<

زمزیران
دانشنامه تاریخ ،جغرافیا، فرهنگ و ادبیات و فولکلور و جاذبه های گردشگری شهرهای(سردشت و پیرانشهر) 
قالب وبلاگ
نويسندگان
لینک دوستان


نامه ای به استاندار
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه سی ام مرداد 1392 توسط سنبله برنجی

منبع مورد انتشار: روزنامه آراز آذربایجان

به نام آنکه لایق شایسته ترین عبودیت ها و برترین بندگی هاست

آقای استاندار! اکنون که هنگامه ی خداحافظی با مقام استانداری برای شما که در حکم رئیس جمهوری برای مردم آذربایجان بودید فرا رسیده است حضرتعالی در حال تجربه کردن چه احساسی هستید؟ و چه یادگاری های سترگی از خویش بر جای خواهید گذاشت؟!

در مدت چهار سالی که میزنشین غرور و افتخار بودید چه اقدامات مؤثری برای ایجاد کلان شهر ارومیه که آرزوی تحقق آن همچون دریاچه ی ارومیه در قلب نازنین مردمان آن خشکید و به فسیل تبدیل شد چه اقداماتی انجام داده و چه پیگیری هایی صورت داده و چه ظرایفی برای تثبیت موقعیت باستانی استان رعایت فرمودید؟ اصلاً در این اندیشه بودید که پل شهید کلانتری که در جریان فقدان تاریخی دریاچه تبدیل به نماد استان شد فاقد نورافکن های هر چند حقیری است و نصب چندین پروژکتور قوی می توانست برای مسافران شب روی استان سفری خاطره انگیز، منظره ای دلپذیر و رؤیایی فراموش نشدنی فراهم آورد؟  

با توجه به اینکه استان ما یکی از قطب های مهم کشاورزی کشور محسوب می شود برای عدم هدر رفت محصولات باغی و بازاریابی مثمر ثمر چه تعاملی با مسئولین سایر استان های همجوار انجام داده، چه رایزنی ها نموده و چه نتایجی رقم زدید؟

استان ما با سه کشور قریب به هزار کیلومتر مرزهای مشترک دارد چه اقدام بهینه ای در جهت تبدیل نمودن استان به قطب گردشگری فوق العاده با توجه به پتانسیل های بالقوه و غیر قابل انکار خدادادی آن و پدید آوردن صنایع تبدیلی و مهم تر از همه این که برای تحقق رؤیاهای دست نیافتنی ساکنان که آرزوی صنعتی شدن استان را در سر می پرورانند چه تلاشی به فرجام نیکو پیوند دادید؟

در فاجعه ی آتش سوزی مدرسه ی شین آباد چگونه با حضورتان و سخنان دلداری دهنده  باعث تسلای داغدیدگان و همدلی با مصدومان که نه! کباب شدگان این حادثه ی توحش زا شدید؟ آیا اصلاً به خودتان زحمت دادید پیام تسلیتی به خانواده ها ارسال کنید؟

برای لمس مشکلات عدیده ی شهرهای مرزی سردشت، پیرانشهر و ماکو و حل نمودن تا حدودی! از آنها چندین بار به این شهرها سفر کردید؟ یک بار که در معیت وزیر خوش خنده «آقای نیک زاد» با بالگرد به پیرانشهر تشریف آورده بودید و در میانه راه به دلیل شرایط بد جوی ناگزیر از سفر با اتومبیل شدید آیا اصلاً سخنی از جاده های قرون وسطایی این شهر با ایشان به میان آوردید؟

در قضیه بارش برف سنگین که قطعی برق زندگی روزمره ی ساکنان پیرانشهر را دچار فلج حاد نمود با فرماندار پیرانشهر که ماشاءالله بی خیالی و صبوری ایشان به مثابه صبر ایوب زبانزد ساکنان رنج کشیده ی شهر است چه رایزنی هایی برای تسریع امور انجام داده و چه دستورات مؤکدی صادر نمودید؟

در مقام استانداری که در حکم رئیس جمهور تام الاختیار بودید این همه در جراید از ضعف مدیریتی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری داد سخن داده شد چه گوشزدها، تذکرات، تنبیه ها و توبیخاتی برای مسئولین بی خیال این حوزه ارسال نمودید؟

آیا اصلاً سعی کردید با استفاده ی بهینه از توانمندی های خارق العاده استان در ورزش، کشاورزی، گردشگری و ... با کشورهای همجوار تعاملاتی صورت دهید و از این منابع عظیم خدادادی به صورت بهینه سود جویید؟

تا جایی که وسع اطلاعاتم اجازه می دهد در مدت سکانداری شما پنج رویداد تاریخی عظیم و فرصتی خدادادی در استان فراهم شد. همایش دریاچه ی ارومیه که با حضور شرکت کنندگان خارجی و داخلی تشکیل شد. همایش تور گردانان ایران در استان، افتتاح خط پرواز مستقیم از ارومیه به وان ترکیه، افتتاح خط آهن استان و برگزاری جام تموز که از چند کشور شرکت کننده داشت.

به یاد دارم هنگام برگزاری اجلاس سران در تهران گلیم بافته شده در کرمانشاه به عنوان نمادی از هنر ماندگار بانوان این خطه به مدعوین اهدا گردید. شما کدام یک در هزار از سوغات ناب و مرغوب استان که فرش افشارمان دارای شهرت جهانی است و برای جهانیان شناخته شده اما در موطن خویش مهجور و ناشناخته و معرفی نشده باقی مانده است را به میهمان پیشکش که نه! معرفی کردید؟

قبل از برگزاری همایش ها و مسابقه چه دستورات مؤکدی به مسئولین ادارات ذی ربط دال بر معرفی هر چه بهتر کالاهای تولیدی استان و معرفی هنرمندانه ی صنایع دستی، محصولات باغی و کشاورزی و ... برای مهمانان و ورزشکاران خارجی صادر کردید؟

تکاب شهر باستانی و کوچکی است که از هیاهو و شلوغی رایج شهرهای بزرگ خبری در آن نیست. اما طبیعتاً مشکلات و نارسایی های خاص خود را دارد. مشکلاتی که اکنون به حالت تکرار مکررات درآمده و دیگر حتی برای دولتمردان نیز حالت روزمرگی به خود گرفته و به تصویر کشیدن گوشه ی کوچکی از اغماضاتی که در حق این شهر روا داشته شده قلم را در وادی حیرانی و حسرت سرگشته می نماید. نوشتن از تکاب با همه ی درد و مشکلاتی که ساکنان فرهیخته اش با آنها سر در گریبان هستند بسیار دشوار است.

مقاله نوشتن در باره ی این مشکلات غامض صبر نوح می طلبد و ... اما چه کنیم که وظیفه اصحاب رسانه نوشتن، نوشتن، نوشتن و ... است. باید برخی کوتاه بینی ها و مغرضانه های اغراض گونه مرقوم شوند تا گوشه ای از وظیفه‌ی ملی و رسالت خویش را به نماد تاریخ ایران و افتخار آذربایجان سرافراز ادا کرده باشیم.

دردها و بغض هایی فرو خورده در گلو که امکان دارد حیات تکلم افرادی که هر روزه با آن دست به گریبانند را به مخاطره بیندازد. نوشتن درباره ی کمبودهای تکاب، دیاری که باید آن را آفریقای ایران نامید جگر شیر می خواهد و . . .

در طول مدت سکانداری خود درباره ی معدن زرشوران تکاب که بهره برداری از آن انواع فقر، بیماری و بدبختی را برای ساکنان این دیار و ثروت و موقعیت را برای ذی نفعان ذی نفوذ این صنعت مرگبار به ارمغان آورد چه تعامل و رایزنی هایی با فرماندار و نمایندگان این شهر داشتید؟ بینی و بی اللهی در طول ریاست نشینی تان حتی یــــــــــــک باراتفاق افتاد نمایندگان، فرمانداران، شهرداران و رئوسای ادارات را به استان دعوت نموده و در باره ی مشکلات غامض استان که گشودن گره ی کور آن حتی از عهده غول چراغ جادو خارج است چند بار همفکری و مشاوره فرمودید؟ چه راهکارهای ارائه و چه پیشنهاداتی را پذیرفتید؟ در مورد انحلال کارخانه سیمان شاهین دژ که موضوعی بسیار بحث انگیز و پرابهام بود سکوت پیشه کردید یا به ریشه یابی انتحار آن پرداختید؟

در باره ی جاده ی کمربندی بوکان سردشت که سالهاست رؤیای احداث و اتمام آن در مخیله های ساکنان نازنین اش خشکیده است چه اقدام درخشانی انجام دادید؟ آیا به غیر این است که سکوت پیشه کردید . . .؟

چه رایزنی ها و پیشنهادات ثمربخشی به عنوان عالی ترین مقام دولتی در مورد استفاده ی بهینه از معادن ناب استان با فرمانداران، مقامات و مسئولان و افراد ذی ربط رده بالای این حوزه به فرجام رساندید؟ آیا اصلاً اندیشه ای در سر پرورانیده اید که در صورت بهره برداری از طرح های بلند پروازانه ای که راه اندازی آنها تنها در حد شعار باقی ماند می توانست چه تحولات عظیمی پدید بیاورد و چه نتایج خرسند کننده ای برای توسعه و آبادانی استان به ارمغان آورد؟ و سرنوشت استان مان را به سمت و سوئی دیگر سوق دهد؟

آیا اصلاً زانوی غم بغل کردید که ارومیه به عنوان مرکز استانی زرخیز فاقد یک بزرگ راه آنچنانی همانند آنچه همسایه ی عزیزمان تبریز از آن برخوردار و بهره بردار است بی بهره مانده است؟

اصلاً می دانید طرح هایی که اجرای آنها ناکام ماند می توانست در توسعه، شکوفایی اقتصاد و پیشرفت پایدار مرکز استان، شهرها و روستاهای حومه، به لحاظ اقتصادی، اشتغال زایی زیر ساختی و کارآفرینی اساسی به موازات آن در سایر زمینه ها چه نقش های کلیدی ایفا کند؟ و . . .

من از مشکلات عدیده و لاینحل سایر شهرها اطلاعی ندارم، اما ذکر همین نکات اشاره به یک در هزار است.

سخن آخر:

در آذربایجان غربی هیچ کس دوست ندارد «خودش» باشد تا دیگر پسرک تنهای قصه ها دفاترشان را با مداد شمعی های اغراض که همرنگ سیاهی شب است خط خطی نکند.

هیچ کس...

حتی جغد بد شگون چشم دریده ی آواره نیز به هیچ روی قصد پرواز از بام این استان مهجور را ندارد...

با تقدیم هزاران آرزوی ناب

سنبله برنجی ...

[ چهارشنبه ۳٠ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ٦:٥٢ ‎ب.ظ ] [ محمد فاضل شوکتی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

گر می خواهی پس از مرگ فراموش نشوی یا چیزی بنویس که قابل خواندن باشد یا کاری کن که قابل نوشتن باشد. "بنیامین فرانکلین" (زمزیران نام رشته کوهی زیبا و بلند در سلسله کوههای زاگرس مابین مهاباد ، ،سردشت و پیرانشهر میباشد) محمد فاضل شوکتی دانش آموخته علم مدیریت .کارمند و مدرس: که به تحقیق در زمینه میراث معنوی و فکری شهرهای پیرانشهر و سردشت می پردازد،و سعی دارد تا برگیرنده مطالب و مقالات مرتبط با این دو شهر باشد. این وبلا گ در راستای مدیریت و جمع آوری اسناد ،مدارک ،عکسها و نشریات،مشاهیر و اطلاعات : تاریخی ،فرهنگی،اجتماعی، دوشهر( پیرانشهر و سردشت ) به منظور شکل دادن کانالی برای حضور در فضای مجازی و به اشتراک گذاشتن این اطلاعات و معرفی این دو شهربه ایران و جهان شکل گرفته است . بررسی و غور در میراث معنوی و فکری هزاران ساله ی این دو شهر از عهده یک یا چند نفر خارج بوده ،و یاری اصحاب قلم و نظر را می طلبد،، اگر این وبلاگ بتواند نقطه عطفی باشد برای زاده شدن اندیشه ای نو در پایان نامه های دانشگاهی و یا روان نمودن اطلاع رسانی به گردشگران و ایجاد پل ارتباطی مابین مردمان خون گرم این دوشهر با جهان و جذب گردشگران به مراکز طبیعی جذاب وتجاری این منطقه ، به هدف خود رسیده است . همچنین این وبلاگ حاوی عکسهای بسیارزیبا و دلپذیر و پر ارزش، قدیمی و نادری است که یاد آورخاطرات و حوادث و لحظات تاریخی تلخ و شیرین گذشته و پیوند آنها با حال و آینده شماخواهد بود . مطمئنا لحظاتی را که با ما سپری خواهید نمود شیرین خواهد بود. این وبلاگ را می‌توان یک مرجع برای معرفی مراکز گردشگری و تفریحی و توریستی وتجاری شهرهای پیرانشهر و سردشت دانست. امید می رود بازدید کنندگان عزیز ، کاستی های آن را به طرق ممکن گوشزد و با ارسال تجربیات موفق خود دراین حوزه و نیز در راستای پر بارتر نمودن محتویات زمزیران، مارا یاری فرمایند.
موضوعات وب
RSS Feed