<

زمزیران
دانشنامه تاریخ ،جغرافیا، فرهنگ و ادبیات و فولکلور و جاذبه های گردشگری شهرهای(سردشت و پیرانشهر) 
قالب وبلاگ
نويسندگان
لینک دوستان

0933


مرتع و مرتعداری

مقدمه
 
بیش از نیمی از مساحت کشور ایران را مراتع تشکیل می دهد. مرتع به عنوان بستر تحولات اقتصادی و اجتماعی ایلات و عشایر ایران از اهمیت ویژه ای برخوردار است. زیرا منبع تولید گوشت، لبنیات، پشم و سایر فرآورده های دامی است. همچنین بخشی از گیاهان صنعتی و دارویی از این منبع خدادادی به دست می آید.
 
اما متاسفانه بسیاری از مراتع کشور به علت تخریب بیش از حد با بحرانی عمیق مواجه شده اند و ادامه ی این روند کشور ما را با مشکلات بسیاری مانند: سیل های مخرب، کم آبی، طوفان، شنهای روان، آلودگی محیط زیست، خشکسالی و قطحی  رو به رو خواهد کرد. از این رو شناخت این بخش به طور قطع تأثیر تعیین کننده ای بر تنظیم و اجرای برنامه هایی که نتیجه ی آن ها تداوم حیات جانداران وابسته به مراتع در ترازهای متفاوت و تنوع زیستی است، خواهد داشت.
 
امید است این مقاله بتواند سهمی در بهتر شناساندن این بستر حیات داشته باشد و موجب گردد که عزیزان هر چه بیشتر برای اصلاح و حفظ این منبع عظیم الهی کوشا باشند.
 
مرتع Range
  
تعاریف متعددی برای مرتع عنوان شده است:
 
تعاریف:
 
مرتع، زمینی است که حداقل مدتی از سال دارای پوششی از گیاهان مرتعی خودرو باشد.(تعریف مرتع در قانون جنگلها و مراتع.)
 
مرتع به اراضی دایر یا بایر اطلاق می شود که رستنیها در آن به حالت طبیعی رشد کرده میزان بارندگی آن منطقه نسبتاً کم باشد و به وسیله ی حیوانات اهلی و وحشی مورد چرا واقع گردد و هیچ عاملی آن را محدود ننماید.(هادی کریمی،مرتعداری،انتشارات دانشگاه تهران 1369.)
 
جنگل یا مرتع یا بیشه طبیعی عبارت از جنگل یا مرتع یا بیشه ای است که به وسیله ی اشخاص ایجاد نشده باشد.( قانون حفاظت و بهربرداری از جنگل ها و مراتع با اصلاحات بعدی، مصوب 30/5/1346.)
 
مراتع، زمین هایی است اعم از کوه و دامنه یا زمین مسطح که در فصل چرا دارای پوششی از نباتات علوفه ای خودرو بوده و با توجه به سابقه ی چرا عرفاً، مرتع شناخته شود. اراضی آیش گر چه پوشش نباتات و علوفه ای داشته باشند مشمول تعریف نیستند. چنانچه مرتع دارای درختان جنگلی خودرو باشد مرتع مشجر نامیده می شود.( آئین نامه ی اجرایی لایحه قانونی واگذاری و احیاء اراضی در حکومت جمهوری اسلامی ایران مصوب شورای انقلاب اسلامی 31/2/1359)
 
 مرتع: همه ی اراضی دارای پوشش طبیعی به نحوی که خوراک دام از آن حاصل می شود و تجدید حیات آن بطور طبیعی انجام می پذیرد و همچنین آن قسمت از اراضی که برای کمک به تجدید حیات پوشش گیاهی طبیعی آن  بشر دخالت نموده است و پس از این دخالت آن را همانند سایر مراتع اداره می نماید.(تعریف جامعه ی مرتعداران ،  Society for Rang management.)
 
مراتع شامل همه ی مناطقی است با پوشش بوته، گراس، جنگلهای غیرانبوه و همچنین مناطقی که به علت وجود املاح، شن، صخره و سرانجام خشکی محیط، امکان تولید جنگل تجارتی و یا زراعت میسر نباشد.

در تعریفی دیگر اراضی غیر محصور با پوشش طبیعی و بارندگی کم را که مورد چرای دامهای اهلی و حیات وحش قرار می گیرد، مرتع می نامند.(هدی ؛ Heady, 1975)
 
مرتع شامل اراضی است با پوشش طبیعی یا بذرکاری شده با گونه های بومی و یا غیربومی که علوفه ی مورد مصرف دام را تأمین می نماید.(والنتاین)

مرتع: زمینی است غیرقابل کشت که از آن عمدتاً برای تولید علوفه استفاده می شود.( گری، 1968)
 
تاریخچه ی استفاده از مراتع
 
دانشمندان و متخصصان بر این عقیده اند که گوسفند و بز به وسیله ی ایرانیان قدیم اهلی شده اند و قدمت دامداری را بیش از سی هزار سال می دانند. به هر حال آنچه به صورت تاریخ مستدل و قابل اعتماد وجود دارد، این است که هفت هزار سال پیش اجداد ما در سرزمین سرسبز ایران مشغول دامداری بوده اند و حرفه دامداری از گذشته های بسیار دور یکی از حرفه های مهم ایرانیان بوده و رمه و رمه گردانی در سرتاسر ایران رواج داشته است. حرکت اقوام کوچ رو از نواحی سردسیر به ایران، عمدتاً برای به دست آوردن چراگاه های سرسبز و خرم بوده است، هر چند از آن زمان تاکنون نظام دامداری و مرتعداری دستخوش تغییرات زیادی شده است، اما به احتمال بسیار زیاد مسأله ییلاق و قشلاق و کوچ نیز برای به دست آوردن علوفه های مناسب تابستانه و زمستانه در ایران به شدت رواج داشته است.

سرسبزی مراتع باعث شده که اقوام مختلف دامدار از سرتاسر شمال، شمال غربی و شمال شرقی وارد کشور آباد و خرم ایران شوند و چون بین جمعیت دام و گستردگی و سرسبزی مراتع تعادل وجود داشته است، مدتها مرتعداران بدون هیچ نگرانی مشغول دامپروری بوده اند، و چه بسا تمدن های بسیار عظیمی در این سرزمین شکل گرفته که حاصل سرسبزی و خرمی مراتع ایران بوده است.
 
رمه های برخوردار از علوفه های مناسب موجبات شکوفایی اقتصاد آن زمان را فراهم می آورده اند، علاوه بر گوسفند و بز، اسبهای چابک ایران که در جهان شهرت بسزایی داشته اند، در همین مراتع سرسبز و خرم و دارای علوفه های متنوع پرورش می یافته اند، و این مراتع سال ها بدون هیچ دلهره، مورد چرای انواع حیوانات اهلی قرار می گرفتند.
 
در گذشته، علاوه بر حیوانات اهلی حیوانات مختلف وحشی، مانند بز کوهی و سایر حیوانات در کوه ها و دشتهای سرسبز این سرزمین به حیات خود ادامه می دادند، و تا زمانی که دخالت ناروای بشر و استفاده ی غیر اصولی او از مراتع پدیدار نشده بود، هیچ مشکلی در این زمینه وجود نداشت.
 
انواع مراتع:
 
انواع مرتع بر اساس نحوه ی رویش و استقرار گیاه:      

مراتع بر حسب اینکه گیاه در آن ها به طور طبیعى روئیده یا استقرار یافته باشد یا انسان در کاشت آن دخالت داشته باشد، به دو دسته ی مراتع طبیعى و مراتع مصنوعی طبقه بندى می شوند. پسچر زمین های زراعتی و گیاهان روییده در زمینهای آیش نیز نوعی مرتع هستند.

مرتع طبیعى  

مرتع طبیعى زمینى است که به صورت طبیعى پوشیده از گیاهان علوفه ای و غیرعلوفه ای و خودرو باشد.

 

 
 
مرتع مصنوعی        

مرتع مصنوعی زمینى است که هر سال یا هر چند سال یکبار با تجدد کشت از آن بهره بردارى می شود. مرتع مصنوعی ممکن است به شکل چراگاه یا به صورت کشت کارى مورد بهره بردارى قرار گیرد. مراتع مصنوعی را بر اساس چگونگی بهره برداری به اشکال زیر تقسیم بندی می کنند:
 
چراگاه: زمینی است که تحت عوامل زراعتی کشت و محصول آن مستقیماً مورد چرای دام واقع شود.
 
کشتزار: به زمینی اطلاق می شود که تحت عوامل زراعتی کشت می شود و محصول آن پس از برداشت به مصرف خوراک دام می رسد.
 
کشتزار چراگاه: زمینی است که به صورت منظم پس از هر چین، دام در آن چرا می کند.
 
چراگاه کشتزار: زمین کشت شده ای است که پس از چرای دام با اجرای عملیاتی نظیر کود دادن و آبیاری از آن محصول برداشت می شود.
 
انواع مرتع بر اساس نوع پوشش گیاهى:

بر این اساس که در مرتع درخت یا درختچه وجود داشته باشد یا نه، مرتع را به دو دسته ی: مرتع مشجر، مرتع غیرمشجر تقسیم می کنند.   

مرتع مشجر

 در این نوع مرتع، انواع درختان خودرو به صورت پراکنده وجود دارد و گیاهان مرتعى در میان درختان روئیده اند. مانند جنگلهای غرب کشور واقع در رشته کوههای زاگرس.

بدیهى است که در جنگلهای انبوه به دلیل نرسیدن نور کافی، امکان رویش گیاهان مرتعى نیست ولی در همین جنگلها قطعات کم درختی نیز یافت می شود که دامداران از آن به عنوان مرتع استفاده می کنند گاوسراهائى که در جنگلهای شمال کشور هستند در چنین مکان هائى شکل گرفته اند. اصطلاحاً مرتع دارای درخت و درختچه، مرتع مشجر نامیده می شود. در شرایط و ضوابط که براساس قانون براى بهره بردارى صحیح از مراتع تنظیم گردیده است، مرتع مشجر چنین تعریف شده است: اگر مرتع دارای درختان جنگلی باشد مرتع مشجر نامیده می شود مشروط بر آن که حجم درختان موجود در هر هکتار، در شمال از حوزه آستارا تا حوزه گلیداغى بیش از پنجاه متر مکعب و در سایر مناطق بیش از بیست متر مکعب نباشد.

           

مرتع غیرمشجر

 این گونه مراتع دارای پوشش گیاهى غیردرختى و غیردرختچه اى هستند و از انواع گیاهان بوته اى و علفی یکساله و چندساله پوشیده اند. این مراتع را در بیشتر نواحی ایران می توان یافت و بیشتر مراتع کشور از این نوع هستند.          

انواع مرتع براساس فصل بهره بردارى

مراتع قشلاقى:        

به مرتع گرمسیری مرتع قشلاقى نیز گفته می شود اینگونه مراتع که در مناطق گرم واقعند در فصلهای سرد سال به مدت ۵ تا ۷ ماه، مورد استفاده ی دامهای عشایر و دامداران کوچنده قرار می گیرند. بعضی از دامداران خرده پا و روستائیانى که جزء دامداران و عشایر کوچنده نیستند در تمام مدت سال حتی فصلهای گرم سال دامهای خود را در مراتع گرمسیری نگه می دارند.

مراتع ییلاقى:         

مرتع سردسیری یا ییلاقى در ارتفاعات نسبتاً زیاد قرار گرفته است و بیشتر سطح این مراتع در بهار و گاه تا اوایل تابستان پوشیده از برف است. به همین دلیل در تابستان هواى خنک، رطوبت مناسب و علوفه ی تازه دارند. معمولاً در روزهای آخر بهار و اوایل تابستان چراى دامها در مراتع سردسیر آغاز می شود و تا اواخر تابستان و اوایل پائیز که در این مناطق هوا رو به سردی می رود ادامه می یابد. دامداران محلی این مناطق که دامهای خود را در زمستان به گرمسیر نمی فرستند در روزهائى که پائیز و زمستان که هوا آفتابی است و امکان چراى دام در چند ساعت از روز وجود دارد، دامها را به مرتع می برند تا از علوفه ی باقیمانده و آن قسمت از سرشاخه های گیاهان مرتعى که از زیر برف بیرون مانده اند استفاده کنند. دامهای عشایری سه تا چهار ماه از سال را در مراتع ییلاقى چرا می کنند.

مراتع میانبند:

در اوایل بهار که در مراتع گرمسیری با گرم شدن تدریجی هوا علوفه کمیاب می شود، دامداران و عشایر کوچنده به مناطق مرتفع تر دارای هواى ملایم و علوفه ی بهتر کوچ می کنند و تا اواخر فصل بهار در این مناطق باقی می مانند. سپس براى گذراندن تابستان به مناطق مرتفع تر می روند. در آخر تابستان و اوایل پائیز در راه بازگشت، دامها دوباره به این مراتع باز می گردند. به این نوع مرتع، مرتع میانبند یا مرتع بهاره پائیزه گفته می شود. در بعضی از منابع آنها را مرتع بین راه و حدفاصل نیز نامیده اند. دامهای عشایر کوچنده معمولاً یک تا دو ماه از سال از مراتع میانبند استفاده می کنند.

مرتع میانبند بر سر راه رفت و برگشت دامها به ییلاق و قشلاق قرار دارد، بعضی از دامداران نیز که به دلایلی دسترسی به مراتع سردسیری ندارند در فصل تابستان دامهایشان را در همین مراتع نگه می دارند، و دامهای روستائیان محلی نیز در تمام مدت سال از این مراتع استفاده می کنند. مجموعه ی این عوامل باعث شده است تا این مراتع مورد چراى مفرط واقع شوند و به شدت آسیب ببینند. میزان تخریب در مراتع میانبند از دیگر مراتع شدیدتر است.

انواع مرتع براساس دامهای مصرف کننده

هر یک از دامها بنابر طبیعت خود انواع خاصی از علوفه را مورد استفاده قرار می دهد و به سخنى دیگر هر نوع دام، مرتعى را با ویژگی های زیر می پسندد:

گاو: مراتع دارای علف های بلند و چمنزار های مرطوب.

گوسفند: مراتع دارای علف های کوتاه و نرم.

بز: مراتع خشک درختچه اى و دارای خار و خاشاک.

شتر: مراتع دارای بوته های خاردار و مراتع خشک بیابانی و کویری.

گاومیش: مراتع واقع در زمینهاى باتلاقى و مرطوب و داراى گیاهان آبی.

در میان انواع مراتع قطعات وسیعی یافت می شود که ویژگیهای یاد شده در بالا را براى یک گونه دام دارند و بر این پایه می توان آنها را به مراتع: گاوی، گوسفندی، بزى و شتری و مراتع مناسب پرورش گاومیش طبقه بندى کرد.
 
انواع مراتع بر اساس عوارض طبیعی یا شکل زمین
 
مراتع کوهستانی:
 
به مراتعی که در ارتفاعات واقع شده اند و به علت خنکی هوا و میزان بارندگی دارای علوفه با کیفیت بالا هستند و اغلب به عنوان مراتع ییلاقی مورد استفاده قرار می گیرند.
 
مراتع دشتی:
 
در مناطق پست تر نسبت به مراتع کوهستانی واقع شده اند و اغلب در زمستان مورد چرای احشام قرار می گیرند.
 
انواع مرتع براساس تولید و مرغوبیت علوفه

براساس میزان تولید و مرغوبیت علوفه، مراتع را به درجه یک تا پنج طبقه بندی می کنند و در روشی دیگر، مراتع را به: عالی، خوب، متوسط، فقیر، خیلی فقیر و غیربهره برداری تقسیم می کنند. که در ادامه به شرح آنها می پردازیم.
 
1-  مراتع عالی، خوب:پوشش گیاهی این مراتع برای چرای دام ها مناسب و کافی بوده و قسمت عمده ی پوشش گیاهی این مراتع را گیاهان مرغوب و خوش خوراک مرتعی تشکیل می دهد.

2-  مراتع متوسط:پوشش گیاهی این مراتع مناسب نیست و فقط برای چرای تعداد کمی از دام ها کفاف می دهد، زمینهای این مراتع  برای تخریب شدن آمادگی بیشتری دارند و به همین دلیل باید با برنامه ریزی دقیق به احیاء و تقویت این مراتع کمک کرد.

3-  مراتع ضعیف و نا مرغوب:پوشش گیاهی زمینهای این مراتع خیلی کم است و اکثر گیاهانی که در این زمینها می رویند برای دام ها غیر قابل مصرف است.
 
سطح مراتع دنیا

طبق آمار سازمان خواروبار و کشاورزی ملل متحد، حدود 133/2 میلیارد هکتار مرتع در دنیا وجود دارد. بیشتر سطح خشکی های جهان را مراتع در برگرفته اند طبق آمار اعلام شده به وسیله ی کوک و همکارانش (1986) بیشترین سطح کره زمین به مراتع اختصاص یافته است، بطوریکه مراتع 43% ، جنگلها 18%، اراضی کشاورزی 20%، مناطق مسکونی _ صنعتی4% و اراضی بدون استفاده( یخچالها و قلل کوهها)15%سطح زمین را پوشانیده است .
 طبق برآورد هدی(1975)مراتع 47%، اراضی کشاورزی 10%، جنگلهای تجاری 28% و پوششهای دایمی یخی 15%خشکیها را به خود اختصاص داده اند.     
 

 سطح مراتع ایران

مساحت ایران بیش از 164 میلیون هکتار است که از این میزان 4/12 میلیون هکتار اراضی جنگلی، 90 میلیون هکتار مرتع، 2/43 میلیون هکتار بیابان و کویر و حدود 4/18 میلیون هکتار اراضی زراعی و باغها هستند. شایان توجه است که از کل مراتع ایران فقط 9/3 میلیون هکتار جزء مراتع خوب درجه بندی شده است.
دفتر فنی مرتع، سطح مراتع ایران را 80-70 میلیون هکتار برآورد کرده است. در کتاب جغرافیای کشاورزی ایران(دکتر تقی بهرامی 1333) سطح مراتع ایران را 15 میلیون هکتار، نیکنام در سال 1341 ، 100 میلیون هکتار شیدایی و نعمتی در سال 1357 ، 106 میلیون هکتار و شرکت اف ام سی آمریکا در سال 1975، با استفاده از تصاویر ماهواره ای مراتع ایران را 90 میلیون هکتار تخمین زده اند، که تخمین فوق با بهره گیری از عکسهای هوایی دارای صحت بالاتری نسبت به سایر تخمین ها است. حدود 46 میلیون واحد دامی مازاد در مراتع وجود دارد و این تعداد باعث افزایش فرسایش خاک در مراتع می گردند. جمعیت بهره بردار مرتع نیز 7/5 برابر توان مراتع برآورد شده است.
 
اهمیت مراتع
 
اهمیت مراتع دلایل بسیاری دارد که مهمترین آنها به شرح ذیل است:
 
حفظ خاک و جلوگیری از فرسایش آن:

وجود پوشش گیاهی در مراتع از برخورد مستقیم قطرات باران با خاک جلوگیری نموده و مانع از ریزتر شدن ذرات خاک می شود. همچنین وجود پوشش گیاهی مانع مسدود شدن راه های نفوذ آب به خاک و جاری شدن سیلاب ها و نهایتاً مانع تخریب مراتع خواهد شد.

تنظیم گردش آب در طبیعت ( آب های زیر زمینی و آب های سطحی ):

تأثیر مراتع در تأمین آبهای زیرزمینی بسیار مهم است. وجود علف ها و گیاهان در مراتع باعث کاهش سرعت رواناب حاصل از بارندگی در سطح زمین می شود. این حالت دو فایده ی عمده دارد:

اول: از شستشوی خاک جلوگیری می شود.
 
دوم: آب فرصت کافی برای نفوذ در خاک را پیدا کرده و در نتیجه باعث پرآب شدن قناتها و چشمه ها می شود.

ایجاد فضای سبز و تلطیف هوا.
 
تامین علوفه ی مورد نیاز احشام عشایری و روستایی:
 
مرتع یکی از منابع تغذیه ی دام هاست. در علوفه ی مراتع خوب تمام مواد خوراکی از قبیل ویتامینها و مواد معدنی مورد نیاز یک دام وجود دارد. علوفه ی مورد نیاز دام از مراتع طبیعی و مصنوعی، زراعت گیاهان علوفه ای و باقیمانده ی سایر زراعت ها تأمین می شود.
بررسی ها در کشور ما نشان می دهند که در شغل دامداری یک خانوار در مدت 7 ماه به حداقل 500 هکتار مرتع نیاز دارد در این صورت 180 هزار خانوار می توانند از مراتع ایران استفاده کنند اما در حال حاضر 916 هزار خانوار بهره بردار از مراتع کشور استفاده می کنند.
 
زیان ناشی از تخریب اکوسیستمهای مرتعی از نظر اقتصادی به مراتب بیشتر از تولید علوفه، گوشت و سایر فرآورده های لبنی است و ادامه ی بهره برداری های غیراصولی و بی رویه به نابودی منابع آب و خاک و ذخایر غنی کربن این سرزمین می انجامد. ولی با اعمال مدیریت صحیح و اصلاح مراتع می توان ظرفیت مراتع را برای چرای دام تا چند برابر افزایش داد. ارقام فوق نشان دهنده ی اهمیت ویژه ی مراتع طبیعی است.

تولید محصولاتی نظیر گیاهان دارویی ، صمغ ها و رزین ها:
 
بسیاری از گیاهان مرتعی وجود دارند که استفاده های دارویی، صنعتی  و یا خوراکی دارند از طرف دیگر سالانه حدود 13 هزار تن عسل در اثر تغذیه ی زنبور های عسل از مراتع کشورمان تولید می شود.

اکوتوریسم.
 
حفظ ذخایر ژنتیکی گیاهی و جانوری.
 
تامین غذا و مامن وحوش و پرندگان.
 
با این حال براساس آخرین بررسیهای انجام  شده علوفه ی تولیدی تنها یک چهارم ارزش عرصه های مرتعی است و سه چهارم آن ارزشهای اکولوژیکی و زیست محیطی شامل تأمین بخشی از پروتئین مورد نیاز کشور( بالغ بر 31 درصد گوشت قرمز تولیدی سالانه ی کشور )است. 

ارزش اقتصادی مراتع

منابع طبیعی هر کشور سرمایه ای ملی به حساب می آید که به نسل حاضر و آینده تعلق دارد. رشد و توسعه ی اقتصادی کشور و خصوصا بخش کشاورزی به منابع طبیعی تجدیدشونده مانند جنگلها، مراتع، آب و زمین متکی است. منابع طبیعی تجدیدشونده هم به عنوان نهاده در تولید و هم به عنوان ستاده مطرح است. آب، زمین، چوب جنگل، علوفه ی مراتع، آبزیان و شیلات، گیاهان دارویی، صنعتی و تولید اکسیژن، ستاده محسوب می شود.
 
بنابر نظر هاینس در ایران قسمت اعظم علوفه ی دامی (88 درصد) بخصوص علوفه ی مورد نیاز گوسفند و بز از مراتع تأمین می گردد.
مراتع علاوه بر ارزشی که در تولید و تأمین علوفه دارند، از سایر جهات نیز دارای اهمیت اند. یک ارزیابی نشان می دهد که ارزش یک هکتار مرتع در سال معادل 232 دلار است که 25 درصد این میزان مربوط به تولید علوفه و 75 درصد آن مربوط به ارزشهای زیست محیطی است.
 به عبارت دیگر ارزش اقتصادی مراتع چهار برابر تولید (7/10 میلیون تن) علوفه ای است که سالانه از مراتع بدست می آید.

پوشش گیاهی مراتع
 
جوامع گیاهی ایران دارای ترکیبات متفاوتی است. شکل ویژه ی هر یک از این جوامع تحت تأثیر عواملی چون: خاک، اقلیم و شرایط ویژه ی  اکولوژیک منطقه به وجود آمده است. استقرار گیاهان در این جوامع از گوناگونی بسیار برخوردار است در این جوامع انواع گیاهان بوته ای، درختچه، درخت و انواع گیاهان یکساله، دوساله و دائمی را می توان مشاهده کرد.
 
طبقه بندی گیاهان مرتعی

در فلات ایران حدود 7500 تا 7800 گونه از گیاهان آوندی وجود دارد که متعلق به 1110 جنس و نزدیک به 150 خانواده هستند. فقط 9 جنس از این گیاهان مربوط به گیاهان نهانزادان آوندی و بازدانگان است و بقیه به گیاهان گلدار تعلق دارد. با توجه به اینکه در تمام کره ی زمین مجموع خانواده های گیاهان گلدار فقط 350 خانواده است، تعداد خانواده های گیاهان گلدار ایران بسیار بالا و از این لحاظ با اهمیت است.
 
گیاهان آوندی

 در گیاهان آوندی، آوند چوبی و آوند آبکشی، بافتهای لوله‌ای شکل هستند که سبب انتقال مواد در تمام بخشهای گیاه می‌شوند.همه ی گیاهان این شاخه آوند دارند. این گیاهان را بر حسب ویژگیهایشان به پنجه گرگیان، دم اسبیان و سرخسها تقسیم می‌کنند. هیچ یک از گیاهان این شاخه‌ها توانایی تولید دانه را ندارند. بدین جهت از گروه گیاهان دانه‌دار (پیدازادان) به خوبی تخشیص داده می‌شوند.
 
گیاهان آوندی را اغلب به نام گیاهان ساکن خشکی می‌شناسند زیرا وجود سیستم آوندی باعث می‌شود که این گیاهان بتوانند در محیط خشک ـ آب و مواد کانی را از پایین‌ترین یاخته‌های ریشه به بالاترین نقطه ی پیکر خود برسانند و رشد کنند. غیر از گیاهان نهاندانه، سایر گیاهان آوندی برای لقاح به آب نیاز دارند.
 
برای مطالعه ی انواع گیاهان مرتعی، آنها را در سه گروه: گیاهان خانواده گندمیان، گیاهان خانواده ی لگومینه(نخودیان)، و گیاهان دیگر خانواده ها دسته بندی می کنند.
 
در زیر به شرح مختصری درباره ی هریک از این گروه ها می پردازیم.
 
گیاهان خانواده گندمیان
 
این گیاهان، تک لپه ای هستند و بخش عمده ای از گیاهان مرتعی را تشکیل می دهند. نگاهی به وضع پوشش مراتع نشان می دهد که فراوانی گیاهان خانواده گندمیان در میان گیاهان مرتعی قابل توجه است. این گیاهان به دلیل دارا بودن مواد غذایی مناسب و باردهی نسبتاً بالا در واحد سطح،‌ علوفه ی خوبی را به دست می دهند و از گیاهان خوب مرتعی به شمار می آیند.
 
گیاهان خانواده ی لگومینه
 
در این خانواده، 430 جنس و متجاوز از 1400 گونه گیاهی وجود دارد. این گیاهان دارای برگ های مرکب از برگچه ها و گلهای منظم یا نا منظم هستند. خانواده ی نخود را به سه خانواده ی فرعی یا مستقل به شرح زیر تقسیم می کنند:
 
پروانه آسایان                                                      Papilionaceae      

گل ارغوان ها                                                     Caesalpinaceae    

گل ابریشمی ها                                                 
Mimosaceae       
در خانواده ی فرعی پروانه آسایان گیاهان علفی، بوته ای چوبی، درختچه و درختی را می توان دید که انواع علفی آنها از نظر تعداد بیشتر است.
 
گیاهان مرتعی دیگر خانواده ها
 
به غیر از گندمیان و نخودیان، در میان گیاهان مرتعی تعداد زیادی از گیاهان خانواده های دیگر نیز می رویند که بسیاری از آنها از نظر میزان علوفه ی تولیدی، مواد غذایی موجود در آنها، و مرغوبیت علوفه اهمیت دارند.
 
پراکنش گیاهان مرتعی

به علت تخریب و انهدام سطح وسیعی از مراتع کشور و عدم دسترسی به عکس های ماهواره ای جدید، تفکیک تیپ های نباتی به ویژه از نظر گیاهان علفی و بوته ای با مشکلات زیادی روبروست. بنابراین پوشش گیاهی براساس آب و هوا، پستی و بلندی و خاک تحت چند تیپ مهم تشریح شده است:

فلور خزری (هیرکانی )
 
موقعیت جغرافیایی

 این منطقه، دامنه های شمالی البرز را شامل می شود و از سواحل خزر تا ارتفاع 2500 متری از گلیداغ در شمال غرب بجنورد تا جنگل های آستارا و ارسباران را شامل می گردد. این منطقه 2/1 مساحت ایران را به خود اختصاص داده است.
 
اقلیم

 دارای بارندگی 600 میلیمتر تا 2000 میلیمتر در سال است. فاقد دوره ی خشکی بوده و زمستان در این مناطق ملایم است. درجه ی ابری بودن هوا خیلی زیاد و رطوبت نسبی معمولاً بیش از 80 درصد است. بستر علفی زیر اشکوب جنگل ها به طور کلی فقیر بوده و در نقاطی که شمشاد وجود دارد، تقریباً آشکوب علفی یافت نمی شود و به جای آن انواع سرخس ها به وفور مشاهده می شود.

پوشش گیاهی منطقه
 
 منطقه هیرکانی برحسب ارتفاع به سه آشکوب جنگلی تقسیم بندی می شود:
 
آشکوب جنگلی تحتانی 800 الی 1000 متر ارتفاع
 
این قسمت پوشیده شده از گونه های درختی بلوط، بلندمازو، ممرز، آزاد، انجیلی، نمدار و انواع افراست. در اراضی باتلاقی، توسکای قشلاقی و ییلاقی یافت می شود. درختچه هایی چون شمشاد، سیاه تلو، انار وحشی و تمشک در این منطقه وجود دارد. در بین گندمیان گونه های یکساله از نوع Oplismenus undulalifolius , Setaria غالب ترند و در نهایت خانواده ی بقولات محدود به جنس اسپرس و شبدر یک ساله است.
 
آشکوب جنگلی میانی 1000تا 2000 متر ارتفاع
 
دارای حداکثر نزولات آسمانی در بین سایر طبقات آشکوب هاست و قسمت های خشک آن دارای گونه های درختی راش، گونه ی غالب منطقه ممرز با گونه های همراه افرا پلت، افرا شیردار، ‌نمدار، اوجا، بارانک و زبان گنجشک است. این آشکوب، در قسمت های انبوه جنگلی فاقد گونه های علفی ولی در قسمت های باز و آفتاب گیر دارای علفی های چند ساله با گونه های غالب Agropyronو دارای لگوم هایی مانند شبدر قرمز و شبدر سفید و انواع اسپرس است.
 
آشکوب فوقانی 2000 تا 2700 متر ارتفاع
 
دارای آب و هوای سرد و خشک و نزولات بیشتر به صورت برف است. در این مناطق درختچه هایی از انواع: ارس،‌ زرشک‌، شیر خشت، بارانک و ارجنک و گندمیان دائمی غالب همچون Bromus persicusوFestuea spp  و انواع Agropyron  یافته می شود.
 
فلور بلوچ
 
موقعیت جغرافیایی

 از مرز پاکستان در جنوب شرقی ایران به صورت نواری شروع شده و سواحل دریای عمان و خلیج فارس را دربر می گیرد، منطقه ی بلوچی 5% ایران را شامل می گردد.

اقلیم

 نزولات سالیانه ی منطقه بلوچی در قسمت جنوب شرقی بلوچستان و مکران بین 100 تا 200 میلیمتر است و در قسمت جنوب غربی آن تا 300 میلی متر می رسد. رطوبت نسبی هوا بالا و بین 60 تا80 درصد است.
 
پوشش گیاهی

 با توجه به بارندگی خوب، فلور منطقه بسیار غنی است. به طوری که رستنی های آن انبوه تر از حدی است که انتظار می رود. از درختان و درختچه های این منطقه انواع کرت یا آکاسیا، کهور، ‌کنار، استبرق،‌انواع گز،‌ خرزهره، کنور و بالاخره خرما را می توان نام برد.

گونه های گندمیان یکساله فراوان و معمولاً در زیر تاج پوشش درختان و درختچه ها تشکیل شده اند. و گونه Stipa capensisبا فصل رویشی زمستان از گندمیان یکساله مهم این منطقه به شمار می رود.

از گندمیان چند ساله می توان گونه هایPanicum anticum, Cenchrus ciliaris,Pennisetum orientale  و در ارضی شور Aeluropus repens را نام برد.
 
بقولات این منطقه از نوع گونه های مناطق گرمسیری از قبیل Rhynchosha ,Cajanus , Crotolaria  است.

فلور ایران تورانی 
 
موقعیت جغرافیایی

 سطح وسیع فلات مرکزی ایران و نوار غربی ایران(85% کشور) را شامل می شود.

اقلیم

 از این نظر در قسمت های مختلف متفاوت است. که در هر قسمت وضعیت آب و هوایی ذکر می گردد.
 
پوشش گیاهی

 به طور وضوح از نقطه نظر پراکنش و فراوانی و گونه های جنس های مختلف از جمله جنس Astragalus(حداقل 600 گونه) مشخص و متمایز است و همچنین از جنس های Cousinia( بیش از 200 گونه) و Silene( حدود 100 گونه) و Alium( تقریباً 90 گونه) و Euphorbiaو Nepetaو Acantholhmon( حدود 80 گونه) و Onobrychis و Salviaو ‍Centaurea( حدود 70 گونه ) در این قسمت وجود دارد . البته جنس های زیادی از گیاهان دیگر با گونه های مختلف گیاهی در این منطقه یافت می شود که برای اطلاعات بیشتر می توان به منابع جامعی که درباره ی فلورهای ایران اطلاعات کامل تری دارند رجوع کرد.

در این منطقه رستنی های درختی از نوعPrunus, Amygdalus , Crataegus , Rhamnus ,Pyrus , Celtisو گونه های دیگر تشکیل یافته اند.

این فلور خود به چند زیر فلور تقسیم بندی می شود که به شرح زیر است:
 
الف –فلور نیمه صحرائی
 
موقعیت جغرافیایی

 صحاری مرکزی ایران ( به طور تقریب 21% مساحت کشور ) را شامل می گردد. که دشت های پهناور کویری مانند لوت و کویر نمک از مهمترین بخش های این منطقه کاملاً خشک محسوب می گردد.
 
اقلیم

 نزولات سالیانه ی این مناطق کمتر از 100 ملیمتر در سال بوده و تغییرات نسبی بارندگی بیش از40%است و همچنین تبخیر سالیانه برخلاف میزان بارندگی زیاد و غالباً 4000 میلیمتر در سال تجاوز می کند.

پوشش گیاهی

 در این منطقه یک سلسله از رستنی های منقطع و پراکنده یافت می شود. ولی ناحیه ی مرکزی به علت مداخلات انسان و انباشته شدن و تمرکز مقادیر زیادی نمک در گودالهای خیلی مرطوب و یا پیشرفت تپه های شن روان فاقد هرگونه رستنی است. در کل کلیماس پوشش گیاهی در این مناطق در قسمت شمالی، بوته زار با زیر پوششی از گیاهان علفی یکساله و چند ساله و در قسمت های جنوبی، بیشتر درختچه ای است. در اثر تخریب پوشش گیاهی در قسمت شمال شوره زار وسیعی به نام کویر نمک و در قسمت جنوبی لوت، ماسه های روان پدیدار شده است. قسمت عمده گونه های موجود در این منطقه از اسفناجیان Chenopodiaceaeمقاوم به شوری (Halophile) تشکیل شده اند از قبیل:Salicornia ,Halocnemum strobilaceum Seidlitzia ,rosmarinus,انواع Salsola.
 
رستنی های درختی مهم این منطقه شامل چند گونه گز و اسکمبیل و Arthrophyton persicum است. درختچه های گوناگون که کم و بیش خاردار هستند ممکن است بازهم بر روی سنگهای کوهستان ها(ارژن- Amygdalus, Pteropyrum) وجود داشته باشند. از گندمیان چند ساله نمی توان جزء Aristida plumoseدر نواحی شنی و یا سنگلاخ در نواحی که قدری شور هستند پیدا کرد و همچنین به طور نادر و کمیاب Stipa barbataممکن است در کوهستانها یافت شود.

ب – فلور استپی
 
موقعیت جغرافیایی

 مناطق استپی تقریباً 28% سطح کشور را دربر می گیرد و به صورت کمربندی مناطق کویری و بیابانی ایران را احاطه کرده است.

•استپ

 به اکوسیستم هایی اطلاق می شود که دارای گیاهان بوته ای کوتاه و تنک بوده و الگوی پراکنش به صورتی است که بین گیاهان و خاک سخت و برهنه یافت می شود.

اقلیم

 در این منطقه میزان نزولات بین 100 تا 230 میلیمتر تغییر می کند. این منطقه را برحسب درجه ی حرارت در زمستان و ارتفاع و عرض جغرافیایی می توان به منطقه های کوچکتری تقسیم کرد که شامل منطقه استپی گرم ( دشت خوزستان، جنوب شرقی فارس و مناطق کم ارتفاع واقع در بین بلوچستان و کویر مرکزی) ، منطقه استپی معتدل ( قم، کرمان، زاهدان و بیرجند) و منطقه استپی سرد(اصفهان، تهران و نقاط کوهستانی استان مرکزی ) هستند.

منطقه ی استپی گرم دارای دوره ی خشکی زیاد با درجه حرارت متوسط 10 درجه سانتی گراد در دی ماه و بارندگی کم در بعضی ماه ها و یا فاقد بارندگی، بی شباهت به اقلیم بیابانی نیست. حوزه ی استپی معتدل دارای درجه حرارت متوسط 5 تا 8 درجه سانتی گراد در دی ماه و بیشترین میزان بارندگی در ماه های دی و اسفند است. لازم به ذکر است دوره ی خشکی در این قسمت نسبتاً کوتاه و بارندگی تقریباً در تمام ماه ها وجود دارد. البته درجه حرارت این حوزه نسبت به درجه حرارت حوزه ی گرم پایین تر است ولی میزان بارندگی در هر دو حوزه معتدل و گرم تقریباً یکسان است. در نهایت حوزه استپی سرد با درجه حرارت متوسط کمتر از 4 درجه سانتی گراد در دی ماه دارای دوره ی خشکی کوتاه و محدود به تابستان است.
 
پوشش گیاهی

 گروه رستنی های این منطقه نیز تابعی از شرایط درجه حرارت و ارتفاع از سطح دریا و عرض جغرافیایی است و به همین لحاظ فلور این منطقه بسیار متفاوت است. این فلور عموماً در نواحی جنوبی و شرقی به علت فراوانی گیاهان یک ساله غنی است. این فلور را درمنه زارهای استپی نیز می نامند و درمنه Artemisia herba- albaمشخصه ی این فلور است.Aristida plumosaمعمولاً از گندمیان چیره در منطقه استپی به شمار می رود ولی در اراضی سنگین یا شور دیده نمی شود. گونه های دائمی Stipa( مخصوصاً Stipa barbata) در گذشته فراوان تر بوده ولی امروزه در بخش های زیادی نابود شده است. انواع بقولات دائمی  این منطقه خیلی کم است. فقط چند گونه از Astragalusهای علفی(از دسته ی Cereidothrix) گاهی به طور وفور یافت می شوند. درخت و درختچه ها در منطقه ی استپی کاملاً از بین نرفته اند و در بعضی نقاط سنگلاخ باز هم می توان Pistacia atlantica , Pistacia khinjuk (در جنوب) و انواع بادام Amygdalusو انجیرFicus carica  و غیره را پیدا کرد.    
 
ج- فلور نیمه استپی

موقعیت جغرافیایی

 مناطق نیمه استپی حدود 5/18% مساحت کشور را تشکیل می دهند.
 
اقلیم

 میزان بارندگی سالیانه ی این مناطق بین 230 تا 400 میلیمتر متغییر است. این مناطق به حوزه نیمه استپی گرم شامل شمال و شرق خوزستان و کازرون، نیمه استپی معتدل شامل شیراز، قصرشیرین و رودبار و شمال شرق گرگان و حوزه ی نیمه استپی سرد شامل بخش وسیعی از استانهای آذربایجان غربی و شرقی، همدان، شهرکرد، مشهد و بجنورد است.
 
پوشش گیاهی

 در این منطقه به علت بارندگی زیاد فلور علفی خیلی غنی تر از منطقه ی استپی است. گونه های درختی و درختچهای این مناطق شامل: داغداغان(Celtis ssp)، گلابی وحشی(Pirus syriaca)، ولیک ( Crataegus ssp) انواع بادام( Amygdalus ssp) و در ارتفاعات ارس (Juniperus excelsa).
 
گندمیان مهم مراتع نیمه استپی عبارتند از:

Agropyron cristatum ,A.intermedium, A.trichophornm, A.tauri, Hordeum bulbosum, Bromus tomentellus.
 
در قسمت های کوهستانی و مرتفع این تیپ (از 200 متر به بالا )بعضی از انواع درمنه با گندمیان فوق همراه می شوند. در مناطق مرتفع بهره برداری بی رویه از این تیپ به زیاد شدن گیاهان خاردار و بالشتی و غیره منجر می گردد.

د- فلور جنگلی خشک

موقعیت جغرافیایی

 جنگل های مناطق خشک به صورت نواری در بخشهای شمال و غرب کشور قرار گرفته اند و 8/8 درصد کل مساحت ایران را در برمی گیرند. این مناطق در داخل رشته کوه های زاگرس از فارس تا کردستان و بر روی بعضی از ارتفاعات آذربایجان و همچنین شیب های رو به جنوب سلسله جبال البرز تا قسمت خاوری آن، نوار باریکی را تشکیل می دهند. ارتفاع این مناطق بین 800 تا2600 متر تغییر می کند.

اقلیم

 با توجه به تغییرات ارتفاع، میزان بارندگی سالیانه جنگلهای مناطق خشک حدود 400 میلیمتر و بیشتر است. نفوذ آب و هوای مدیترانه ای به جنگلهای مناطق خشک باعث گردیده که در این ناحیه زمستان ها سرد و طولانی، بهار معتدل و مرطوب و تابستانها خشک باشند. نزولات زمستانه بیشتر به صورت برف است که گیاهان علفی چند ساله را در مقابل درجات پایین حرارت حفظ می کند. جنگل های خشک منطقه ی البرز که به صورت نوار باریکی در ارتفاعات برف گیر و سرد قرار گرفته اند، از نظر آب و هوایی شباهت زیادی به جنگلهای خشک غرب کشور دارند.

پوشش گیاهی

 جنگل های زاگرس عموماً از بلوط (Quercus persica) تشکیل یافته اند و از ناحیه ی کازرون فارس تا جنوب غربی آذربایجان گسترش دارند. در غرب کردستان بلوط با هول(Qurcus libani) و درامازو(Quercus infectoria)همراه شده و جنگلهای وسیعی را تشکیل می دهند. جنگلهای آلوتان در سردشت آذربایجان غربی یکی از مهمترین آنهاست. در جنوب زاگرس، در ارتفاعات پایین و نقاط پست رستنیهای علفی تنوع زیادی ندارند و بیشتر از انواع گیاهان یکساله بخصوص Aegilops sspتشکیل شده اند. از گندمیان چندساله گونه های Poa bulbosa ,Hordeum bulbosumیافت شده ولی به صورت بسیار پراکنده انواع Stipa ,Agropyronنیز دیده می شوند. از بقولات چند ساله مهم این ناحیه می توان Onobrychis sp, Astragalus sp , Trigonella ellipticaو یونجه را ذکر کرد.

ه- فلور کوههای بلند و مرتفع
 
موقعیت جغرافیایی

 این رویشگاه قلل مرتفع کوهستانی را در ارتفاعات بیش از 2600 متر تشکیل می دهد.

اقلیم

 بارش در این فلور به صورت برف است که در بعضی قسمت ها به ویژه در شیب ها و فرورفتگی های خیلی مرطوب، مدت طولانی دوام می آورد که این امر بستر مناسبی را برای رشد چمن های انبوه و فشرده که به چمنزارهای آلپی شباهت دارد فراهم می کند.

پوشش گیاهی

 این فلور از حیث گونه، بسیار غنی است ولی تعدادی از آنها قطعاً محلی و بومی هستند به طوری که هر کوهی کم و بیش دارای فلور مخصوص به خود است. خانواده هایی که از نظر تعداد گونه ها یا به مناسبت توسعه و گسترش زیاد قابل ملاحظه هستند عبارتند از: گندمیان، بقولات، نعنائیان، مرکبه، چلیپائیان و چتریان و گندمیان چند ساله شامل Bromus(به ویژه B.tomentellus) , Agropyron,Poa , Festuca(مخصوصاً از گروهF.ovina), Stipa,Melicaو Hordeum fragileدر قسمتهایی که رطوبت بیشتر است. در این اکوسیستم بجزء درختچه ارس (Juniperus excelsa) سایر گونه های درختی یافت نمی شوند. و گیاهان بیشتر بالشتی و خاردار هستند و روی زمین به حالت خوابیده قرار گرفته اند تا از بادهای خشک و سرد مصون بمانند.

مصارف گیاهان مرتعی

در نگاه اول به نظر می رسد که مهمترین مورد استفاده از گیاهان مرتعی همان چرای دام و استفاده علوفه ای است ولی بسیاری از گیاهان موجود در مراتع دارای ویژگی هایی هستند که می توان از آنها به گونه های دیگری به غیر از مصرف علوفه ی دام نیز بهربرداری کرد. بر این اساس، گیاهان مرتعی را به جز استفاده ی علوفه ای دام به گیاهان دارویی، گیاهان صنعتی، گیاهان خوراکی و گیاهان سمی می توان دسته بندی کرد.
 
گیاهان داروئی
 
گونه های زیادی از خانواده های مختلف گیاهان از جمله گندمیان، مرکبان، بادمجانیان، ‌پروانه آسایان، اسفناجیان، نعناعیان، گاوزبانیان، فرفیونیان و ... یافت می شوند که دارای خواص درمانی هستند و می توانند در تهیه ی داروهای مختلف مؤثر باشند. به علاوه تعدادی از گیاهان نیز اثر دفع حشرات و از بین بردن انگل های پوستی و غیره را در انسان و دام دارند و بدین گونه در پزشکی و دامپزشکی کاربرد دارند. به عنوان مثال می توان به گیاهانی مانند آویشن و بومادران که برای عام بیشتر شناخته شده هستند، اشاره کرد. به طوری که آویشن از خانواده ی نعناعیان به عنوان بادشکن، تقویت معده، ‌خلط آور و ضد تشنج و بسیاری موارد دیگر استفاده می شود و بومادران از خانواده مرکبان به عنوان دارویی برای بند آوردن خون و درمان خونریزی، در دامپزشکی از جوشانده غلیظ آن برای رفع خون در ادرار و رفع جرب گوسفندان می توان استفاده کرد.

گیاهان صنعتی
 
گیاهانی همچون گون (Astragalus ssp) که صمغی به نام کتیرا از آن استخراج می گردد و در صنایع داروسازی، بهداشتی و نساجی مصرف می شود.

گیاهی همچون کما (Ferula ssp) از خانواده ی چتریان که از آن صمغ آن قوزه به دست می آید و گیاهی مانند باریجه(Ferula gumosa) گیاهی است از خانواده چتریان و از آن صمغی به نام باریجه به دست می آید که مصرف صنعتی دارد.

گیاهان خوراکی
 
در بین گیاهان مرتعی تعدادی یافت می شوند که برای انسان مصرف خوراکی دارند که از آن جمله: ریواس، والک، شنگ، ترشک، کنگر، سلمه، گونه هایی از قارچها، درختچه ی زرشک و درختچه ی گز که از آن گز انگبین گرفته می شود و گیاهی همچون زیره و پونه که مصرف ادویه ای دارند.

گیاهان سمی
 
تعدادی از گیاهان وجود دارند که خوردن آنها در دام ایجاد مسمومیت می کند. خوش خوراکی این گیاهان کمتر از گیاهان علوفه ای است که از آن جمله می توان شوکران، آبی، زبان در قفا، آلاله تلخ و شقایق نعمانی را نام برد.

مصرف کنندگان تولیدات مرتعی

برگ، ساقه، میوه و حتی ریشه ی گیاهان موجود در مراتع، جنگلها و آبگیرها اغلب مورد استفاده ی جانوران قرار می گیرد.
 
این جانوران که به طور مستقیم از تولیدات مراتع تغذیه می کنند به عنوان استفاده کنندگان اولیه اکوسیستم های مرتعی تلقی می شوند. این جانوران شامل انواع پستانداران، پرندگان و آبزیان هستند، در میان حشرات، زنبورعسل و حشراتی که در گرده افشانی گیاهان و یا در مبارزه با آفات مؤثرند، مفید هستند و دیگر حشرات یا به صورت آفت و یا به صورت حشرات بی زیان در مراتع به سر می برند. از پستانداران اهلی، گاو، گاومیش، گوسفند، بز، شتر، اسب، الاغ، قاطر و خوک و از پستانداران وحشی قوچ و میش کوهی، بزکوهی، گوزن، آهو، جبیر، گورخر، خرگوش، خرس، گراز، فیل، زرافه کانگورو را می توان نام برد. (سه حیوان اخیر به طور طبیعی در ایران زندگی نمی کنند، پرورش خوک در استفاده از گوشت آن به دلیل ممنوعیت شرعی، در ایران معمول نیست. ) گوزن که در کشور ما حیوانی وحشی و شکاری است در بعضی از کشور ها پرورش داده می شود. از انواع پرندگان، مرغ خانگی، بوقلمون، اردک، غاز، قو، قرقاول، کبوتر، گنجشک، کبک، تیهو، کلاغ و ... را می توان نام برد که در این میان مرغ خانگی از پرندگان اهلی و بوقلمون، کبوتر، اردک، غاز و قو دارای انواع اهلی و وحشی و دیگر گونه های یاد شده وحشی هستند. پرندگان وحشی و برخی از پرندگان اهلی مانند غاز و بوقلمون و ... یا مستقیماً از مرتع تغذیه می کنند و یا فرآورده های مراتع طبیعی و مصنوعی را مورد استفاده می دهند. از آبزیان گونه های ماهیان علف خوار را می توان نام برد. اما آنچه که در اینجا بیشتر مورد توجه است، جانوران اهلی یا دام های استفاده کننده از مراتع هستند.

در وهله بعد استفاده کنندگان ثانویه قرار می گیرند که در حیوانات با شکار یکدیگر از هم تغذیه کرده و در نهایت انسانها با استفاده از  فرآورده های دامی مانند شیر و لبنیات حاصله از آن، گوشت انواع دام و پوست و موی آنها در رده ی مصرف کنندگان ثانویه ی اکوسیستم های مرتعی قرار می گیرند.

یکی از تولیدات دامی مهم در اغلب کشور ها گوشت آنهاست. هر گروه از دام ها نوع خاصی از گوشت را تولید می کنند به طور مثال: گاو، گوسفند، بز و شتر، گوشت قرمز؛ پرندگانی همچون مرغ خانگی، بوقلمون و غیره (بجز اردک و مرغابی) گوشت سفید و اردک، مرغابی و‌ انواع شکار ها مانند آهو و غیره گوشت سیاه محسوب می شوند.

یکی دیگر از مصارف ثانویه ی انسانها که صنعت مهمی را به خود اختصاص داده زنبورداری است که از محصول آن عسل، استفاده می گردد. پرورش زنبور و تولید عسل در بسیاری از نقاط ایران و جهان رایج است. 
 
وضعیت مراتع ایران

همانطور که قبلاً ذکر شد، از سطح 164 میلیون هکتار وسعت کشور، 90 میلیون هکتار یا 55 درصد مساحت کشور را مراتع تشکیل می دهد. طبقه بندی سطح مراتع از نظر وضعیت، بر اساس آخرین آمار سازمان جنگلها و مراتع کشور در سال 1374 به قرار زیر است:
 
9.3میلیون هکتار مرتع خوب (10.3 درصد)، 37.3 میلیون هکتار مرتع متوسط تا فقیر(3،43 درصد) و43.4 میلیون هکتار مرتع فقیر تا خیلی فقیر (46.4 درصد).

همچنین مراتع از نظر تولید علوفه ی قابل برداشت در هکتار به قرار زیر هستند:
 
الف) مراتع علفی ییلاقی 14 میلیون هکتار با تولید متوسط 290 کیلوگرم علوفه ی قابل برداشت در هکتار.
 
ب) مراتع بوته زار با وضعیت ضعیف و متوسط 60 میلیون هکتار با تولید 92 کیلوگرم علوفه ی قابل برداشت در هکتار.
 
ج) مراتع حاشیه ی کویر (خیلی ضعیف) با تولید بسیار کم 16 میلیون هکتار با تولید متوسط 25 کیلوگرم علوفه ی قابل برداشت در هکتار.

در مجموع دارای تولیدی برابر با 10.7 میلیون تن علوفه ی خشک قابل بهره برداری مجاز و یا 5.8 میلیون تن T.D.Nعلوفه ی مجاز می باشد.
 
اما واقعیت این است که مراتع خوب و متراکم‌ ما کمتر از 10درصد و حداکثر 10 میلیون هکتار است و بقیه ی مراتع، فقیر و کم‌بازده هستند. سازمان جنگل‌ها، مراتع متراکم را 6 میلیون و 640 هزار هکتار ذکر کرده که دارای تاج پوشش بیش از 50 درصد هستند. بر اساس همین آمار، مساحت مراتع نیمه‌متراکم20 میلیون و 690 هزار هکتار اعلام شده که تاج پوشش آنها بین 25 تا 50 درصد و مراتع کم‌تراکم با تاج پوشش کمتر از 25 درصد،56 میلیون و 50 هکتار از اراضی کشور را به خود اختصاص داده است. براین اساس، با احتساب 3 میلیون هکتار مراتع شمال، ‌مجموع مراتع کشور 86 میلیون و 100هزار هکتار است.
 
علل تخریب و انهدام مراتع
 
در خرابی وضع مراتع ایران، تنها انسان با چرای بی رویه ی احشام و دیگر اقدامات مقصر نیست، بلکه در بسیاری از موارد شرایط طبیعی عامل اصلی به شمار می رود.

عوامل طبیعی مؤثر در تخریب مراتع

الف - آب و هوا
 
برای به وجود آمدن مراتع خوب ( سبز و خرم)،‌ هوای معتدل و باران کافی لازم است. این شرایط فقط در قسمت های محدودی از کشور ما فراهم است.

1- اثر کمبود و نا منظم بودن بارندگی

سطح وسیعی از کشور ما را مناطق خشک و بیابانی تشکیل می دهد که در برخی از نقاط آن، متوسط بارندگی سالیانه حتی از 50 میلیمتر تجاوز نمی کند. در مناطق خشک و بیابانی نه تنها میزان بارندگی کم است بلکه توزیع آن نیز نامناسب است، به این معنی که ممکن است در طول سال اصلاً باران نبارد و یا سال ها باران نیاید، ‌در چنین شرایطی نمی توان حتی انتظار مراتع نامرغوب را هم داشت، چه رسد به مراتع مرغوب. فقط در سطحی بسیار محدود از کشور ( در شمال، شمال غربی و شمال شرقی و برخی نقاط مرتفع دیگر) باران نسبتا زیاد و منظم می بارد. در سایر نقاط، خشک و نیمه خشک، باران هم کم و  نامنظم می بارد. بنابراین قسمت اعظم مملکت از بارندگی کافی و به موقع برخوردار نیست و از علل فقر و خراب بودن وضع مراتع، همین ناکافی بودن میزان بارندگی، توزیع نامطلوب آن و خشک بودن هواست.

2- اثر گرما و تبخیر شدید
 
دومین عامل طبیعی فقر مراتع، گرما و تبخیر شدید به خصوص در فصل تابستان است. در سطح وسیعی از مناطق خشک و همچنین مراتعی که در نقاط پست واقع شده است، شدت گرما اغلب مانع از رشد و نمو بسیاری از گیاهان می شود. شدت تبخیر، آب قابل دسترس گیاه را کاهش می دهد و موجب پژمردگی و رکود فعالیتهای حیاتی بیشتر می گردد.
 
3- اثر باد
 
یکی دیگر از علل فقیر بودن مراتع در مناطق خشک وزیدن بادهای شدید است. باد با از جا کندن خاک و تجمع آن در نقاط دیگر ( فرسایش بادی) و همچنین بالا بردن شدید تبخیر و دیگر تأثیرات، موجبات از بین رفتن گیاهان و یا حداقل عدم رشد آنها را فراهم می سازد.

باد، در بسیاری از موارد آنچنان خاک را از جا کنده و زمین را چاله چاله کرده که پوشش گیاهی موجود به کلی از بین رفته و یا در حال از بین رفتن است و امکان تجدید حیات در این قسمت ها خیلی بعید می نماید. در دیگر نقاط، بادهای خشک با بالا بردن میزان تبخیر،‌ موجبات پژمردگی و رکود فعالیتهای حیاتی آنها را در فصول گرم به خصوص تابستان فراهم می آورد. حتی اثر بارندگی ها را زود محو می کند. انباشته شدن گردوغبار و یا به اصطلاح گرد گرفتن روی بر گها، سبب می شود که گیاه نتواند فعالیتهای لازم را انجام دهد، در نتیجه ممکن است هم از رشد و نمو باز بماند و هم مرغوبیت خود را از دست بدهد.
 
بادها باعث شکستن شاخه های درختچه ها و بوته ها و خوابانیدن آنها می شود. یکی دیگر از اثرهای باد رفتن خاک (ماسه ای) اطراف ریشه، است که در این صورت ریشه در معرض هوا قرار می گیرد موجب خشک شدن آن گیاه می گردد.
 
ب - اثر جنس و ترکیبات زمین و شوری آب و خاک
 
اراضی که سطح آنها را رسوبات تبخیری شور و گچی و دیگر سازندهای نامناسب پوشانده است اغلب از لحاظ پوشش گیاهی فقیر و یا به کلی فاقد پوشش گیاهی اند(مانند سطح گنبدی نمکی).
 
در چنین خاکهای فقط گیاهان مقاوم به آهک و شوری یا به عبارت دیگر گیاهان آهک یا مقاوم به شوری  می توانند، رشد و نمو کنند.

آب های شور سطحی به تدریج موجب شوری بیشتر خاک ها و در نتیجه کم تر شدن تعداد یا پوشش گیاهی منطقه ی تحت تأثیر خود، می گردد. زیرا با افزایش میزان شوری، قدرت مقاومت گیاهان در مقابل شوری کاهش می یابد و سرانجام موجب نابودی آنها می شود. در چنین شرایطی دیگر امکان به وجود آمدن گیاه جدید هم از بین می رود. آبهای شور زیرزمینی به ویژه در مناطق خشک، روز به روز بر میزان شوری و قلیائی بودن خاک می افزایند که این امر اثر نامطلوبی روی پوشش گیاهی می گذارد.

در سطح زمین هائی از جنس کنگلومرا و یا زمین های ریزشی از نوع شیستی و کوه های با شیب تند و امثال اینها، گیاهان کمی می رویند و یا به عبارتی گیاهان در آن «بند نمی شوند».

د- کمبود یا فقدان آب آشامیدنی و عدم دسترسی به برخی از مراتع
 
مراتع یا قسمتهایی از آن به علت نداشتن آب یا راه کافی، و دور دست واقع شدن آنها یا مورد استفاده قرار نمی گیرند یا خیلی کمتر از ظرفیتشان مورد چرا واقع می شود. به طوری که همواره از لحاظ گیاهی غنی است و حتی سطح آنها بکر، و دست نخورده باقی مانده است. عدم استفاده ی کامل از این مراتع که پوشش گیاهی غنی دارد ولی فاقد آب هستند(برای نوشیدن دام) موجب می گردد مراتعی که دارای آب و در فواصل نزدیک به محل سکونت دامداران واقع شده اند مورد چرای بیش از حد دام قرار گرفته و تخریب و منهدم گردند.

عوامل غیر طبیعی مؤثر در تخریب مراتع( تأثیر اقدامات انسانی)
 
همانطور که گفته شد از علل اصلی تخریب مراتع در بسیار ی از نقاط، عوامل مختلف طبیعی است، ولی اعمال و بهره برداری بی رویه ی انسان از مراتع در اغلب موارد، تأثیر بیشتری در تخریب و نابودی پوشش گیاهی داشته است و دخالت های نامناسب انسان سبب شده که عوامل مساعد طبیعی نیز نتواند مفید واقع شوند. از این رو تأثیر  انسان در نابودی مراتع عمده ترین مسئله است و باید راه حل های مناسب و اقدامات مفید و مؤثر و عملی تر برای جلوگیری از تخریب و نابودی بیشتر مراتع، ارائه گردد. انسانها به طرق مختلف در تخریب مراتع دخالت دارند از جمله:
 
1- بهره برداری های نامناسب
 
1-1- بهربرداری نامناسب مستقیم
 
انسان به طور مستقیم به طرق مختلف موجب تخریب مراتع شده و می شود:
 
الف - تعدد جمعیت بهره بردار مرتعی.
 
ب - شخم مراتع جهت کشت زراعتهای دیم کم بازده و تبدیل آن برای سایر مصارف.

ج - بوته کنی جهت سوخت.

د –بهره برداری بیش از حد گیاهان مرتعی به منظور مصارف دارویی و صنعتی.

ه - مشاعی بودن ( غیر قابل تفکیک بودن آنها با سایر اراضی ) عرصه ی مرتع مورد بهره برداری و در نتیجه غیر اقتصادی بودن واحد های بهره برداری.

و - فقر مالی و عدم توان سرمایه گذاری بهره برداران در اصلاح و احیای مراتع.
 
1-2- بهربرداری نامناسب غیر مستفیم

دامداران با چراندن بی رویه ی دام های خود در مراتع باعث تخریب عمده ی مراتع می شوند.

چرای بی رویه:منظور از چرای بی رویه، چرای بی موقع (زود هنگام)، چرای ببیش از اندازه و چرای طولانی مدت (خروج دیر هنگام) یک مرتع است.
 
بنابراین انسان ها به طور غیرمستقیم از راه های زیر موجب تخریب مراتع می گردند:
 
الف - چرای بی موقع (چرای پیش رس).

ب - عدم تعادل بین تعداد دام و ظرفیت تولیدی مراتع.

ج - چرای مفرط (چرای بیش از ظرفیت مراتع) از طرق تعداد دام زیاد یا چرای طولانی مدت یک مرتع.
 
ه - تخریب مراتع در اثر حرکت تعداد زیاد دام در مسیر چرا.

و - هماهنگ نبودن انواع دام مصرف کننده با نوع مرتع( مثلا ً گاو باید از اراضی که پوشش غالب آن گراس ها هستند استفده کند.)

در اینجا لازم است که به رابطه ی بین دام و مرتع به لحاظ اهمیت آن به عنوان بیشترین و مهمترین مسئله در تخریب مراتع به ویژه در ایران اشاره گردد و در نهایت به راهکارها با توجه به وضعیت مراتع ( علم مرتعداری ) اشاره شود.
 
رابطه ی دام و مرتع
 
هر جامعه ی گیاهی از تعداد زیادی گیاه تشکیل شده است و در شرایط محیطی خاص خود از لحاظ خاک، ‌رطوبت و عوامل دیگر به حالت تعادل درآمده است. ورود تعدادی دام به این جامعه ی گیاهی تعادل موجود در این جامعه را به هم می زند. زیرا، دام با چرای خود از برگ و ساقه گیاهان، ‌رشد و نمو آنها را مختل و از تولید بذر که ضامن بقا و تداوم گیاهان مرتعی است تا حد زیادی جلوگیری می کند و با لگد مال کردن برگ، ساقه و ریشه گیاهان و سخت کردن خاک،‌ به مرتع صدمه می زند. از سوی دیگر، با افزایش مقداری کود دامی به زمین موجب تقویت زمین می شود و شرایط بهتر تغذیه ای را برای گیاهان فراهم می کند.
 
اگر تعداد دام وارد شده به مرتع، مدت چرا ‌و نوع چرا به گونه ای باشد که گیاه بتواند آنچه با چرای دام از دست داده است جبران و تداوم بقای خود را حفظ کند مشکلی پیش نخواهد آمد ولی اگر تعداد دام زیاد باشد یا مدت و نوع چرا به گونه ای باشد که از مرتع بی رویه بهره برداری شود وضعیت نامناسبی پیش خواهد آمد. در نتیجه، دام گیاهان خوشخوراک را چرا می کند و از بین می برد و گیاهانی باقی می مانند که مورد علاقه ی دام نیستند؛ این گیاهان مجال رشد و توسعه بیشتری می یابند و در آن جامعه به صورت گیاه غالب در می آیند. هنگامی که چرای بی رویه چند سال ادامه یابد گیاهان یکساله جانشین گیاهان چندساله می شوند. در نتیجه،‌ جامعه ی گیاهی دستخوش تغییر و تحول زیادی می شود و بازده آن از نظر کمی و کیفی پایین می آید.

کم شدن پوشش گیاهی و سخت شدن خاک، موجب فرسایش بیشتر خاک خواهد شد و عوارض ناشی از فرسایش شدید خاک را که قبلاً به آن اشاره کرده ایم در پی می آورد. از این رو در استفاده از مراتع نکاتی را باید مورد توجه قرارد تا اکوسیستم مرتع به خوبی حفظ شود. از جمله این نکات، رعایت ظرفیت چرا و برداشت مجاز از مرتع است.

در ایران، دام ها به روشهای مختلف نگهداری و تغذیه می شوند. و میزان تأثیر آنها در تخریب مراتع طبیعی و همچنین نیاز به مراتع مصنوعی و دیگر علوفه و مواد مغذی که در داخل کشور تهیه و یا از خارج از کشور وارد می شود، متفاوت است. از این رو، دانستن اطلاعاتی درباره ی آنها، ما را با مسائل تغذیه ی دام ها از مراتع طبیعی و به طور کلی نیاز دام ها به مواد غذایی مختلف آشنا می کند.
 
انواع دام و ترکیب گله داری در ایران

.
 
http://www.dpe.agri-jahad.ir/publish/book/ketab77/fasl4_2/2.htm
 
نژادهای دامی

به طور کلی گذشت زمان و انتخاب طبیعی در هر منطقه از کشور باعث به وجود آمدن نژادهای دامی است که قادرند، تحت شرایط آن منطقه در حد مطلوبی، محصول تولید کنند. این نژادهای بومی به عنوان منابع ژنتیکی کشور دارای اهمیت و ارزش فراوانی هستند که باید از نابودی آنها جلوگیری به عمل آید و همچنین لازم است استعدادهای هر نژادی شناخته و تقویت شود.

در کشور ما وضعیت اقلیمی، پوشش گیاهی، وضعیت خاص و کوهستانی بودن بسیاری از قسمت های ایران زمینه ی مناسبی را جهت پرورش گوسفند فراهم کرده است.

هدف اصلی از پرورش گوسفند در ایران درجه ی اول تولید گوشت، سپس شیر و در نهایت پشم است.

طبقه بندی نژادهای دامی
 
طبقه بندی نژادها در کشورهای مختلف متفاوت است و یکی از طبقه بندی های نژادها براساس محصول عمده ی آنهاست.
 
طبقه بندی گوسفند در دنیا
 
1- براساس نوع تولید: (‌گوشتی،‌ شیری، پشمی، ‌پوستی).
 
2- براساس وضعیت شاخ.

3- براساس منطقه ی جغرافیایی.
 
4- براساس وضعیت دنبه.
 
5- براساس نوع پشم.
 
نژاد پشمی بزرگترین  جمعیت گوسفند در جهان را تشکیل می دهد. معروفترین آن گوسفند مرینوس است. در بین نژادهای گوشتی نژادهای موسوم به انگلیسی از شهرت ویژه ای برخوردارند. در کشور ما نمی توان گوسفندان را بر اساس محصول طبقه بندی کرد و هنوز تلاش منسجمی برای یک طبقه بندی مناسب صورت نگرفته است. آنچه قابل قبول است این که، در ایران گوسفندان متناسب شرایط خاص آب و هوایی هستند. بنابراین در هر منطقه ی خاص آب و هوایی یک اکوتیپی وجود دارد. گوسفندان ایران عموماً ( پشم خشن ) هستند و پشم آنها برای قالی بافی مناسب است.

گوسفندان ایرانی برحسب نوع تولید به دسته های زیر تقسیم می شوند
 
• نژادهای گوشتی مثل گوسفندان لری- مغانی افشاری – شال.

• نژادهای پشمی مثل گوسفندان بلوچی – کلکو –ماکوئی.
 
• نژادهای شیری مانند گوسفندان قزل.
 • نژادهای پوستی مانند گوسفندان قره گل. 
 
1- گوسفند مغانی
 
در دشت مغان و ارتفاعات سبلان پرورش داده می شود و بعد از گوسفند بلوچی بیشترین جمعیت گوسفند ایرانی ( حدود10 میلیون رأس ) را به خود اختصاص می دهد و از انواع گوشتی _پشمی بوده و پشم و گوشت آن بسیار مرغوب است.

2- گوسفند قزل
 
بیشتر در دامنه های سهند و به خصوص در منطقه ی میاندوآب پرورش داده می شود و در مناطق غربی و جنوبی آذربایجان شرقی تا حوالی دریاچه ارومیه گسترش دارد. پشم و گوشت آن مرغوب بوده و پنیر معروف لیقوان که شهرت جهانی دارد از شیر آن بدست می آید.
 
3- گوسفند هرکی
 
در بخش های از نوار مرزی ایران و عراق نگهداری می شود و متعلق به ایل هرکی است که در عراق زندگی می کنند. این گوسفندان به علت داشتن جثه بزرگ و پشم نامرغوب بیشتر از نوع گوشتی است.

4- گوسفند کردی
 
در منطقه ی کردستان پرورش داده می شود و دارای پشم قهوه ای رنگ بوده و از نوع گوشتی محسوب می شود.

5- گوسفند مهربان
 
در منطقه ی همدان پرورش می یابد و از نوع گوشتی، پشمی و شیری است.

6- گوسفند سنجابی
 
در منطقه ی کرمانشاه و بخش هایی از کردستان پرورش داده می شود، این نژاد دارای پشم خشن، و سفید رنگ و از  نوع چند منظوره است.

7- گوسفند لری
 
مناطق لرستان، شمال خوزستان، چهارمحال و بختیاری پرورش یافته و چند منظوره است.

8- گوسفند عربی
 
در مناطق دشتی خوزستان پرورش می یابد و چند منظوره است.

9- گوسفند قره گل
 
در مناطق فارس و سرخس نگهداری می شود و در گذشته پوست آن مورد توجه بوده لیکن امروزه به منظور تولید گوشت پرورش می یابد.
 
10- گوسفند کلگوهی
 
در مناطق بین قم و قزوین و همدان پرورش می یابد و چند منظوره است.

11- گوسفند شال
 
در منطقه قزوین پرورش داده می شود و از انواع گوشتی، پشمی است.
 
12- گوسفند سنگسری
 
در منطقه سمنان پرورش داده می شود و از نوع گوشتی و پشمی است.

13- گوسفند زل
 
از نژادهای بی دمبه است تنها نژادی است که دمبه ندارد و در منطقه مازندران، دشت ها، جنگل و در مناطق کوهستانی گرگان و گنبد دیده می شود و از نوع گوشتی –پشمی است.
 
14- گوسفند تالشی
 
در منطقه گیلان متداول است.

15- گوسفند کردی - بجنوردی

از نوع کردی کردستان است که در منطقه ی خراسان پرورش داده می شود و از نوع گوشتی محسوب می شود.
 
16- گوسفند بلوچی
 
حدود 25%یا1/4 جمعیت گوسفند ایرانی را به خود اختصاص می دهد. در مناطق شرق، جنوب شرقی و نواحی مرکزی ایران پرورش داده می شود و از انواع پشمی و شیری است.

17- گوسفند کبوده
 
از نوع گوسفندان پوستی- گوشتی است. خاکستری تا سفید با تنوع رنگهای قهوه ای، سیاه، خاکستری و بور.
 
18- گوسفند بهمئی و دالاق
 
گوسفندان دالاق که در شرق و شمال شرق شاهرود و نواحی بجنورد وجود دارند این دسته از گوسفندان بیشتر بصورت ییلاق و قشلاق نگهداری می شوند.
 
نژادهای عمده ی بز
 
1- بز مرغوز
 
بز مرغوز یکی از نژادهای بومی کردستان است. از گذشته های دور این بز را به خاطر داشتن الیاف پشمی مرغوب ( موهر ) نگهداری نموده و از الیاف آن لباسهای قیمتی کردی مخصوصاً بالاتنه و شلوار کردی که به زبان محلی ( چوخه و رانک ) و کلاه محلی - دستکش - جورا�

[ جمعه ٤ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ۱۱:۱٤ ‎ق.ظ ] [ محمد فاضل شوکتی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

گر می خواهی پس از مرگ فراموش نشوی یا چیزی بنویس که قابل خواندن باشد یا کاری کن که قابل نوشتن باشد. "بنیامین فرانکلین" (زمزیران نام رشته کوهی زیبا و بلند در سلسله کوههای زاگرس مابین مهاباد ، ،سردشت و پیرانشهر میباشد) محمد فاضل شوکتی دانش آموخته علم مدیریت .کارمند و مدرس: که به تحقیق در زمینه میراث معنوی و فکری شهرهای پیرانشهر و سردشت می پردازد،و سعی دارد تا برگیرنده مطالب و مقالات مرتبط با این دو شهر باشد. این وبلا گ در راستای مدیریت و جمع آوری اسناد ،مدارک ،عکسها و نشریات،مشاهیر و اطلاعات : تاریخی ،فرهنگی،اجتماعی، دوشهر( پیرانشهر و سردشت ) به منظور شکل دادن کانالی برای حضور در فضای مجازی و به اشتراک گذاشتن این اطلاعات و معرفی این دو شهربه ایران و جهان شکل گرفته است . بررسی و غور در میراث معنوی و فکری هزاران ساله ی این دو شهر از عهده یک یا چند نفر خارج بوده ،و یاری اصحاب قلم و نظر را می طلبد،، اگر این وبلاگ بتواند نقطه عطفی باشد برای زاده شدن اندیشه ای نو در پایان نامه های دانشگاهی و یا روان نمودن اطلاع رسانی به گردشگران و ایجاد پل ارتباطی مابین مردمان خون گرم این دوشهر با جهان و جذب گردشگران به مراکز طبیعی جذاب وتجاری این منطقه ، به هدف خود رسیده است . همچنین این وبلاگ حاوی عکسهای بسیارزیبا و دلپذیر و پر ارزش، قدیمی و نادری است که یاد آورخاطرات و حوادث و لحظات تاریخی تلخ و شیرین گذشته و پیوند آنها با حال و آینده شماخواهد بود . مطمئنا لحظاتی را که با ما سپری خواهید نمود شیرین خواهد بود. این وبلاگ را می‌توان یک مرجع برای معرفی مراکز گردشگری و تفریحی و توریستی وتجاری شهرهای پیرانشهر و سردشت دانست. امید می رود بازدید کنندگان عزیز ، کاستی های آن را به طرق ممکن گوشزد و با ارسال تجربیات موفق خود دراین حوزه و نیز در راستای پر بارتر نمودن محتویات زمزیران، مارا یاری فرمایند.
موضوعات وب
RSS Feed