<

زمزیران
دانشنامه تاریخ ،جغرافیا، فرهنگ و ادبیات و فولکلور و جاذبه های گردشگری شهرهای(سردشت و پیرانشهر) 
قالب وبلاگ
نويسندگان
لینک دوستان


سیری در تاریخ ملت کرد
تاریخ و سرگذشت ملت کرد تاریخی بس شگفت آور و پر فراز نشیب برای این ملت بزرگ و خستگی ناپذیر و ماندنی در طی روزگاران گذشته بوده است .
در این جستار سعی می شود تا گذری بر تاریخ این ملت داشته باشیم و به جستجوی نکاتی که در این تاریخ مبهم می باشند برویم شاید بتوانیم در حد توان و با کمک اندیشمندان این رشته آنها را روشن کنیم و به افسانه هایی درباره تاریخ و سرگذشت این ملت بزرگ که ستون اصلی ایران زمین می باشند پایان دهیم یا به حقیقت و نزدیک کنیم .
در این راه مسلما با ملتی اشنا می شویم که محققانی بزرگ هم خود را صرف تحقیق و تفحص در خصوص سرگذشت و تاریخ آنها و منابع مهمی را برایمان به ارمغان گذاشته اند در این میان محققان و نویسندگان داخلی و خارجی هر کدام برای خود نظرات خاصی راجع به سرگذشت ایم ملت دارند بیشتر آنها در نتیجه گیری بررسی ها و تحقیقاتی خود اتفاق نظرهای نزدیکی داشته‌اند .
اما اولین سئوالی که در پی خواندن کتابها و منابع مختلف به می آید اینست که به راستی ملت کرد کی هستند سرزمین و ماوای اصلی آنها کجاست اینگونه شک و تردید به آنها نگر یسته و این همه افسانه درباره آنها ساخته اند ؟
واژه کــرد
اما پیش از آنکه با کمک محققان و منابع در دسترس به این پرسش‌ها پاسخ داده شود باید بدانیم که اصولا واژه کرد به چه معناست و این کلمه از کجا آمده است
در خصوص پیدایش این واژه و معنی آن بایستی برگردیم و به ابتدای تاریخ و آنجا که مکتوب و سند بر ایمان به جای مانده است ببینیم که این کلمه برای نخستین بار چگونه و در کجا به کار برده شده است
همانطور که می دانیم تا پیش از بازگشت اقوام آریایی به سرزمین اصلی و مادری خود اقوام کهن تر و قویتری در این فلات قاره ای بشر می بردند که مرکز اصلی آنها همانطور که می دانیم زاگروس نواحی آن بوده است این اقوام عبارت بودند از گوتی‌ها نژادی و همبستگی زبانی و فرهنگی .مشترک برخوردار بوده‌اند.
آنچه اکثر محققین و نویسندگان قدیم و جدید بر آن اتفاق نظر دارند این است که قبل از آمدن قبایل کرد ایرانی به ناحیه کردستان قوم آریایی نژاد دیگری بنام کاردو در این سرزمین ساکن و دارای تمدن مهمی بوده اند که با مهاجرین هم نژاد خود در هم آمیخته و در هم مستحیل شدند و در نتیجه مهاجرین به همان نام نامیده شدند .
این شروع مقاله دکتر حشمت اله طبیبی در خصوص واژه کرد می‌باشد او برای تایید نظریه و گفته‌ی خود می‌گوید :
مبنای این نظریه اشاراتی است که در یکی از لوحه‌های سنگی آشوری مربوط به دو هزار سال قبل از میلاد .مسیح شده است در این لوحه از مملکتی به اسم کاردا یا کارداکا نام برده شده است که از دریاچه وان بطرف جنوب ممتد و بوده و قلاع بسیار محکمی در نواحی بتلیس کنونی داشته است که آثار آنها تا قرن پنجم و شم میلادی نیز باقی بوده است
در کتاب تاریخ ریشه نژادی کرد او هم برای اثبات گفته خود به قرال لاگاشه آدادانارای که در 2400 ق.م به طایفه ای به نام کاردا استناد می کند .
در یک سنگ مصطبه ای سومری که لفظ کرد خوانده شده است و آن هم نام ناحیه است نه اسم طایفه خاصی او پیش از این گفته است :
در عهد پادشاهی گیمیل سین از سلسله سوم سلاطین او در نواحی کردستان فعلی از جانب آن پادشاه بامیری توانا سپرده شد مرسوم به ورنر و علاوه بر ولایت گنهر و هماری که ملک مورث آن امیر محسوب می شد نواحی اربل و ایشار فرمانفروایی طایفه سوبارتو و سرزمین کرده را به او واگذاشت بنابر تحقیق توردان ژان این طایفه همسایه طایفه سو بوده و بقول مستشرق داریور بدلیس بوده یادگار قرم آرامی ها آن ناحیه را بیت خقردو خوانده اند و شهری که بنام جزیره ابن عمر معروف است گزرتادو قردو مرسوم کرده اند .
در خصوص این قوم و نام آن یعنی کماردا یا کاردو در قرن پنجم پیش از میلاد تیگلات پلیسر که با آنها درگیر می شود اشاره شده است .
همچنین در جنگ ایران با یونان که گزنفون سردار و مورخ یونانی با اقوام کاردوک برخورد می کند گزنفون هم در این وبرخورد شجاعت و دلاوری آنها را می‌ستاید و آنها را کرادوک و سرزمینشان را کاردوئن می نامد آرامیها این ناحیه را بث کاردو و تمامی بین فرات و دجله را گوژارتا کاردو نامیدهاند مورخین ارمنی این ناحیه را کوردوخ ذکر نموده و اعراب بکردا با کردای نامیده‌اند .
در جغرافیای قدیم ارمنستان در باب ولایت کرچیخ دیده می شود بنا بر آدنتس در کتاب آرمینات ص418 کلمه کرچیخ از دو جز است :
کرتیخ + آیخ و معنی آن کرد است چنانکه آترپاتیخ یعنی ساکنان آتروپاتن دکتر طبیبی در ادامه گفته‌هایش در خصوص واژه کرد گفته است
استرابون عالم جغرافیا دان یونانی که در اوایل تاریخ میلادی می زیسته می‌نویسد که قسمت ساحلی دجله از قوم کردین که از نسل مستحکمی است ناحیه ای که اشاره کرده است در حد فاصل دیاربکر و موصل کنونی واقع بوده و با این ناحیه مطابقت دارد ...
تا اینجا از این دو محقق بزرگ با کمک ومنابع موجود بیان شده که واژه کرد به چه منطقه‌ای اطلاق شده و از چه زمانی به کار برده شده است .
اما در خصوص اینکه خود واژه ی کرد به چه معنی ست آنها تحقیقات دیگری اناجام دادند که دکتر طبیبی به نقل از مینور سکی در دایره المعارف اسلام ذیل لغت کرد می نویسد یونانیان ساکن این ناحیه را کرد وخوی نامیده‌اند و جر اخیر این کلمه در لغت ارمنی علامت جمع است و می‌گوید گویا سبب این باشد که موزخان یونانی آن را از زبان یک مفر ارمنی شنیده اند .
در لغت بابلی و آشوری لفظ کاردو به معنی نیرومند و پهلوان او دامهن می‌دهد که بعضی از محققان جدید کرد را تحریف خلد یا خالدی شمرده‌اند مانند راسیکه که گفته اند خالدی و کردی و کورتی و کردیای همه یکی است لفظ خادلی بنام سومری طوایفی است که آشوریها آنها را اوارتر یا اوارشتو نوشته‌اند این قوم در حدود قرن نهم قبل از میلادد به ارمنستان مهاجرت کرده در جنوب دریاچه وان دولت مستقلی تشکیل دادند که تا اوایل قرا ششم قبل از میلاد وجود داشت خالدی در عبری بنام آرارات و در یونانی کزاردو نامیده شده اند به هر صورت از اینکه ناحیهی کاردو و یا کاردا یا کردوخ از اقوام آیایی نژاد کارددو مسکونی بوده است جای تردیدی نیست به علاوه قرائن و شواهد تاریخی و حغرافیایی اتحاد ریشه بین دو کلمه کرد و کاردو و قرابت و پیوند نژادی کردهای امروز را با کاردوهای قدیم کاملا اثبات می کند .
استرابون در کتاب 15 بند هفدهم می گوید جوانان پارسی را چنان تربیت می کنند که در سرما و گرما و بارندگی بردبار و ورزیده باشند شب در هوای آزاد بحشم داری بپردازند و میوه جنگلی مثل بلوط و غیره مبخورند اینها را کردک گوشند مردم کردک از غارت زندگی می کنند و کردا به معنی دلیر است از اینجا معلوم می شود که جوانا دلیر و آزموده پارسی را کردک می گفته اند که همان کردوک و کرد می‌باشد تفاوت نژادی قائل نبوده اند ملاک کرد شدن را دلیر بودن و پر طاقت شده می‌دانسته‌اند و این قسم استعمال لفظ کرد مناسبت آن را با گرد بمعنی پهلوان تایید می کند .
امیر شرف خان بدلیسی در کتاب شرف نامه در مورد معنی واژه کرد می‌نویسد ظاهرا لفظ کرد تعبیر از صفت عت ئاست چرا که اکثر شجاعان روزگار و پهلوانان نامدار از این طایفه برخاسته‌اند او ادامه می‌دهد که پهلوان نامدار رستم زابلی بهرام چوبین گرگین میلاد و فرهاد کوهکن مهمگی کرد بوده اند .
پس با توجه به این تحقیقات و اسناد موجود ثابت می شود که واژه کرد صفتی است که به این مردمان داده شده است باین سبب همه مردمان صفاتی چون دلاری شجاعت را دارا هستند و به یقین واژه کرد و گرد یکی می باشند و این صفت را بعدا به تمام ساکنان زاگروس و نوتحی متعلق به آن دادند که همگی ریشه نژادی تاریخی فرهنگی مشترکی با هم داشته اند .


منشا کــرد
خصوص منشا کرد و اینکه ملت کرد کی هستند و از کجا آمده اند هر کدام از نویسندگان و محققانی که در این باره دست تحقیقاتی زده اند نظرات متفاوتی را ارئه داده‌اند علاوه بر آن افسانه های نیز در این باره وجود دارد که به آنها شاره خواهد شد اما مستند ترین مدرکی که در دست می باشد و محققان به آن استناد کرده اند همان کتیبه ایست که نام کارداکا برآن حک شدهاست که می تواند راهنمایی باشد برای پیگیری منشا این قوم .
برای بررسی این موضوع یعنی منشا کرد ابتدای سرطی با کتاب ریشه نژادی کردی نوشته احسان نوری پیش می رویم و آنگاه به سراغ دیگر محققانی که در این رابطه کار کرده اند خواهیم رفت .
او می گوید در 2200 ق .م کمیل پادشاه او سرزمین کرده را امیر .ردنر سپرده است در سال 1370 ق.م کلمبه پادشاه طایفه‌ای را به نام کرده خوانده و در کتیبه‌های آشور هم از فلات کارداکا و طایفه‌ای کوطیه و کورد نام برده شده است گزنفون در سر راه خود که از ایران بر می‌گشت در نزدیکهای کوه جودی مبه ملت کاردو برخوردار کرده است .
و اشاره به آن دارد که در حمله اسکندر به ایران ملت کاردو در صف لشکریان داریوش بوده است ملت کرد امروز تنها از ان کاردو ها نیستند بلکه کاردو ها ما را هدایت به هویت اصلی کردهای امروزی نماید او وطن اصلی کاردوها را بین دجله و فرات و کوه جودی می داند همچنین اعتقاد دارد که کوه جودی همان نام قوم گوتی ژوتی می باشد که پیش از تاریخ در این مناطق ساکن بودند و معنایش قهرمان جنگجو بوده است طبق نوشتاری کشف شده تاریخ حضور گوتیها را در مناطق گفته شده تا 3100 ق.م می رساند و معتقد است که در این تاریخ بوده که پادشاهی گوتی به نام انناتوم با عیلامیها جنگیده است .
در این کتاب آمده است که مردم بابل و سو را بایستی ارایی خواند این سخن یکی از استادان دانشگاه لندن بنام وادن آورده است پس باید تاریخ آریائیان را به خیلی پیشتر برد چرا که با گفته بودن آریائیان در میان رودین حتمی بوده است می دانیم که همین قوم گوتی بودندد که سرزمینهای عیلام سومر و آکاد را اشغال کردند و حدود 120 سال حکومت راندند او اعتقاد دارد که لفظ کاردا پس از شکست تیریکان پیدا شده که به احتمال قسمتی از این گوتی ها که در حوزه بالاتر دجله باقی مانده بودند نام کاردا را به خود گرفته اند که آنهم به این خاطر بوده است که آکاد ها و سومری ها قهرمان جنگاور و پهلوان را می گفتند کارد که بعد ها این کلمه غوردو کوردو شد .
در دنباله این بحث آمده است که امروز کردهای آن حوالی جوانهای خود را خورطو می خوانند که باید از غوردو آمده باشد وی به نقل از تاریخ کرد و کردستان و می نویسد.
قرال اشوری توکتولنی راجع به یک واقعه در دو لوحه توضیحاتی داده در یکی لفظ کوتی و در لوحه دیگری به جائی کوتی لفظ کورتی را آورده است .
در مقاله نخست دکتر طبیبی با نام منشا نژادی کرد آمده است
در خصوص منشا نژادی کرد در طول تاریخ افسانه های ساخته اند از جمله اینکه گویند کرد از اقوام بسیار قدیم جهان است و مقدم بر همه طوایف روی زمین بوده است زیرا که نام یادگار عهدی است که نوع بشر پس از طوفان نوح بار دیگر شروع به انتشار کرد گویند مرد از نژاد کوتی است و گاف به جیم مبدل می‌شود و تبدلی تا نبه دال هم در زمان قدیم خیلی مثال و نظیر دارد پس گوتب همان جودی است و جودی همان نام کوهی است که سفینه نوح پس از طوفان بر آن نشست و این کوه اکنون در کردستان است بنابراین اول قومی که در آغاز پس از طوفان تشکیل شد نام این ناحیه را گرفت جودی یا گوتی خوانده شد و کرد از آن پیدا شد .
تاریخ ریشه نژادی کرد به نقل از تاریخ مشیر الدوله بیان می کند هنگامی که بابل فتح شد و گوتی ها آن را گرفتند به این نام اشاره می کند که ارتش ایران به بابل وارد شدند پس از فتح بابل دیگر نامی از گوتی نیست و در همه جا کاردا کورتی کوسی شده است این کتاب به نقل از کتاب مژوی ادبی بیان می کند که دکتر کویشناو می گوید در هزاره چهارم پیش از میلاد مردمی از دشتهای جنوبی سیبریه و روسیه کوچ کرده به کوههای زاگرس رسیده جابجا شده اند که آنها را آزیائیک می گویند در هزاره سوم باز از همین زمینها دارند .
با توجه به این مطلب وگفته قبلی احسان نوری اعتقاد او بر این است که ساکنان اولیه زاگرس و منشا اولیه کردها همان قوم کوتی کوسی ها هیتند که به طوایف و شعبات مختلف تقسیم شده اند.
در همان صفحه و در دنباله همان مطلب آمده است که به عقیده ئوژن پیتار سولاک فون لوشان می نویسد :
قسمتی از آریاییها که در ترکستان شوروی امروز جمع شده بودند بسوی جنوب ایران به حرکت و در آنجا دو قسمت شده یکی از کوههای هیمالیا گذشته به هندوستان رفته ملت هند را تشکیل قسمت دیگری در ایران نام ایران را تعمیم داده اند بعید نیست آمدنشان به ایران 2500 سال ق .م باشد قسمتی از آنها در دشت مانده و به نام فارس قسمت دیگر به کوههای زاگروس رفته طایفه طایفه شده و به نامهای لولو گوتی کوسی مانای کاردوش خالدی کاردو ماد معروف شده اند .
اما در خصوص افسانه‌هایی که درباره منشا کرد گفته شده است دکتر طبیبی می‌گوید :
مسعودی در عیون الاخبار ص 481 اعتقاد بر این دارد که کرد قبایلی از اعراب هستند اومی گوید کسان درباره مبدا قبائل و تیر های کرد اختلاف کرده اند بعضی گفته اند آنها از قوم ربیعه بن نزار بن معد بین عدنانند که از روزگار قدیم جدا شده و به سبب گردنفرازی در کوهها و دره ها اقامت گرفته و با عجمان و ایرانیان که در آن نواحی مقیم شهرهای و آبادیها بوده اند مجاور شده و از زبان خویش بگشته اند و زبانشان عجمی شده است :
در دنباله همین مطلب می افزاید :
به نظر بعضی کسان قوم کرد از اعقاب مضر بن نزار و فرزندان کرد بن مرد بن صعصعه بن هوازان هستند و از روزگاران قدیم به سبب حادثه ها و همخونها که میان آنها از ربیعهت و مضر بوده اند و به جستجوی آب و چراگناه به کوهستان پناه برده ودر نتیجه .مجاورت اقوام دیگر از زباند عربی بگشته اند .
به گمان این گونه مطالب که بیشتر توسط نویسندگان و جهانگردان عرب گفته شدهد به خاطر آن است که هویت اصیل ایرانی بودن کرد را زیر سئوال ببرند با این توجیهات بگویند که ملت کرد هویتی جدا از هویت اصیل خود دارند و بیشتر برای ایجاد تفرقه و جدایی بین آنها و دیگر اقوام همنژاد و همزبان خود بوده است اما هیچگاه نتوانستند با این کار برنامه خود درا عملی سازند .
و اما به سراغ دیگر محقق بزرگ کرد یعنی استاد رشید یاسمی می رویم وی اعتقادد دارد که سرزمین ایران متعلق به کرد وبوده و هست وکردها بازماندگان اقوام کهن این سرزمین بوده اند که از سمت شرق ایران به سمت غرب آمده اند و در مناطق زاگروس و نواحی آن ساکن شدند در بومیان اولیه این مناطق که همنژاد با آنها بودند مستحیل شده و ملت بزرگ را تشکیل دادند .
دکتر یاسمی در این باره دست به تحقیقات وسیعی زده و نظرات تمامی دانشمندان قدمیم و هم عصر خود را به بوته نقد کشانده است او اعتقاد دارد که تمام سرزمین ایران متعلق به کرد است و به هر جا سر بکشیم آثار و وجود کردها را می بینیم او برای اینکه ثابت کند در تمام این سرزمین مشترکند و منشا اصلی آن ها متعلق به این سرزمین بوده هست در کتاب کرد و پیوستگی نژادی او آورده است :
باری بینات مسعودی در فصلی از آن کتاب که تحت عنوان ذکر الطبقه الثانیه من ملوک الفرس الاولی آورده چنین است اول آنها منوشهر بود و او از اولاد ایرج است هفت فرزند داشت اکثر تیره های فارس و سلسله های سلاطین آنان با وی پیوند در واقع شجره ی اعقاب منوشهر نسب نامه فارس محسوب است و همچنین است حال اکراد که اعتقاد فرس از نسل کردبن اسفند یا ذبن منوشهر هستند بعضی از عشایر کرد از انقرار ند با زنجان شوهجان شاذنجان نشاوره بوذیکان لر جورقان جاوانیه بازسیان جلالیه مستکان جارباقه جردغان کیکان ماجرادان هذبانیه و غیر اینها عشایر دیگر کرد در فارس و کرمان و سجستان و خراسان اصفهان جبال و همدان و شهر زور و در آباذ و صامغان و آذربایجان و ارمنیه و ارال و بیلقان و الباب و الابواب و جزیره و شام و ثغور ساکنند .
با توجه به این گفته آورده شده از مسعودی که بیان داشته که کردها در تمام نقاط این سرزمین ساکن و حضور دائم داشته و دارند دیگر شاید نیاز نباشد که دنبال منشا جدید و یا دنبال نظریه جدیدی در خصوص منشا کردها باشیم چرا که حضور گسترده آنها در این سرزمین گویای آن است مه این ملت اولیه این سرزمین هستند و ریشه در اقوام کهن و باستانی این مرز و بوم دارند
بطور کلی وقتی صحبت از کرد و منشا آن به میان می آمده منظور قوم و نژاد خاصی جدا از دیگر ملتهای ایران نیست در واقع خود آنها همان ملت اصیل و پاک نهاد این سرزمین می باشند چرا که در دوره‌های قدیم هر گاه نام کرد برده می‌شد منظور مردان شجاع و دلاور بوده است و کرد و گرد صفت مردمان این مرز و بوم بوده که بازماندگان همان اقوام کهن و باستانی نظیر گوتی‌ها لولبی‌ها میتانی ها کاسی ها ماد ها می باشند .
همچنین در بعضی دیگر کتابهای قدیمی همچون مروج الذهب مسعودی و المعارف ابن قتیبه درباره منشا اولیه کرد آورده‌اند که کردها بازمانده یا باقی مانده غذای ضحا کند بطوریکه فردوسی بر همین اساس و دیگر داستانهای اسطوره ای که در میان این مردمان بوده کردها را از تخمه ایرانیانی می‌داند که از چنگ ضحاک که در میان این مردمان بوده کردها را از تخمه ایرانیانی می داند که از چنگ ضحاک گریخته در کوهستانهای غرب ایران ساکن شده‌اند .
دکتر طبیبی برای گفته های خود در این خصوص اشعار فردوسی را که درباره منشا کرد سروده آورده است
همچنین دکتر طبیب در این خصوص به کتاب کردستان نوشته شمیم هم اشاره ای دارد که گفته در میان اکراد شمتلی عیدی بنام کردی موسوم است که با مراسم مخصوص بیاد رفع ظلم وضحاک و گرفتاری او بدست فریدون بر پا می‌شود .
احسان نوری در کتاب تاریخ ریشه نژاد کرد همانطور که عنوان شد کردها را از نسب کوسی ها یا گوتی ها می دانسته وی به تحول عصر ضحاک اشاره می کند و می گوید که در عهد ضحاک ملت ایران کوسی ها بوده و چون کردها را شهنامه از ملت جمشید نشان می دهد بنابراین با مطالعه محققین که کوسی ها را اجداد کردها معرفی می کنند وفق می‌دهد او برای اثبات این توضیح همان ابیات را که دکتر طبیبی در مقاله خود آورده نیز می آورد و اعتقاد دارد که پیشدادیان از گوتی های هستند که در کرد بودن و اسامی می بینیم و در میان کردان وجود دارد .
احسان نوری همانند استاد رشید یاسمی و مینور سکی به نقل از موریه می‌آورد که در روز 31 وات مردم دماوند بیادگار نجات ایرانیان از ظلم ضحاک جشن گرفتند و این جشن کردی می خواندن این نام دلیلیست که ملت ایران عهد جمشید اجداد کردها بوده و دماوندی های هم که پدران خود را کرد میدانسته‌اند آن جشن را از پدران خود ارث برده و جشن کردی می‌نامیده‌اند .
او ادامه می دهد :
در کردستان ترکیه این جشن را می گیرند و جشن تولدان می‌خوانند تولی دان مخفف تول هلدان است که در کردی به معنی انتقام گرفتن است می‌شود گفت روزی که انتقام خود را از غاصبین تاج و تخت ملت خویش گرفته یعنی حاکم بیگانه بدست رئیسشان گرفتار شده است جشن بر پا می کنند و نام جشن را هم بزبان خود کردی تول هلدان یعنی انتقام گرفتن نهاده‌اند پس از اسلام برای اینکه با مذهب جدیدشان خوش آیند باشد خشر نبی هم گفته‌اند چون حضرت خضر در ساعات سخت و دشوار کمک دهنده شناخته شده است این مراسم را ارمنیها هم که هم خاک کردیتان بوده اند با مردها در همین روز انجام می‌دهند تقویم‌های ارمنی آنرا دیانت آراج و عوام طرانداز می گویند و آنرا جشن ایزدی های کرد می‌دانند .
پس می بینیم که منشا و ریشه کرد به جای خاصی خارج از این سرزمین نبوده و آنها را باید به همان اقوام کهن نسبت داد . همانطور که امروز در بعضی جاها و مناطق مردم کرد نسب خود را به پیشدادیان به خصوص نسب خود را به بزرگان این سلسله چون فریدون می‌رساند .
همچنین در کتاب تاریخ ریشه کرد به طایفه‌ای دیگر بنام نایری به نقل از کتاب کترنامه ی ایرانیان د عصر اشکانیان اشاره می کند که پادشاهان اورآرتو هم خود را شاه نایری می‌گفتند احتمال می‌دهد که آنها نمر نمری‌های قدیم باشند که بنام نهری یا نایری که این نای ریها هم از طایفه گوتی و سوباریها بوده اند او جلوتر آمده و به نقل از کتاب میژوی کرد عنوان می‌کند که نایریها جلوتر از مدیان بودند و خطر جدی برای همسایگان محسوب می شدند که بعد ها مهمین نایرها نام خود را عوض کرده لفظ کرد را به خود گرفته اند او برای استدلال خود چنین می آورد چون که نایریها از کوتی بوده و کوتی‌های این منطقه که بعدا کورتی خوانده شده اند پس از دست رفتن حاکمیت نایررها این طایفه در تحت نام عمومی ملی خود کورتی خوانده شده‌اند که طوایف آنها مانند کرمانج کلهر لر نام طایفه گی خود را هم حفظ کرده اند .
اما در بخش پایانی این بحص به مطلبی باید اشاره کرد که سالیان دراز است همچنان پابر جا مانده است و آن این که اقوام آریایی آنهایی بوده اند که از مناطق جنوبی سیبری به سوی فلات قاره ایران به حرکت در آمده‌اند و در اینجا مسکن گزیدند آنها سه قوم پارت و پارس و مادند حال آنکه این اقوام بخصوص پارس و ماد موقع حرکت به این سود ابتدا با هم وارد زاگرس شدند و قوم پارس چند قرن دسته دسته به سوی جنوب حرکت کردند تا اینکه در ناحیه فارس کنونی بطور دائم ساکن شدند .چه بسا که در حین حرکت حرکت که آن هم چند قرن طول کشید و می توان گفت که به طور کامل در اقوام اولیه ساکن مستحیل شده بودند از نظر فرهنگی و ساختار سیاسی اجتماعی دگرگون شدند و این نشان از هم نژاد بودند و هم منشا بودن اولیه این اقوام است .
برای باز شدن موضوع مورد بحث به نظریه‌ای که شاید بیشتر صاحب نظران و اهل فن با آن توافق داشته باشند اشاره می‌شود و آن اینست که نمی‌توان پذیرفت که مردمان این قوم از ان زمان در دشتهای سرد سیبری و در میان برف و یخ زندگی می کردند باید از نظر زمانی نیز به عقب برگردیم و اشاره ای هم به خروج انسانها و اقوام اولیه در هنگام پایان عصر یخبندان از قارها داشته باشیم.
اگر ما فرض را بر این بگیریم که این اقوام اولین ساکنان زاگروس بودند اینها از چه زمانی در سیبری زیست کرده اند و آیا این اقوام از ابتدا در کجا ساکن بوده‌اند که سرما و یخبندان به آنها امکان زندگی نداده و مجبور به ترک و کوچ دسته جمعی بطور یکجا و آنهم فقط به سوی فلات قاره ایران شدند .
باید کفت که به گمان با پایان عصر یخبندان و ذوب یخها و قبل از آن انسانها در غارها به سر می بردند با پیش آمدند این وضعیت انسانها از غارها بیرون آمده و با بهار زمین شروع به حرکت به سمت قطبین کردند اما باید اشاره کرد که در این دوره یعنی پایان عصر یخبندان تابش آفتاب زیاد شد که عامل اصلی آن همین بوده است می دانیم که اولین نقطه‌ای که از زمین نور خورشید به آن می‌تابد و بیشترین تابش خورشید و گرما را در خود دارد خط استوا می‌باشد در این راستا مردمانی که به سمت جنوب نیمکره حرکت کردند سریع به خلیج و دریا رسیدند و مردمانی که به سمت شمال حرکت کردند این مسیر حرکت آنها تا دشتهای وسیع سیبری ادامه پیدا کرد .
با توجه به آثا زندگی انسانهای نخستین ثابت شده که زاگروس و نواحی آن جز اولین مناطقی است که انسانها در این سرزمین زندگی کردند البته ناگفته نماند که این سیر حرکت قرنها به طول انجامید و انسانها توانستند زندگی خود را متحول سازند .
این مردمان که به نواحی سیبری رسیده و دشت‌های این ناحیه را که مناسب زندگی می‌ببینند در آنجا ساکن شوند همین مردمان که شاید چند قرن بیشتر نبوده به علت اینکه شرایط جوی و محیطی آنها را در تنگنا قرار میدهد نا گریز به سرزمین اصلی خود برگشت می خوردند می دانیم که با آمدن این طوایف آنها خیلی سریع در میان دیگر اقوام ساکن فلات قارهی ایران پذیرفته شده اند که این هم به خاطر نژاد بودن و هم ریشه بودن آنها بوده که خیلی سریع پذیرفته شدند همین مسائل باعث شده بود که آنها به سوی سرزمین مادری خود برگردند و گرنه می توانستند به سوی سرزمینهای دیگر نظیر چین بروند اما هم نژادی و یکی بودن آنها را به این سو می کشاند که همین عوامل باعث شد تا بعد ها مادها قدرت را بدست گیرند و با کمک دیگر طوایف ساکن زاگرس امپراطوری ایران بزرگ را پایه گذاری کرده و حوزه قلمرو خود را توسعه دهند .
اما در جواب آنهایی که کردهای امروزی را بازمانده مادها می دانند باید کفت که این نظریه بطور کلی نمی تواند صحت داشته باشند چرا که اقوام قدرتمند و پر جمعیت تری غیر از مادها همچون گوتی ها میتانی ها کاسی ها لولوبی ها بوده اند همانطور که گفته شد به علت قرابت و نزدیکی مادها از نظر نژادی فرهنگی اجتماعی با این اقوام خیلی سریع با هم آمیخته شدند اگر بپذیریم که مادها اجداد اولیه کردها هستند پس بازماندگان اقوام و طوایف بزرگی چون کاسی ها و لولو کجا رفتند و چه شد که ما با محو کامل آنها بایستی روبرو شویم در حالی که خود مادها یکی از طوایف کرد بودند که همچون دیگر طوایف کم کم قدرت را بدست گرفتند و در مناطق وسیعی از فلات قاره‌ی ایران توانستند حکومتها و قدرتهای کوچکتر را به زیر نفوذ و حوزه قدرت خویش درآورند مطلب دیگر اینکه مادها طایفه‌ای چون طایفه زندها بودند که توانستند با درایت و کمک دیگر طوایف قدرت را بدست بگیرند و اینگونه در تاریخ ماندگار بمانند .
باید گفت که اجداد و نیای کردهای امروزی و شاید بیشتر ایرانیان طبق گفته کتاب میژوی کرد نوشته امین زکی که در کتاب آورده شده اقوام گوتی سوبارو لولو کوسی متیانی نایری موشکی خالدی ماننانی ماد کاردوش کاردو می باشند همانطوریکه امروز ما نامهای مختلفی را در میان طوایف و ایلات کردها می بینیم نامهایی چون لک لر کلهر کرمانج شکاک هورامان گوران بارزان زازا مکری زنگنه زند گروس فیلی جاف که هر کدام از این ایلات و طوایف زیر مجموعه‌ای با نامهای مختلف و باستانی دارند .
طبق گفته کتاب تاریخ ریشه نژادی کرد که در بین این اقوام به جنگاوران دلاوران خود کرد می گفتند بایستی کردهای امروزی و همه خلق های ایران را از اعقاب آن اقوام که در واقع یکی بودند دانست چرا که اعتقادات همه آنها یکی می باشد از آنجا که شناسایی اقوام را امروز فقط از طریق زبان می توان مشخص کرد ما امروزه می بینیم که تمامی اقوام ایرانی کرد بلوچ گیلک آذری همگی ریشه زبانی واحدی دارند و مشترکات بسیاری می توان از واژه های باستانی در میان این زبانها و گویش ها به خصوص در بین لهجه های زبان کردی شناسایی کرد .

پراکندگی کــردها
تاریخ پر بار سرزمین همیشه جاویدان ایران گواه است که کردها ملتی هستند که در حفظ و پاسداری از سرزمینشان جانفشانیهای وصف ناپذیری از خود نشان داده اند و این خود گواه است که ملت کرد هیچگاه حاضر نبوده است که تهاجم وحشیانه اقوام مهاجم را بی پاسخ بگذارند که به راحتی به این کشور تجاوز کنند کردها ملتی بودند که با اتحاد و همبستگی خاصی که بین آنها وجود دارد همواره با این حس وطن پرستی در طول تاریخ درخشیده اند آنها همیشه .خود را در مقابل هویت و تبار خود مسئول دانسته و در راه آن مجاهدتها و تلاشهای فراوانی انجام داده اند .
کردها هرگاه خطری این سرزمین را تهدید می کرد اختلافها و درگیریهای بین خود و یا حکومتها را کنار می گذاشتند و با تمام وجود به دفاع از کیان وطن خویش می پرداختند .
در هیچ جای تاریخ نمی‌یابیم که کردها به مناطقی یا کشوری شبیخون یا کحمله‌ی وحشیانه انجام داده باشندئ همیشه در حفظ و استقلال و آزادی خویش به مبارزه برخاسته اند و تن به ذلت نداده هیچگاه مهاجم نبوده‌اند بلکه همیشه در برابر هجوم دشمنان به دفاع برخاسته‌اند با این تفکر که دیگران یعنی اقوام و ملتهای دیگر حق حیات و آزادی دارند چرا که کردها و سرزمینشان مهد تمدن آزادی و آزادگی بوده و حاضر نشده اند که به آزادی و حقوق دیگران تجاوز و یا آنها را به خطر بیاندازد .
امروز به هر جای سرزمین ایران نگاه می‌اندازیم حضور کردها را احساس می‌کنیم که این حضور به خصوص در مناطق مرزی به خاطر دفاع از سرزمین خود در مقابل هجوم مهاجمان بیگانه محسوس‌تر است .
کوچ غیر منتظره کردها و حرکت آنها به سمت مرزهایی که مورد تاخت و تاز دشمنان آنها بوده حاکمان هر دوره را بر آن داشته تا با توسل به قدرت و انسجام و اتحاد این مردمان برای جلوگیری از ورود دشمنان از آنها کمک بگیرند.
بدین خاطر کردها بصورت دسته جمعی به حرکت درآمدهد و منطقه مورد هجوم و تجاوز دشمنان را بدست می گرفتند جانانه در مقابل آنها ایستادگی کرده و امنیت را در آنجا را برقرار می کردند وجود آنها همواره باعث می‌شد که دشمنان دیگر توانایی حمله به این مناطق را نداشته باشند .
اگر بخواهیم سرزمین کردها را فقط زاگرس وبدانیم راه به خطا رفته ایم چرا که حضور مداوم کردها در دوره‌های مختلف حکومتها و سلسله ها در مناطق مختلف این سرزمین مپهناور خود نشان از آن دارد که آنها هیچگاه خود را جدای از این سرزمین و وطن اصلی خود ندانسته هر چند که بعضی از سلسله ها و دولتها و شاید بتوان گفت که بیشتر دولتها برخوردار ناملایم با کردها داشته اند اما این ناملایمات و بی توجهی موجب نشده که کردها از سرزمین و هویت و ملیت خود بریده و احساس بیگانگی کنند و همواره به این نکته توجه داشته اند که سراسر ایراند سرای آنهاست .
پراکندگی کردها در سراسر ایراند مربوط به تاریخهای جدیدی مثلاً از زمان صفویه نیست بلکه اگر بپذیریم که کردها اعقاب ملتهای قدیمتر مثل گوتی‌ها لولوبی ها میتانی ها تایروبی ها کاسی ها مادها و ... بوده اند پس در سرتاسر سرزمین وسیعی که از سند تا شرق مدیترانه امتداد داشته وجود داشته اند کوچ کردها به مناطق شمال شرقی ایران منحصر به دوره شاه عباس برای مقابله با ازبک ها نبوده است .بلکه در هر زمان نیاز بود کردها با دل و جان برای پاسداری از سرزمین خویش به حرکت در می آمدند همانگونه که آمد به هر جای انین سرزمین نظر بیاندازیم وجود کردها از دیر باز مشهود و محسوس و پیوستگی و یگانگی خاصی بین کردها و دیگر اقوام ایرانی وجود داشته است شواهد تاریخی این پیوستگی را نشان میدهد مثلا مادها و پارسها هم از نظر قرابت زبانی و هم از نظر پوشش و آداب و رسومئ مشابهت بسیار داشته اند و این را هرودوت تاریخ نگار باستن تصریح کرده است .
عده ای از محققاند عقیده دارند که کردها از سمت شرق ایران به نواحی زاگروس مهاجرت کرده و با اقوام اولیه ساکن در این مناطق یکی شدند که براتی اثبات ادعای خود می گویند که چون این مهاجراند با اقوامو ساکن ریشه نژادی واحدی داشتند خیلی زود در هم مستحیل شده‌اند به هر حال وارد بحث ریشه نژادی نمی‌شویم چرا که در قسمت ریشه و منشا صحبت شده است ولی حرکت کردها به هر سمت و سویی که بوده به خاطر دفاع و حفاظت از سرزمینشان بوده است .
هدف در این قسمت معرفی طوایف کردها در مناطق مختلف و تا حدودی علت سکنا گزیدن آنها در این مناطق می باشد .
همانطورکه می دانیم کردها صاحبان اصلی و ساکنان اولیه سرزمین ایران بوده اند که پس از فروپاشی های چند باره قدرتهای حاکم بر ایران بالاخره با روی کار آمدن دولت عثمانی به اجبار و ناخواسته مناطق اصلی کردنشین از سرزمین مادری خود جدا شدند چرا که کردها بین دو امپراطوری ایران و عثمانی قرار داشتند بازهم باید پذیرفت همگی ایراندی الاصل بودند که این جدایی تا این چند اخیر باز هم نتوانست بصورت جدی آنها را از ایران جدا کنند .
کردها در جمهوریهای ماورا قفقاز و آسیای مرکزی ارمنستان گرجستان قزاقستان قرقیزستان و ترکمنستان پراکنده اند .
در ارمنستانئ حدود یک میلیون نفر کرد وجود دارد که بخش عمده ی آنها در ایرون و روستاهایی چون آلاگویز و بخش کردی تالین و ... در گرجستان بیشتر کردها در تفلیس ودر کشور آذربایجان نیز کردها در شهرهای باکو و بخشهایی نظیر کلباجار لاچین کوباتلی زنگی لو و نخجوان زندگی می کنند در ترکمنستان در شهرهای عشق آباد پایتخت جمهوری و شهرستانهای باگیر و بایرام علی و بخشهای مختلفی چون گوک تپه کاخکه قره قلا و تجن ... و در قزاقستان کردها در چیم کند جمبول و اطراف آلماآتا سکونتئ دارند .
در قرقیزستان کردها بیشتر در شهر اوچه می‌باشند بسیاری دیگر از کردها که به خاطر آیین ایزدی که مورد اذیت و آزار عثمانیها قرار می گرفتند به روسیه مهاجرت کردند که در آنجا ساکن هستند .
بیش از هفده استان ترکیه کردنشین می باشند جدای از این مناطق در جنوب آنکارا در مبخش هایمانا و شهر استانبول و ازمیر گروههای زیادی از کردها زندگی می کنند که در کل در ترکیه کردها جمعیتی بیشتر از ترکها را شامل می‌شوند در کشور سوریه نیز یک سوم جمعیت آن را کردها تشکیل می دهند .
در سالهای اخیر و در پی درگیریهای کردستان عراق و چند دهه قبل از «کردهای زیادی از ایران عراق ترکیه و شوروی سابق به اسرائیل مهاجرت کردند اینها کرد هایی بودند که آئین یهود را پذیرفته و از مناطق مختلف به این کشور رفته اند و کردهای عراق که می‌دانیم چه وضعیتی دارند که تمام استانهای شمالی این کشور از جمله درصد قابل توجهی از جمعیت شهر بغداد را کردها تشکیل می‌دهند .
در داخل فلات قاره ی ایرانه در دوره های تاریخی مختلف حضور گسترده‌ای این ملت را بخوبی حس میکنیم مثلا اوایل ورود اسلام به ایران در خراسان کردها نیز ساکن بوده اند کردها نزدیک به ده قرن گذشته در سیستان و بلوچستان جمعیت قابل توجهی بوده اند بنابراین با توجه به اسنادی که در دست است نگاهی به تاریخ حضور این مردمان در مناطق مختلف سرزمین گسترده‌ی ایران می‌اندازیم.
در ادامه تحقیقاتم در این زمینه مطلب بسیار جالب توجه مرا به خود جلب کرد که این مطلب نوشته آقای سید محمد باقر نجفی در پاسخ به گزارش تلویزیون آلمان است که در 1992 مبنی بر اینکه کردان قومی غیر ایرانی هستندد و بر اساس سوابق تاریخی کردستان سرزمین تاریخی قوم کرد است .
پاسخ جالبی که آقای نجفی به این گفته داده است شاید قسمتی از کارم را که پراکندگی و حضور کردها را در قسمتهای مختلف ایران معرفی می کند تکمیل کند این جوابیه را که آقای سیروی ایزد ی به عنوان پیشگفتار برای ترجمه کتاب کردان و گوران آمده است بسیار سنجیده و قابل خواندن است جوابی که به آن دسته از کسانی که با کوته فکری پیروه نقشه های دشمنان کردها بوده و بر آن هستند که کرد را از ایران جدا بدانند وکسانی که زاگرس را فقط سرزمین کردها می دانند و به تاریخ گذشته این سرزمین با چشم بسته نگاه می کنند .
شاید بهتر باشد به نکات مهمی که حضور کردها را در نقاط مختلف ایران و نقش آنها را در تحولات سیاسی کشور که بر اساس مستندات تاریخی در این مقاله آمده توجه کنیم .
ابن حوقل در نقشه جغرافیایی خود از سرزمین جبال حد فاصل ری تا همان را به قلم کشیده نوشته سرزمین و قشلاق های کردان
مولف تاریخ سیستان 965 سال پیش نوشته است یه علت کثرت جمعیت کردان در سیستان یعقوب لیث به نام عبدالرحیم خرجی جهت تنظیم امور آنان منصوب کرد این کردان فارس بودند که یعقوب را علیه تجاوزهای خلیفه عباسی یاری کردند .
ابن خلکان در وفیات العیان توجه ما را طوایف کثیری از مردان خراسان در قرن دوم هجری جلب کند و به صراحت است اوبمسلم خراساندی از زمره آنان و از میان کردان قیام کرد ...
- ابن بلخی در فازسنامه حدود 920 سال پیش نوشت
وچندان شوکت لشکر فارس را بودی ازین کردان بودی
- استخری جغرافیادان بزرگ در 1080 ق سال پیش نوشت
خانواده های کرد در فارس چندان زیادند که به شمار نمی ایند .
- ابن حوقل در 1047 سال پیش نوشت :
کردانند فارس در سرزمین فارس پیش از صد طایفه اند و من سی واند طایفه را ذکر کدم خسرویه شاهکانیه استامهریه آذرکانیه بنداد مهریه رامانیه شاهویه ... همه نامهای باستانی ایران همه نامهای برخاسته از هویت فرهنگی ایزان
- در تاریخ سیستان بخشی است بنام قیام ابومسلم کرد در خراسان
- در خراسان طایفه ای حکومت می کردند که بدانان آل کرت می گفتند که همان گویش پهلوی کرد است و در ایران کنونی ما این خاندان را به خطا آل کرت می پنداریم
- در سرتاسر ایران زمین می زیسته اند و می توان گفت که همگی کرد بوده‌ایم .
وی در این مقاله عقیده دارد که تمام ملت ایران کرد هشتند و سرزمین ایران متعلق به ملت کرد می باشد و کردها از دیگر از اقوام ایرانی که با آنها همنژاد همخون و هم زبان جدای نیستند .
استاد مرحوم رشید یاسمی در مورد حضور کردها در خراساند در اوایل ورود اسلام به ایران می گوید :
بنابر روایت ابن خلکان ابومسلم خراسانی از کردان بوده پس موافق این روایت یکی از بزرگترین نهضتهای ایراندی که تاریخ ضبط کرده بدست کرد انجام گرفته است عبارت ابن خلکان و شعر ابو لامه غلام منصور خلیفه دوم عباسی را در زیر مینگاریم .
طبق این گفته ابن خلکان که رشید یاسمی آورده معلوم می شود که کردها حتی پیش از ورود اسلام و یا همزمان با ورود اسلام به ایران در مناطق مرو (خراسان ) نیز ساکن بوده اند .
در مورد مردم کرد در مناطقی چون خوزستان در همان زمان حمله ی تازیان به ایران آورده است با وجود تسلط ظاهری عرب باز اکراد دست از طغیان بر نمی‌داشتند در 25 مکرر طوایف کرد در فارس و خوزستان انقلاب کردند و برای عرب کوشیدند .
پس این واقعیت را در می یابیم که کردها سرزمین محدودی به نام زاگروس نداشته اند و هرگاه اراده کرده اند و یا از آنها خواسته شده با کمال میل پذیرفته اند که به نقاط دیگر سرزمین خود رفته و در آنجا ساکن شوند .
آقای توحدی در پاورقی کتاب حرکت تاریخی کرد به خراسان آورده : آقای ملک صالح محمد خان در تاریخ بلوچستان به موجب فهرست 15-ص47 چاپ پاکستان در مورد کردهای بلوچستان پاکستان می نویسد که آنها جزو طوایف بلوچ برآهویی به شما می آیند که در شهرهای کویته و پیشین 564 خانوار و در شهر سبی 338 خانوار و در شهر چاغی 237 خانوار و دذر اورالایی 112 خانوار و در شهر قلات 4465 خانوار و در خاران 109 خانوار درمکران 278 خانوار زندگی می کنند که مجموعا در حدود هفت هزار خانوار می باشند آقای میر گل نصیر خان در تاریخ بلوچستان ج 2 چا پ کویت می نویسد که میر عبدالعزیز خان کرد و میرالواهدخان روسای قبایل کرد در بلوچستان می باشند کردهای ساکن بلوچستان و پاکستان نواحی خاش در ایران به زبان بلوچی سخن می‌گویند.
به غیر از طوایف کردی که در زمان حمله اعراب در خراسان حضور داشتند در عصر صفویه شاهد مهاجرت و حرکت کردها برای دفاع از سرزمین خویش از غرب به شرق کشور و دفاع در مقابل هجوم اقوام مهاجم چون ازبک ها هستیم .
از مان شاه اسماعیل صفوی کردها بویژه قرامانلو ها بطور پراکنده برای دفاع از سیاست انتقال کردها به خراسان به این ایالت آورده شدند و بعدها جانشینان شاه اسماعیل هم این سیاست انتقال کردها به خراسان را ادامه دادند کردهای چشمگزک در سال 1007 هـ ق در خراسان و در عهد شاه عباس در خراسان ساکن شدند .
دولت صفویه که با دولت عثمانی مدام در جنگ بود و از طرفی این دولت از طریق مذهب و تحریک سران آنها بین کردها نفوذ و بسیار از ایلهای بزرگ و ترکمنان در شرق کشور تقریبا وضعیت نا امن و نامتعالی را به وجود آورده بودند صفویه را بر آن داشت تا چاره ای اساسی برای حل معضل بیا ند یشید .
شاه عباس که پادشاهی تیز هوش و سیاستمدار بود با توجه به فلسفه ابن عمید که گفته بود کردها را باید سپر بلا قرار داد در صدد انتقال کردها به خراسان برآمد تا با یک تیر دو هدف بزند اما این کار اگربا مخالفت سران کرد روبرو می‌شد شاه چاره ای جز سکوت و انصاف نداشت .
لذا حیله ای اندیشیده در مجمعی که از سران کرمانج تشکیل بود موقعیت جلگه تهران را برای تعلیف دام و احشام آنان تشریح نموده آنان را تشویق به مهاجرت به آن منطقه نمود کردها که از نظر جا و مکان منطقه آذربایجان را برای خود تنگتر و نامناسب تر می یافتند از این پیشنهاد استقبال نمودند و بدین ترتیب فصل نوینی در تاریخ نقل و انتقال و مبارزات کرد آغاز و حدود پنجاه هزار خانوار کوچ بزرگی و تاریخی خود را از آذربایجان بسوی سرزمین ری آغاز کردند . این حرکت که در حدود سال 1005 قمری انجام گرفته بود باعث شد کردها مدت دوسال در جلگه ی تهران و خوار و ورامین اتراق نمایند در این بود زمان بود که ازبکها بر جرات و جسارت خود افزوده و از حدود خراسان پا را فراتر نهاده نواحی شاهرود و دامغان و سمنان را نیز مورد قتل و غارت و تخریب قرار داده و با سوی کاشان و اراک پیش رفته ...
بدین ترتیب همانگونه که آمد کردهای کرمانج در سال 1007 هـ ق به سوی خراسان حرکت کرده و در آنجا ساکن شدند تا جلوی تهاجمات گسترده ازبکان و ترکمنان را بگیرند .
به غیر از کردهایی که در بلوچستانند وجود دارند و از آنها نام برده شد کردهای بی شماری در استان سیستان و بلوچستان نیز وجود دارند که آنها هم همچون کردهای خراسان وضعیتی مشابه داشته و توسط دولت صفویه به اینه سوئی کوچ داده شدند .
مردم طایفه کرد در روستاهای سنگان تمندان دهپابید کاروندر ده بالا بیلری ایرندگان کمال آباد شهرستان خاش سروان ایرانشهر و سیستان زندگی می کنند در گذشته ناحیه ی سرحد بلوچستان را در اختیار داشته و دارای نفوذ و قدرت بوده اند .

سابقه تاریخی
حسین کرد نامی همزمان با حکومت شاه عباس صفوی مورد خشم شاه عباس قرار گفت چون پهلوانی بنام بود و سالها با دربار صفوی همکاری داشت لذا شاه عباس از کشتن وی صرف نشر نمود و دستور داد تا همراه خانوار و نزدیکانش از اصفهان به منظور هدفهای زیر به بلوچستان تبعید شود .
1- برای دور بودن از پایتخت و جلوگیری از مزاحمتهای احتمالی برای دربار شاه صفوی .
2- حفاظت از مرزهای شرقی کشور و در گیر نمودن وی را با قبایل بدوی که گهگاه از سوی مرزهای شرقی به ایران حمله میکردند و اموال مردم را به تاراج می بردند .
3- درگیر نمودن حسین کرد با ساکنان بومی بلوچستان میرزاخان از بزرگان آنها در زمان نادر شاه و پس از فتح هند به عنوان حکمران بلوچستان منصوب شد .

کردهای این منطقه به سه طایفه تقسیم و بیش از پنجاه تیره می باشند که در مناطق مختلف سیستان و بلوچستان ساکن می باشند

ایل پازوکی:
یکی از ایلات معروف و مطرح کرد می باشند که خاستگاه اصلی آنها مرز ایران و ترکیه بوده که در زمان صفویه به وی روی آوردند و در نقاط مختلف کشور پراکنده شدند .

ایل هداوند
یکی از طوایف بزرگ لک می باشند که به همراه کریمخان زند به شیراز رفتند و پس از انقراض زندیه و به دستور آغا محمد خان قاجار به اطراف تهران دماوند ورامین لار توچال بخش ایوانکی روستا های سنگاب کورس بالا کورس پایین و چنداب می باشند عده ای از آنها در ساوه طایفه و بیش از چهل و دو تیره تشکیل شده است .

اردلان
طایفه ایست از کردان کردستان که در زمان نادرشاه افشار از کردستان به خراسان منتقل شده اند و در روستاهای نیگنجه و سیرزاد کلات اسکان یافته اند .

زنگنه
عده ای از ایل بزرگ زنگنه .می باشند که به دستور نادر شاه در سال 1147 هـ در پی شکست دادن احمد پاشای عثمانی به خراسان کوچانده شده اند که در مناطق درگز نوخندان حصار خواف ... ساکن هستند .

عمارلو
یکی از ایلات مهم کرد خراسان است که به فرمان شاه عباس کبیر به سال 1011 هـ از ورامین به خراسان انتقال یافته و در 72 روستاهای جلگه ماروسک نیشابور سکونت دارند قسمتی از این طایفه به دستور نادر شاه افشار برای جلوگیری ورود روسها به گیلان کوچانده شدند . عمارلو در استان گیلان روستاهای زیادی که بیش از یکصد و پنجاه روستا را تشکیل داده اند که منطقه آنها را به همین نام می خوانند .
طایفه عمله
مردم این طایفه در شوش و پیرامون آن زندگی می کنند سران آنها از خانواده والیان پشتکوه که در سال 1163 خ به خوزستان کوچ کرده اند بزرگ این طایفه باقر خان پسر حین خان والی و برادر حسینقلی خان ابوقداره بود این طایفه 12 تیره دارد شوهن کاوند هوری کرد باتولی چناری حسن غلامعلی هشارو منگری فهیری درویش حاجی مشه و حاجی کلی .

ایل کلهر
علاوه بر طوایف و تیره هایی که از طوایف کرد به نقاط مختلف رفته اند عده ی زیادی از طوایف و تیرهای وابسته به ایل بزرگ کلهر که مرکزیت آن در غرب کشور می باشد به دستور حکام وقت گذشته به نقاط مختلف از جمله استانهای مازندران گیلان قزوین اردب

[ دوشنبه ٢۸ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ٢:٥٥ ‎ب.ظ ] [ محمد فاضل شوکتی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

گر می خواهی پس از مرگ فراموش نشوی یا چیزی بنویس که قابل خواندن باشد یا کاری کن که قابل نوشتن باشد. "بنیامین فرانکلین" (زمزیران نام رشته کوهی زیبا و بلند در سلسله کوههای زاگرس مابین مهاباد ، ،سردشت و پیرانشهر میباشد) محمد فاضل شوکتی دانش آموخته علم مدیریت .کارمند و مدرس: که به تحقیق در زمینه میراث معنوی و فکری شهرهای پیرانشهر و سردشت می پردازد،و سعی دارد تا برگیرنده مطالب و مقالات مرتبط با این دو شهر باشد. این وبلا گ در راستای مدیریت و جمع آوری اسناد ،مدارک ،عکسها و نشریات،مشاهیر و اطلاعات : تاریخی ،فرهنگی،اجتماعی، دوشهر( پیرانشهر و سردشت ) به منظور شکل دادن کانالی برای حضور در فضای مجازی و به اشتراک گذاشتن این اطلاعات و معرفی این دو شهربه ایران و جهان شکل گرفته است . بررسی و غور در میراث معنوی و فکری هزاران ساله ی این دو شهر از عهده یک یا چند نفر خارج بوده ،و یاری اصحاب قلم و نظر را می طلبد،، اگر این وبلاگ بتواند نقطه عطفی باشد برای زاده شدن اندیشه ای نو در پایان نامه های دانشگاهی و یا روان نمودن اطلاع رسانی به گردشگران و ایجاد پل ارتباطی مابین مردمان خون گرم این دوشهر با جهان و جذب گردشگران به مراکز طبیعی جذاب وتجاری این منطقه ، به هدف خود رسیده است . همچنین این وبلاگ حاوی عکسهای بسیارزیبا و دلپذیر و پر ارزش، قدیمی و نادری است که یاد آورخاطرات و حوادث و لحظات تاریخی تلخ و شیرین گذشته و پیوند آنها با حال و آینده شماخواهد بود . مطمئنا لحظاتی را که با ما سپری خواهید نمود شیرین خواهد بود. این وبلاگ را می‌توان یک مرجع برای معرفی مراکز گردشگری و تفریحی و توریستی وتجاری شهرهای پیرانشهر و سردشت دانست. امید می رود بازدید کنندگان عزیز ، کاستی های آن را به طرق ممکن گوشزد و با ارسال تجربیات موفق خود دراین حوزه و نیز در راستای پر بارتر نمودن محتویات زمزیران، مارا یاری فرمایند.
موضوعات وب
RSS Feed