک‌ و نیز ادب‌ عامه‌، با ذکر مثال‌های‌ فراوان‌، بحث‌ مستوفایی‌ در این‌ زمینه‌ ارائه‌ داده‌ است‌.

 

پی‌نوشت‌:

1ــ پراپ‌، ولادیمیر: ریشه‌های‌ تاریخی‌ قصه‌های‌ پریان‌، ترجمة‌ فریدون‌ بدره‌ای‌، انتشارات‌ توس‌، 1371، ص‌ 6

2- Standard Dictionary of Folklore and Mythology and Legend. by Maria Leach

3ــ داد، سیما: فرهنگ‌ اصطلاحات‌ ادبی‌، انتشارات‌ مروارید، 1375، ص‌ 22

4ــ میرصادقی‌، جمال‌ و میمنت‌: واژه‌نامة‌ هنر داستان‌نویسی‌، کتاب‌ مهناز، 1377، ص‌ 23.

5ــ کتیرایی‌، محمود: از خشت‌ تا خشت‌، نشر ثالث‌

6ــ در طرح‌ مقوله‌ها و سرفصل‌های‌ مربوط‌ به‌ فولکلور، از مقاله‌های‌ صادق‌ هدایت‌، دکتر فریدون‌ وهمن‌ و استاد انجوی‌ شیرازی‌ استفاده‌ شده‌ است‌ و برای‌ این‌ موضوع‌، خود را مدیون‌ آنها می‌دانم‌.

7ــ فرهنگ‌ عامه‌، خصوصیات‌، کنش‌ و نقش‌ آن‌، محمود خلیقی‌، مندرج‌ در فصلنامة‌ فرهنگ‌ و زندگی‌، شماره‌ 25 و 26 بهار و تابستان‌ 1357

8ــ فصلنامه‌ فرهنگ‌ مردم‌ ــ سال‌ دوم‌، شماره‌ اول‌، بهار 1382، ص‌ 67

9ــ سکورزاده‌، ابراهیم‌: عقاید و رسوم‌ عامة‌ مردم‌ خراسان‌، انتشارات‌ بنیاد فرهنگ‌ ایران‌، 1346، ص‌ 286.

10ــ محجوب‌، دکتر محمد جعفر: ادبیات‌ عامیانة‌ ایران‌، به‌ کوشش‌ دکتر حسن‌ ذوالفقاری‌، نشر چشمه‌، ج‌ اول‌، ص‌ 59 تا 86.

[ یکشنبه ۱٠ شهریور ۱۳٩٢ ] [ ۸:۳٧ ‎ب.ظ ] [ محمد فاضل شوکتی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

گر می خواهی پس از مرگ فراموش نشوی یا چیزی بنویس که قابل خواندن باشد یا کاری کن که قابل نوشتن باشد. "بنیامین فرانکلین" (زمزیران نام رشته کوهی زیبا و بلند در سلسله کوههای زاگرس مابین مهاباد ، ،سردشت و پیرانشهر میباشد) محمد فاضل شوکتی دانش آموخته علم مدیریت .کارمند و مدرس: که به تحقیق در زمینه میراث معنوی و فکری شهرهای پیرانشهر و سردشت می پردازد،و سعی دارد تا برگیرنده مطالب و مقالات مرتبط با این دو شهر باشد. این وبلا گ در راستای مدیریت و جمع آوری اسناد ،مدارک ،عکسها و نشریات،مشاهیر و اطلاعات : تاریخی ،فرهنگی،اجتماعی، دوشهر( پیرانشهر و سردشت ) به منظور شکل دادن کانالی برای حضور در فضای مجازی و به اشتراک گذاشتن این اطلاعات و معرفی این دو شهربه ایران و جهان شکل گرفته است . بررسی و غور در میراث معنوی و فکری هزاران ساله ی این دو شهر از عهده یک یا چند نفر خارج بوده ،و یاری اصحاب قلم و نظر را می طلبد،، اگر این وبلاگ بتواند نقطه عطفی باشد برای زاده شدن اندیشه ای نو در پایان نامه های دانشگاهی و یا روان نمودن اطلاع رسانی به گردشگران و ایجاد پل ارتباطی مابین مردمان خون گرم این دوشهر با جهان و جذب گردشگران به مراکز طبیعی جذاب وتجاری این منطقه ، به هدف خود رسیده است . همچنین این وبلاگ حاوی عکسهای بسیارزیبا و دلپذیر و پر ارزش، قدیمی و نادری است که یاد آورخاطرات و حوادث و لحظات تاریخی تلخ و شیرین گذشته و پیوند آنها با حال و آینده شماخواهد بود . مطمئنا لحظاتی را که با ما سپری خواهید نمود شیرین خواهد بود. این وبلاگ را می‌توان یک مرجع برای معرفی مراکز گردشگری و تفریحی و توریستی وتجاری شهرهای پیرانشهر و سردشت دانست. امید می رود بازدید کنندگان عزیز ، کاستی های آن را به طرق ممکن گوشزد و با ارسال تجربیات موفق خود دراین حوزه و نیز در راستای پر بارتر نمودن محتویات زمزیران، مارا یاری فرمایند.
موضوعات وب
RSS Feed