<

زمزیران
دانشنامه تاریخ ،جغرافیا، فرهنگ و ادبیات و فولکلور و جاذبه های گردشگری شهرهای(سردشت و پیرانشهر) 
قالب وبلاگ
نويسندگان
لینک دوستان


                               به نام خداوند جان و خرد

گاهی نوشتن سخت می شود  و از خاطرات نوشتن سخت تر . شب با همه ی عظمت و خلوت خود در مقابلم جاریست . فانوس زمزمه را روشن می کنم و به سرزمین خاطرات می روم . اسفند 1359  پیرانشهرتمرچین . آلبوم را ورق می زنم ترانه هایی را که بر قامت جنگل های پیرانشهر نوشته ام می خوانم شعرهای خاک خورده ام را زیر بارانی که از نیم شب باریدن گرفته است می گیرم ، بوی خاک باران خورده مشامم را تازه می کند و ناگهان حس می کنم کسی مرا به خاطراتم پیوند داده است شخصی که ندیده ام اما چشم هایم را به روی آفتاب نمیبندم تا او را ببینم  محمدفاضل شوکتی .

بهمن 59 ، جنگ بود و مقاومت ، لشکر 64 ارومیه ، پادگان سلماس و ماموریت پیرانشهر . و چقدر در همه عمر این پیرانشهر مرا مجذوب خود کرده است من همیشه راه رفته ام و پیرانشهر با من بوده است . پیرانشهر ای خورشید آرزوهای من ، باور کن به چشمانت ایمان دارم . میخواهم ترا دوباره ببینم تا پس از 33 سال باز به من نگاه کنی تا از هزاران شمع زیارتگاه روشن شوم  . پیرانشهر ای دیار کهن که از زمانهای قدیم دارای اهمیت و اعتبار بوده یی و نامت در الواح عیلامی کشف شده در تخت جمشید ذکر شده است ، ای سرزمینی که با وسعت 2259 کیلومتر مربع و 1460 متر ارتفاع از سطح دریا و 600 میلی متر باران سالانه ، کوههای مرتفعی چون شرفان از سمت غرب و کوه سرگرده از سمت جنوب غربی ترا احاطه کرده اند . انگار که بهشت ها برای تو آفریده شده اند . دفتر خاطرات من هنوز با من حرف می زند  و نوروز 1360 پیرانشهر ، تمرچین و من هستم و سنگر و باران و بعضی مواقع گلوله های منور  و من در این دفترچه از مادرم و دلتنگی هایم نوشته ام ... مادرم از شمع همیشه روشن شبستان تاریک دل ، پیش خداوند عشق ، زیباتر از آن چهره فرسوده ی خدمت عشق است وجود ندارد ، آن چهره که در آن خطوط رنج و سطور ستوه گویا ترین تفسیر این حقیقت مستور یعنی عشق را مسطور کرده  است . مادر از باغ معرفت تو خرمن خرمن گل عرفان چیدنی است و باغ در باغ سنبل ایمان دیدنی ، اگر مارا چشمی خدابین و دلی خدا دین باشد .

 مادر ای کشته به عشق و ای زنده به عشق ،  قطره یی هستم به تو که می اندیشم خدا را دریا دریا در می یابم  و کشتی کشتی حقیقت عرفان را . ای ناخدای اندیشه ی من در تلاطم مرگبار این ناخدایی ها یک دریا کشتی نجات در واژه واژه  تو حیات را به سوی آن بیکرانه کرانه می کند .

 و در تابستان 60 من پیرانشهر را بیشتر شناختم گرمابه البرز ، خیابان بزرگ ، استریوشوان ، پادگان  پیرانشهر و آثار تاریخی ارزشمند چون تپه های پسوه ، شین آباد ،  جلدیان ، قلات شای ، کتیبه های سنگی  ، گورستان تاریخی گورنیکان ، و صدها اثر تاریخی  دیگر که گواهی زنده بر وجود تمدن های بسیار کهن و درخشانی چون اواراتو ها ، مادها ، پارسوا و زاب می باشد و صدها تپه تاریخی شناسایی شده است .

 و من از خاطرات آن روزها می نویسم و خدا را در این فاصله 33 به وضوح می بینم خدایی که در همه چیز پیداست  ، در خاطراتم ، در شعرهای گمشده من ، در بارانی که لیوانی آب به دست باغچه می دهد و آن کاسه شکسته ی هزار ساله در جاده پیرانشهر سردشت ، در میر آباد ، آهنگ آباد ، پادگان پسوه ، درکهنهلاهیجان و در جاده نقده و سردشت و پیرانشهر  .

 در رودخانه  ها و چشمه های دائمی و خروشان ، جنگل های انبوه و سر سبز ، مراتع غنی و وسیع با تنوع گیاهی منحصر به فرد ، با انواع حیوانات وحشی ، در تفرج گاههای کم نظیری چون پردانان ، آبخوارده ، آبشار خرپاب ، کوه مرتفع قندیل و بلندترین شهر استان آذربایجان غربی و جنگل هایی که تا برفهای دائمی کوههای مرزی امتداد دارند و صدای آبشار خروشان و پرآب خرپاب .

خدای من تو در همه چیز می درخشی ، در خاکستر سیاه ققنوس و قلب بیدار پسرکم که خاطراتم را برایش تعریف می کنم . خدای من تو در یادمان خاطراتم حضور داری  در یادمان روستای کهنه  لای جان ، پردانان ، خورنج ، زیوکه ، اوخواردهو دهها روستای دیگر تو را سپاس می گویم که عظمت قلعه های شین آوا ، موت آوا ، شای ، جلدیان ، پسوه و کتیبه برده مافوره و داشان قلعه را در ذهن من  ماندگار کرده ای و اکنون به یاد آخرین خداحافظی  از پیرانشهر  و خاطرات پادگان پسوه و چه زود می گذرد این شب  و روز و آن روزهایی که می دانستم اگر کردارمپیشکشی به  درگاه خداوند باشد از هرگونه وابستگی  خواهم رهید و زندگی فرآیند پالایش مدام است باید از دست کهنه ها رها شد تا بتوان برای تازه ها جا گشود

 اکنون دوباره می خواهم به آن سوی خاطره ها پر بکشم و دوباره به پیرانشهر  سفر کنم و دوستان تازه و کسانی که نام خانوادگی مشترک با من دارند را ببینم . می خواهم تا فرشته ها بالا بروم آنجا که افسانه های کهن در مه غلیظی شناورند حاضرم در پای حصار انتظار دیدن شهر پیران انقدر بایستم تا پنجره ای از خانه ( پیرانشهر) به روی من باز شود .

حاضرم تا آشیانه سیمرغ ها بدوم و رویای نیلوفران را به دوستانم هدیه کنم و برای نگاه ابریشمین و مهمانی شدن در خانه آنها نماز شکر بخوانم . از چه بنویسم از خیابانی که می خواهم دوباره در آن قدم بزنم باید در همه سطرهایم از مردم دیار خانه بگویم و برایشان دست تکان دهم چون بی عشق هیچ گیاهی نمی تواند بروید ، بی عشق هیچ نامه یی به پایان نمی رسد ، بی عشق همه ی نگاههاسردند ، همه ی دستها خاموشند ، همه کوچه ها بن بست اند . راستی می توانم دیار خاطراتم را ببینم کی ؟!

 

                           محمد برشان جمعه 18  مرداد 1392

                                   عید سعید فطر   کرمان

[ سه‌شنبه ٢٩ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ۸:۳٢ ‎ب.ظ ] [ محمد فاضل شوکتی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

گر می خواهی پس از مرگ فراموش نشوی یا چیزی بنویس که قابل خواندن باشد یا کاری کن که قابل نوشتن باشد. "بنیامین فرانکلین" (زمزیران نام رشته کوهی زیبا و بلند در سلسله کوههای زاگرس مابین مهاباد ، ،سردشت و پیرانشهر میباشد) محمد فاضل شوکتی دانش آموخته علم مدیریت .کارمند و مدرس: که به تحقیق در زمینه میراث معنوی و فکری شهرهای پیرانشهر و سردشت می پردازد،و سعی دارد تا برگیرنده مطالب و مقالات مرتبط با این دو شهر باشد. این وبلا گ در راستای مدیریت و جمع آوری اسناد ،مدارک ،عکسها و نشریات،مشاهیر و اطلاعات : تاریخی ،فرهنگی،اجتماعی، دوشهر( پیرانشهر و سردشت ) به منظور شکل دادن کانالی برای حضور در فضای مجازی و به اشتراک گذاشتن این اطلاعات و معرفی این دو شهربه ایران و جهان شکل گرفته است . بررسی و غور در میراث معنوی و فکری هزاران ساله ی این دو شهر از عهده یک یا چند نفر خارج بوده ،و یاری اصحاب قلم و نظر را می طلبد،، اگر این وبلاگ بتواند نقطه عطفی باشد برای زاده شدن اندیشه ای نو در پایان نامه های دانشگاهی و یا روان نمودن اطلاع رسانی به گردشگران و ایجاد پل ارتباطی مابین مردمان خون گرم این دوشهر با جهان و جذب گردشگران به مراکز طبیعی جذاب وتجاری این منطقه ، به هدف خود رسیده است . همچنین این وبلاگ حاوی عکسهای بسیارزیبا و دلپذیر و پر ارزش، قدیمی و نادری است که یاد آورخاطرات و حوادث و لحظات تاریخی تلخ و شیرین گذشته و پیوند آنها با حال و آینده شماخواهد بود . مطمئنا لحظاتی را که با ما سپری خواهید نمود شیرین خواهد بود. این وبلاگ را می‌توان یک مرجع برای معرفی مراکز گردشگری و تفریحی و توریستی وتجاری شهرهای پیرانشهر و سردشت دانست. امید می رود بازدید کنندگان عزیز ، کاستی های آن را به طرق ممکن گوشزد و با ارسال تجربیات موفق خود دراین حوزه و نیز در راستای پر بارتر نمودن محتویات زمزیران، مارا یاری فرمایند.
موضوعات وب
RSS Feed