<

زمزیران
دانشنامه تاریخ ،جغرافیا، فرهنگ و ادبیات و فولکلور و جاذبه های گردشگری شهرهای(سردشت و پیرانشهر) 
قالب وبلاگ
نويسندگان
لینک دوستان

 


زندگینامه ملا کریم فدایی
ژیان نامه‌ی فیدایی

به من چی؟؟؟؟


 که مردم شین و گریانت به من چی؟
 که گوڵ چوو، ئاوی بارانت به من چی؟
 له سه ر ته رمی منی عاشق به قوربان
ئیتر زولفی په رێشانت به من چی؟
 له هۆده ی ماته م و غه مدا که سووتاوم
سه فایی باغ و هه یوانت به من چی؟
 که هێلانه ی شه هێنی دڵ خرا بوو
قه‌دی سه روی گوڵستانت به من چی؟
 به پاییز پووشی ویشکی ته ن که فه وتا
به هاری لێوی خه ندانت به من چی؟
 که مانگی به ختی من رووی نا له که سری
تریشکه ی رۆژی کوڵمانت به من چی؟
 به کاسی غه م دڵم شێواو و کاسه
شه ڕابی سافی فینجانت به من چی؟
 که تووشی له شکری ده رد و خه فه ت بووم
ده وایی ده رد و ده رمانت به من چی؟
 که په یدا بوو شه وی تاریکی دووریت
ده سی مووسایی عیمڕانت به من چی؟
 له شم گه ر که وته مه یدانی نه بوونی
له وه دا باسی لوقمانت به من چی؟
 که بڕوا نووری بینایی له چاوم
 جوانی ره نگی باغانت به من چی؟
 له نێو چاڵی غه می ‌تۆد ا که گیرام
جوانی ده شت و کێوانت به من چی؟
«فیدایی» گه ر نه ما ، بۆ ته عزیه ی
ئه وده م و لێوی غه زه لخوانت به من چی؟
{زندگی نامه}
ملا کریم پسر اسماعیل و آمان خانم می‌باشد که اصل و نسب پدرش به طایفه « بامه ڕه » ومادرش به
طایفه «جاف» می‌رسد. سال (۱۳۴۸ه ق ۱۳۰۷ش) در روستای« سی سێر» یکی ازروستاهای منطقه سردشت چشم به جهان گشود.
 استاد فدایی با خانواده پدریش به روستای «کانی ره ش» یکی از روستاهای مهاباد کوچ می‌کنند.
در این روستا به دلیل به وجود آمدن اختلاف با صاحب زمین مجبور به اسباب کشی می‌شوند.
استاد فدایی در این روستا نزد «ملا عبدالله خندانی» قرآن را فرامی گیرد. سپس کتابهای (جرم بخش، اسماعیل نامه، ناگهان، عقیده و باب اول گلستان سعدی) را نزد ملا عبدالله می‌خواند.


سپس به دلیل اختلاف با یکی ازخانواده‌های روستا و برای جلوگیری از تشدید اختلاف بار دیگر
مجبور به کوچ شدند، این بار به موطن اصلی خود روستای «سی سێر» برگشتند.
در روستای «سی سیر» نزد مدرس حجره «ملا سید حسین حسینی» رفته و کتاب گلستان سعدی را
 تمام کرد. آنگاه خواندن درس علمی و عربی را نزد استاد آغازنمود. ایشان کتابهای « تصریف زنجانی» و «عوامل» و «انموضج» را تمام کرد. اماهنوز کتاب «انموضج» را تمام نکرده بود که پدر بزرگوار
ایشان دار فانی را وداع فرمود. ولی استاد فدایی با عنایت به علاقة وافری که به فراگیری داشت،
دست ازتحصیل علم برنداشت و کتابهای «اظهار» و «تصریف ملا علی» و «وضع و استعاره جامی» را تمام کرد و آنگاه خواندن کتاب «سیوط» را شروع کرد ولی همیشه آرزوداشت برای فراگیری بیشتر از روستای «سی سێر» به جاهای دیگری برود. برای همین منظور به روستای «سیوچ» یکی از روستاهای شهرستان بانه می‌رود و در آنجانزد «ملا ابراهیم» «سیوط» را تمام کرد. در جریان آتش سوزی شهرستان بانه و هرج ومرج روستاهای دور و بر به دلیل آمدن «محمد رشید خان» به بانه، ناچار به بازگشت به روستای «سی سێر» شد و نزد «ملا عبدالرحمن سی سیری» اکثر کتابهای علمی راتمام کرد. آنگاه به روستای «هند آباد» یکی از روستاهای سردشت می‌رود ومدتی در خدمت «ملا حسن حزینی» مانده و سپس نزد «قاضی علی» در سردشت می‌رود و مدت ۶ ماه نزد ایشان تلمیذی می‌کند. بار دیگر استاد فدایی برای افزایش علم و دانش خود روش حرکت و تجربه راسرلوحه کار خود قرار می‌دهد.
این بار راه روستای «تورجان» یکی از روستای مکریان را در می‌نوردد و نزد«ملا عبدالله محمدی سوتویی » کتاب «گه له نبه وی برهان» را تمام کرد.
در همانموقع چون حجره «نمه شیر» از روستای اطراف بانه، تقریباً خالی شده بود، نزد مدرس حجره «ملا احمد حیدری» می‌رود و کتابهای «جمع الجوامع» و«تشریح» و «رساله حساب و تذهیب» را نزد ایشان می‌خواند. و در همانجا اجازه «افتا» و ارشاد را گرفته و در سال (۱۳۷۳ ه ق ـ ۱۳۳۲ ش) یعنی در سن ۲۵ سالگی بصورت رسمی کارنامه افتا را از دست «ملا احمد حیدری» می‌گیرد و به موطن خود روستای «سی سێر» برگشت و از انجا به روستای «نستان» که در همسایگی زادگاهش بود، می‌رود و مدت ۵ سال در این روستا پیشنماز و مدرس روستای «نستان» بوده است. آنگاه برای آخرین بار اسباب کشی می‌کند و به روستای« کاولان علیا» که درست وسط جاده سردشت ـ مهاباد می‌باشد، می‌رود. اسباب این بزرگوار کلاً کتابهای ایشان بودند و لاغیر این بزرگوار تا آخر عمر خود در این روستا ماند و مشغول تدریس، تحقیق، کارهای ادبی و... شد.
استاد فدایی بعد از یکسال تحمل رنج ناشی از سرطان ریه، ساعت ۱۱:۳۰ شب پنج شنبه پنجم فروردین ماه سال ۱۳۷۲ شمسی، شب عید سعید فطر (رمضان) سال ۱۳۷۲ شمسی چشم از جهان فرو بست.
مقبره این ادیب و استاد عالی مقام درروستای «کاولان علیا» می‌باشد.
این بزرگوار مدت ۳۰ سال در روستای «کاولان علیا » ماندگار شده و در آنجا ازدواج نموده است که حاصل این ازدواج ۴ پسر و ۲ دختر می‌باشد.
از این عزیز آثارگرانقیمت زیادی مانده و متأسفانه به اعتراف خودش بسیاری از آنها در طول زندگیش از بین رفته‌اند از جمله ۳۰۰ شعر که ایشان روی آن کار کرده و بدلایلی نابود شده‌اند. حاصل عمر ادبی استاد،موارد زیر هستند که هر یک در چند سطر تا اندازه ای معرفی می شوند و نمونه ای از اشعار آورده می شوند:
۱ ـ لاس و خزال: یک داستان فولکولوری کردی است در ۳ دفتر و ۴۷۵۰ بیت شعر سروده شده است. استاد فدایی بعد از ده سال تمام پیگیری چند و چون این داستان زیبا و ارزشمند را به اتمام رساندند.


۲ـ تاریخ زندگینامه فدایی: سرگذشت استاد فدایی از دوره طفولیت تا سال ۱۳۵۷ شمسی می‌باشد که در قالب ۱۰۰۰ بیت شعر آمده است. در آغاز کتاب،پس از یک نیایش دلنشین میگوید:
شه ویکی عاجز و په رت و وه ره ز بووم
وه کوو بولبول گرفتاری قه فه ز بووم
غه می زورم هه بوو بی شک له سه رشان
په شیو و دل بریندار و په ریشان
له ده ریایی غه می دلدار بوم
هه بو نا له م له بو عومری له ده س چووم
هنگامی که غرق این خیالات بوده ،ناگاه دلدار وارد اتاقش می شود و:
که په یدا بوو سلاوی لیده کردم به ئاوازی
دل و دینی بردم به چینی چه تری پرچینی
کراسی منی دانا له سه ر جیگا به کاسی
له چاوم ئاوی فرمیسک ده باری
به یارم کوت به گریان و به زاری...


۳ـ دمدم نامه: که داستان تاریخی قلعه دمدم جنگ بین امیر خان برادوست ولشکریان شاه عباس صفوی در بیشتر ۷۰۰۰ بیت شعر سروده است که توسط استاد گرامی جناب آقای سید محمد صمدی با مقدمه و تصحیح این بزرگوار به چاپ رسیده است.


۴ ـ کلیات فدایی: مجموعه اشعار (غزلیات به ترتیب حروف الفبا در حرف آخرتا قافیه) تخمیس، بهاریه، ملمح و... به زبانهای فارسی و کردی. این دیوان شامل ۴۰۰۰ بیت شعر می‌باشد و
برای پایان ملمعی از فدایی وسعدی

 
روحمی بکه به حالم ئه ی شوخی کورده واری
کز بلبلان برآمد فریاد بی قراری
جه رگم برا به تیرت ئه و کاره که ی ره وایه؟
مرهم به دست وما را مجروح می گذاری
گه رتوله کوری عاشق دابی ده بن هه مووگه ش
چون بر شکوفه بارد باران نو بهاری
عه ترت له باغه لی دا یا بونی میخه کانه؟
یا مشک در گریبان بنمای تاچه داری؟
گولغونچه که ی وه کووتون گه رچی هه مووجوانن
تو در میان گلها ، چون گل میان خاری
مردم به داوی زولف وتیری مو‍‍‍‍ژه ی خه ده نگت
ان میکشد به زورم این میکشد به زاری
پرچت که مه ندی ملمه پیم وایه من
که مردن دربند خوبرویان خوشتر که رستگاری
به زمانی چه ور وشیرن گیان و دلت ستاندم
چون مهر سخت کردم سست آمدی به یاری
ماچم نه کرد لیوت داخم گرانه چه بکم ؟
کاین عمر صرف کردم اندر امیدواری
چاره ی غه می فیدایی ماچی له رووی یاره
درمان درد سعدی با دوست سازگاری

http://sardasht2009.blogfa.com/post-16.aspx

[ پنجشنبه ٢٤ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ۳:۱٤ ‎ب.ظ ] [ محمد فاضل شوکتی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

گر می خواهی پس از مرگ فراموش نشوی یا چیزی بنویس که قابل خواندن باشد یا کاری کن که قابل نوشتن باشد. "بنیامین فرانکلین" (زمزیران نام رشته کوهی زیبا و بلند در سلسله کوههای زاگرس مابین مهاباد ، ،سردشت و پیرانشهر میباشد) محمد فاضل شوکتی دانش آموخته علم مدیریت .کارمند و مدرس: که به تحقیق در زمینه میراث معنوی و فکری شهرهای پیرانشهر و سردشت می پردازد،و سعی دارد تا برگیرنده مطالب و مقالات مرتبط با این دو شهر باشد. این وبلا گ در راستای مدیریت و جمع آوری اسناد ،مدارک ،عکسها و نشریات،مشاهیر و اطلاعات : تاریخی ،فرهنگی،اجتماعی، دوشهر( پیرانشهر و سردشت ) به منظور شکل دادن کانالی برای حضور در فضای مجازی و به اشتراک گذاشتن این اطلاعات و معرفی این دو شهربه ایران و جهان شکل گرفته است . بررسی و غور در میراث معنوی و فکری هزاران ساله ی این دو شهر از عهده یک یا چند نفر خارج بوده ،و یاری اصحاب قلم و نظر را می طلبد،، اگر این وبلاگ بتواند نقطه عطفی باشد برای زاده شدن اندیشه ای نو در پایان نامه های دانشگاهی و یا روان نمودن اطلاع رسانی به گردشگران و ایجاد پل ارتباطی مابین مردمان خون گرم این دوشهر با جهان و جذب گردشگران به مراکز طبیعی جذاب وتجاری این منطقه ، به هدف خود رسیده است . همچنین این وبلاگ حاوی عکسهای بسیارزیبا و دلپذیر و پر ارزش، قدیمی و نادری است که یاد آورخاطرات و حوادث و لحظات تاریخی تلخ و شیرین گذشته و پیوند آنها با حال و آینده شماخواهد بود . مطمئنا لحظاتی را که با ما سپری خواهید نمود شیرین خواهد بود. این وبلاگ را می‌توان یک مرجع برای معرفی مراکز گردشگری و تفریحی و توریستی وتجاری شهرهای پیرانشهر و سردشت دانست. امید می رود بازدید کنندگان عزیز ، کاستی های آن را به طرق ممکن گوشزد و با ارسال تجربیات موفق خود دراین حوزه و نیز در راستای پر بارتر نمودن محتویات زمزیران، مارا یاری فرمایند.
موضوعات وب
RSS Feed