<

زمزیران
دانشنامه تاریخ ،جغرافیا، فرهنگ و ادبیات و فولکلور و جاذبه های گردشگری شهرهای(سردشت و پیرانشهر) 
قالب وبلاگ
نويسندگان
لینک دوستان



تاریخ کردستان

اسلاف کُردها

منصور موسوی

mansour.mosavi@yahoo.com


پنج هزار سال قبل در سرزمینی که امروزه کردستان نامیده می شود ، ملتی زندگی می کردند که چندین قبیله را تشکیل می دادند و به علل مختلف از جمله : محدودیتهای جغرافیایی و وقوع جنگها ، این قبیله ها  قسمتهای مختلفی را به خود اختصاص  داده بودند و هر قبیله در محدوده ی معینی زندگی می کرد که  از جمله این مکانهادامنه ها و اطراف رشته کوه زاگرس بود که اقوام مختلفی از جمله : لولویی ، کاسیتی و هورائی در  اطراف این رشته کوه بسر می بردند. مورخ  یونانی هرودوت به اقوام بوس ، پاراتاین ، ستراوچاتا ، آریزانتی ، بودی و ماگی  به عنوان بخشی از قبایلی که به مادها شهرت یافته بودند ، اشاره می کند.   بعدها مادها توانستند بر همه ی منطقه  مسلط شوند . قبیله ی دیگری نیز در آن منطقه حضور داشتند که به کوتی (گوتی ) مشهور بودند ، این قبیله به علت داشتن قدرت زیاد ؛ توانستند با موفقیت  حدود صد سال حکومت کنند . طبق لوح گلی سومری که مربوط به هزاره ی سوم قبل از میلاد است ؛ این قوم (گوتی ها)احتمالا”در سرزمین کاردا زندگی می کرده اند .الکساندر بزرگ از این مردم  به عنوان کاردوخ نام می برد ، پلینی می نویسد : این مردم رسما” کاردوخی نامیده می شدند اما امروزه کرد خوانده می شوند . بعضی از مورخان براین عقیده اند که گوتی ها توسط چند دیکتاتو ظالم رهبری می شده اند اما دلایل قویتری وجود دارد که خلاف این گفته ها را ثابت می کند. آ.ام .دیاکونوف در کتاب تاریخ کمبریج برای ایران ((The Combridge History of Iran به این نکته اشاره دارد که گوتی ها توسط چندین تن از رئیس قبیله که برای مدت معینی انتخاب می شدند ، رهبری می شده اند. پس اگر فرض را بر اساس گفته ی دیاکونوف بگیریم ؛ این قبیله ی چادرنشین (گوتی ها ) الگوئی برای مردم جهان در شیوه دمکراسی و روش حکومت داری بوده اند. شکی در این نیست که مادها بعدها به سوی شرق زاگرس مهاجرت کرده  و توانستد که قبایل آن منطقه را نیز با خود همراه کرده و اصول دمکراسی همراه با فنون نظامی را به آنها بیاموزند ؛آنها توانستند ملتی پیشرفته را از آن قبایل بوجود آورند که در حدود سال 727 ق.م قلمرو خود را از یونان تا تهران گسترش دهند. با مطالعه کتابهای تاریخی و با در نظر گرفتن تفاوتهای جزئی حاصل گذر زمان ؛ می توانیم بگوییم  ملتی که امروزه کرد نامیده می شود ریشه ی خود را باید در قوم ماد جستجو کند . بر سر این موضوع که کردها نوه ی مادها هستند یا نه بحثهای زیادی میان محققین انجام گرفته است اما هیچ دلیلی بر رد این ادعا وجود ندارد . دار ماتیستای مورخ در کتاب  مطالعه ایرانیها (  Iranian Stadies ) از این نظریه دفاع می کند ؛آرنولد ویلسن هم در کتاب “میزوپوتامیا برخورد آرمانها” چنین می گوید : ملت کرد نوه ی واقعی مادها و زبانشان یکی از زبانهای غرب ایران می باشد ، همچنین پرفسور سایی در کتاب ” تاریخ جهانی مورخ ” ( s History of The World،Historian ) به این نتیجه می رسد که مادها به جز کردها نبوده اند و زبانشان نیز جزه زبانهای هند واروپایی می باشد .  ولادیمیر مانیروسکی نیز در مطلبی تحت عنوان کردها و دایره المعارف اسلامی (The kurdis Encyclopedid of Islamic) بر این مهر تایید زده است . وای – سلون نیز می گوید: (( کردها فرزند مادها هستند)) .  دلایل اثبات این که کردها فرزندان مادها هستند آنقدر زیاد است که در نزد همه ی این نویسنده ها به عنوان مسئله ی بسیار بدیهی مورد پذیرش واقع شده است بطوریکه به راحتی میتوانیم کلمات کرد وماد را مترادف هم قرار دهیم و آنها را به جای هم بکار ببریم . لازم به ذکر است که کردها هم مادها را به عنوان اجداد و نیاکانشان قبول دارند به خاطر اعتقاد به این مسئله است که کردها شبکه ی تلویزیونی خود را در اروپا با نام میدیا (ماد) T.V نامگذاری کرده اند و فرزندانشان را میدیا می نامند .شاعر کرد ، دلدار هم در شعری میگوید :” ما فرزند مادیم” و این به  صورت غیر رسمی به عنوان سرودی ملی در میان مردم کرد شناخته شده است . همه ی کردها بدون استثنا در هر جای جهان براین مسئله متفقند. اما متاسفانه کشورهایی که کردها امروزه در آنها مستعمرە شدەاند مخالف بازگرداندن این اصالت برای کردها هستند و به نوعی با کردها رفتار می کنند که گوئی نه تنها مردمی بی هویت و ملت، بلکه حتی مردمی هستند که تاریخ و اصالت ندارند . سومریها درباره کردها چنین نوشته اند : که حرفه ی آنها کشیدن نقشه بر روی اشیایی بوده که از گل ساخته می شده اند ، همچنین مهرداد ایزادی پرفسور سابق دانشگاه هاروارد در زمینه خاور میانه در مطلبی تحت عنوان کردها  نیمچه رهبر) (The kurds aconcise hand bookچنین می گوید:  که “کردها در آغاز به دامداری و کشاورزی و استخراج معادن بصورت اولیه و کارکردن با گل مشغول بودند “ واضح است که مادها 6 قبیله بودند و برای یک هدف مشترک با هم متحد شده بودند و از قدیمی ترین ملتهایی بوده اند که سیستم دموکراسی را بعنوان شیوه ای حکومتی برای حکمرانی بر مردم بکار برده اند .
دیاکونوف می گوید ما به این نتیجه می رسیم که در آن روزگار اختلاف و کوته بینی و رفتارهای منفعت طلبانه شخصی بر زندگی همسایه های غربی مادها سایه افکنده بود. ولی مادها به صورت یک قبیله متحد در آمده بودند و یک فرمانده نظامی آنان را رهبری می کرد دیاکونوف در ادامه میگوید : چنین به نظر میرسد که تقسیم و چند گروه شدن مرحله به مرحله ارزش و اهمیت اجتماعی خود را در میان مادها از دست داده باشد زیرا اگر خلاف این نکته صادق بوده باشد مسلما منابع آشوری اهمیت بیشتری به این مسئله ( تقسیم و چند گروه شدن ) می دادند. قبول این نکته که اتحاد قبیه ای مادها تنها یک لفظ سر زبان نبوده ، بلکه همه کارهای جامعه خود را بر اساس رای و و نظر جمعی انجام می داده اند امر بسیار بدیهی است زیرا زمانی که مانیها و سومریها و حتی حکومت پیرهیتیت در ابتدای راه استفاده از روشها و اصول دموکراسی بودند و در حکمرانی از مشاور و انجمن های ابتدائی استفاده می کردند مادها با موفقیت اولین امپراتروی عظیم را در منطقه ایجاد کردند که حداقل برای مدتی اصول دموکراسی را در جامعه پیاده کرد. احتمال اینکه مادها از مردمان آن سوی زاگرس و یا از گذشته گان خود یعنی گوتیها اصول دموکراسی را آموخته باشند وجود دارد اما شکل گیری جریان هر گونه که بوده باشد مادها این احساس را داشته اند که بسیار لازم و ضروری است با هم متحد شوند و نتوانسته و یا نخواسته اند تنها از راه نظامی و جنگ به اهداف خود برسند علاوه بر این فرصت را برای مردمان اطراف خود نیز فراهم آورده اند تا در اداره مناطقی که در آن زندگی می کنند سهیم باشند . آن قبایل نیز بسیار از این پیشنهاد مادها استقبال کرده اند تا بدین وسیله از دست حملات آشوریان اورارتیان و مانیها که بی رحمانه روستاهایشان را ویران می کردند و جوانانشان را به بره می گرفتند بچه هایشان را زنده زنده می سوزانند و رئیس قبایلشان را پس از دست گیری تکه تکه می کردند در امان بمانند هر چند تفاوت زیادی بین حکومت داری آن روزگار و دموکراسی امروز وجود دارد در همین حال چندین شباهت در ویژگی های دموکراسی آن ایام با امروز وجود دارد . در روزگار ما اگر چه دموکراسی آمریکا دموکراسی بدون عیب و نقص نیست اما قانونی است که پایبند اصولی است که به طور کلی از سوی مردم آمریکا تایید شده و حقوق اقلیتهای خود را رعایت می کند از سوی دیگر مسئولان و مردم را به هم پیوند می دهد . مادها و پارسهایی که بعد از آنان حکومت را به دست گرفتند شیوه ای همانند گذشتگان خود در حکومت داری در پیش گرفتند . در واقع آنان توانستند شیوه ای را به جهان عرضه کنند که امروزه به قانون ماد و پارسی شهرت دارد . پارسها بعدها هگمتانه (همدان ) پایتخت آن روزگار مادها را اشغال کرده و در سال 550 ق .م به طور مداوم به گسترش قلمرو مادها به طرف جنوب و به طرف بابل ادامه دادند . داریوش یکی از فرمانروایان مشهور امپراتور ماد و پارسی بود که پیوسته پایبندی خود را به قانون نشان می داده حتی زمانی که آن قانون خلاف خواست و نظر وی بوده است . متاسفانه تجربه دموکراسی با افزایش قدرت حاکمان رو به ضعیفی نهاد . سرانجام با گذشت زمان و کاهش ارزشهای دموکراسی در میان جامعه فضا برای ورود استبداد مهیا شد و حکومتهای استبداد کم کم قدرت را به دست گرفتند . دیاکونوف چنین احتمال میدهد که علل انحلال ارگانهای قدیمی دولت همچون انجمن بزرگان و اجتماعات عمومی و … راباید ناشی از طمع کاری های فرماندهان نظامی دانست که غنائم بدست آمده از آشوریان را به جای استفاده در حفظ منافع ملی به نفع خود مصادره می کردند . اگر چه در نهایت دموکراسی مادها از هم پاشید اما روزگاری با استفاده از اصولی انسانی بر جهانیان حکومت کرده اند . سئوالی که در اینجا مطرح می شود این است که چه چیزی مادها را در جهان تا این اندازه بزرگ و شهره کرده است ؟ در پاسخ این سئوال می توانیم به دو نکته اشاره کنیم نخست اینکه مادها جنگجویانی شجاع بودند و در سوارکاری شهره بودند و جزء اولین گروهای انسانی بودند که مبارزان جنگجو و شجاع که امروزه پیش مرگ یا (گریلا) نامیده می شوند یعنی افرادی که همیشه آماده نبرد ومرگ هستند برهمین اساس است که آشوریان به مردان نیرومند در میان مادها اشاره کرده اند. دوم اینکه مادها از شیوه ای برای حکمرانی استفاده می کردند که حتی دشمنان را وا می داشت که با آنها ارتباط برقرار کنند به جای آنکه در مقابل آنها بجنگند .
 
چنین اصولی در میان مادها ایجاد شده بود که مادها را به این باور رسانده بود که نباید تنها از طریق شمشیر و زور برمردم حکومت کنند بلکه قانون باید حرف اول و آخر را در جامعه بزند. دیاکونوف درباره ویژگی های درونی حکومت مادها چنین می گوید که مشهورترین ومهمترین اشخاص حتی مقامی همچو فرماندار شهر باید از طرف نوعی انجمن ملی و بزرگان انتخاب می شد و این افراد از وی حمایت می کردند و او را مورد تایید قرار می دادند تا بتواند حکومت شهر را در دست بگیرد . اصول دمکراسی امروز بسیارمدیون پیشینیان است . هر چند اصول دمکراسی در طول قرون دستکاری شده و تغییر یافته ، اما با وجود این قدرت قانون به عنوان اساس همه ی دمکراسی ها بر روی زمین بدون تغییر مانده است در قرن بیستم تجربه غارتها و ویرانی آشوریان دوباره برای کردها تکرار شده و آن زمانی است که یورشهای تحت عنوان (انفال ) بین سالهای 1988- 1987 توسط صدام حسین انجام گرفت . کردها امروز فرصت تازه ای را پیدا کردهاند تا دوباره به عنوان ملتی بزرگ تاثیر خود را بر ملتهای دیگر جهان بگذارند و فرهنگ و تمدن بزرگ خود را به جهانیان معرفی کنند . دست یابی به چنین اهدافی چه در ارتباط با ملتهایی که کردها با آنها زندگی می کنند ،چه به عنوان حکومتی مستقل مسئله ای است که تنها گذشت زمان آنرا روشن می سازد . اما مسئله ای که هیچ شکی درآن نیست این است که هیچ نیروئی در جهان نیست که بتواند جلوی خواسته های بیش  از   50میلیون  انسان را بگیرد و خواسته های آنان را انکار کند. سوالی که مطرح می شود این است که چگونه کردها جوابی برای فرصت آزادی که امروزه بدست آورده اند را می دهند ؟ از بسیاری جهات کردها امروز وضعیتی همچو گذشته گان خود در 3000 سال قبل قرار دارند برای موفقیت و دستیابی به اهدافشان باید با هم متحد باشند

[ دوشنبه ٢۸ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ۳:٠۸ ‎ب.ظ ] [ محمد فاضل شوکتی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

گر می خواهی پس از مرگ فراموش نشوی یا چیزی بنویس که قابل خواندن باشد یا کاری کن که قابل نوشتن باشد. "بنیامین فرانکلین" (زمزیران نام رشته کوهی زیبا و بلند در سلسله کوههای زاگرس مابین مهاباد ، ،سردشت و پیرانشهر میباشد) محمد فاضل شوکتی دانش آموخته علم مدیریت .کارمند و مدرس: که به تحقیق در زمینه میراث معنوی و فکری شهرهای پیرانشهر و سردشت می پردازد،و سعی دارد تا برگیرنده مطالب و مقالات مرتبط با این دو شهر باشد. این وبلا گ در راستای مدیریت و جمع آوری اسناد ،مدارک ،عکسها و نشریات،مشاهیر و اطلاعات : تاریخی ،فرهنگی،اجتماعی، دوشهر( پیرانشهر و سردشت ) به منظور شکل دادن کانالی برای حضور در فضای مجازی و به اشتراک گذاشتن این اطلاعات و معرفی این دو شهربه ایران و جهان شکل گرفته است . بررسی و غور در میراث معنوی و فکری هزاران ساله ی این دو شهر از عهده یک یا چند نفر خارج بوده ،و یاری اصحاب قلم و نظر را می طلبد،، اگر این وبلاگ بتواند نقطه عطفی باشد برای زاده شدن اندیشه ای نو در پایان نامه های دانشگاهی و یا روان نمودن اطلاع رسانی به گردشگران و ایجاد پل ارتباطی مابین مردمان خون گرم این دوشهر با جهان و جذب گردشگران به مراکز طبیعی جذاب وتجاری این منطقه ، به هدف خود رسیده است . همچنین این وبلاگ حاوی عکسهای بسیارزیبا و دلپذیر و پر ارزش، قدیمی و نادری است که یاد آورخاطرات و حوادث و لحظات تاریخی تلخ و شیرین گذشته و پیوند آنها با حال و آینده شماخواهد بود . مطمئنا لحظاتی را که با ما سپری خواهید نمود شیرین خواهد بود. این وبلاگ را می‌توان یک مرجع برای معرفی مراکز گردشگری و تفریحی و توریستی وتجاری شهرهای پیرانشهر و سردشت دانست. امید می رود بازدید کنندگان عزیز ، کاستی های آن را به طرق ممکن گوشزد و با ارسال تجربیات موفق خود دراین حوزه و نیز در راستای پر بارتر نمودن محتویات زمزیران، مارا یاری فرمایند.
موضوعات وب
RSS Feed