<

زمزیران
دانشنامه تاریخ ،جغرافیا، فرهنگ و ادبیات و فولکلور و جاذبه های گردشگری شهرهای(سردشت و پیرانشهر) 
قالب وبلاگ
نويسندگان
لینک دوستان


از تاول سردشت بوی خردل می آید / سلیمان محمدی

 

از تاول سردشت بوی خردل می آید سلیمان محمدی «... و با این همه، ما به این جهان نیامده ا یم که به آسانی بمیریم، آن هم در سپیده دمی که بوی لیمو می آید.» شاید اگر «یانس ویستوس» یک بار دیگر می نوشت این را هم اضافه می کرد؛ اگر هم زنده ماندیم، تا هنگام مرگ عذاب نکشیم، 7 تیر هر سال در چند صفحه از روزنامه ها مظلومیت مردم سردشت را می خوانیم، از اولین شهر غیرنظامی جهان که مورد اصابت بمب های شیمیایی قرار گرفت، می شنویم که سردشت را خواهرخوانده هیروشیما نامیده اند و نماد مظلومیت ملتی و خونخواری دیکتاتوری. در میان سطرهای نوشته، دخترک و پیرمردی را می بینیم که ریتم دویدن و فرارکردن شان کند و کندتر می شود، کندتر، می میرند. اما نخواندیم از دوست دخترک که تکه پارچه خیسی را به صورت خود پیچید و زنده ماند، نمرد اما دیگر نتوانست بخوابد، پزشکان اولین خواب او را سلام قاطعی به مرگ اعلام کرده اند. آن دیگری که 20 سال است به زور کپسول اکسیژن زنده مانده و هزاران آنهایی که اکنون از حقوق خود محرومند. 18 مهر 59، هجده روز پس از شروع جنگ، اولین حمله ناپالمی (نوعی بمب) به سردشت صورت گرفت. این حمله جان 36 نفر از شهروندان را گرفت، حملات به سردشت ادامه داشت، تا اینکه تیرماه سال 66، سردشت به عنوان اولین شهر غیرنظامی جهان که مورد حمله شیمیایی واقع شده، در تاریخ ماند. شیمیایی، مردم کرد، هزاران قربانی این حملات به سردشت محدود نشد و از آغاز جنگ، به کرات مناطق غیرنظامی به ویژه مناطق کردنشین مورد حمله شیمیایی قرار گرفتند. اولین حمله شیمیایی ثبت شده در سازمان ملل در جنگ ایران و عراق، 23 دی ماه 59، در منطقه یی بین هلاله و نی حزر، واقع در 50 کیلومتری غرب ایلام مربوط می شود که به کشته شدن 10 نفر انجامید. در سال 61 نیز در ساوجی (شمال مریوان)، موسیان، تنگاب (منطقه شمال غرب) و گردنه بایر (در کردستان) از عوامل اعصاب، گاز نیتروژن و موستار استفاده شد. در سال 62 حملات شدت و وسعت زیادی پیدا کرد و در مجموع 45 مورد استفاده از سلاح شیمیایی در این سال گزارش شده که عمدتاً مناطق کردنشین سومار، ترچین، شیوه رش، حاج عمران، پیرانشهر، سردشت، ارتفاعات بازی دراز، مریوان، روستای سبدلو، بانیگان، پنجوین و پاوه و بانه بودند. این حملات همچنان ادامه یافت و در زرده کرمانشاه هم چندصدنفر را مصدوم کرد و به دلیل سکوت مجامع جهانی و قدرت های غربی و امریکا، حاشیه امنیتی برای فعالیت های دولت عراق ایجاد شد که در نهایت به بمباران سردشت در 7 تیر 66 و حلبچه در 27 اسفند همان سال انجامید که بمباران شهر کردنشین حلبچه، به خاطر استفاده از عامل سیانور، منجر به مرگ آنی 5 هزار نفر شد. البته آن سال ها، گزارش هایی از طرف شورای امنیت سازمان ملل منتشر شد که حملات شیمیایی را قویاً محکوم می کرد، اما در هیچ یک از چهار گزارش منتشره، نامی از به کار گیرنده سلاح ها برده نشد. این حملات تا پایان جنگ ادامه یافت و شهرها و روستاهای کردنشین اشنویه، آلوت و بولحسن در بانه و روستاهای باسک، نی، نزمار، قلعه چی در مریوان و روستاهای شهر سرپل ذهاب و گیلانغرب در استان کرمانشاه بمباران شدند. در گستردگی حملات هم همین بس که تنها در یک حمله هوایی به روستاهای اطراف مریوان، از 300 بمب حاوی خردل استفاده شده و در حمله دیگری به روستای زرده در منطقه کرمانشاه، 250 نفر در دم کشته شدند. سردشت مسموم شد عوامل اعصاب و خردل در 5 بمب به پنج نقطه شهر اصابت کرد که به دلیل حساسیت این مناطق آمار آسیب دیدگان به مراتب بالاتر رفت. نیمی از بمب ها به منبع تامین آب شهر و دیگری به جاده خروجی که محل فرار مردم بود اصابت کردند و باعث چندین برابر شدن تلفات شدند. از دیگر سو، بازگشت دوباره مردم در روزهای پس از حادثه به شهر و استفاده از مواد موجود در مغازه ها، در بالارفتن آمار مصدومان بسیار موثر بود. عثمان مزین دبیر کمیته حقوقی انجمن دفاع از حقوق مصدومان شیمیایی سردشت می گوید؛ «مردم شهر آموزش های لازم را در مورد نحوه مبارزه با حمله شیمیایی فرا نگرفته بودند و آمادگی لازم هم از سوی مسوولان دولتی برای مقابله با این حمله وجود نداشت. لذا به دلیل ناآشنایی مردم و فقدان امکانات درمانی، وضعیت مردم و مصدومان دچار وخامت بیشتری شد که طبق آمار ضبط شده در بنیاد جانبازان، در اثر این واقعه حدود 350 نفر به عنوان جانباز تحت پوشش قرار گرفته و 90 نفر به عنوان شهدای این واقعه شناخته شدند که کمک های کم و غیرقابل توجهی به آنها می شود. اما در واقع تعداد مصدومان و کشته شدگان این واقعه بسیار بیشتر از آمار رسمی موجود است. حتی پزشکانی که در آن سال از سردشت بازدید کرده و شهروندان را معاینه کردند، تعداد مصدومان را بالغ بر 8 هزار نفر اعلام کردند که این آمار به وسیله مقامات رسمی هم تایید شد و حتی آیت الله هاشمی رفسنجانی در یکی از خطبه های نماز جمعه سال 82 بر این آمار صحه گذاشت و به طور مشخص این تعداد را 8 هزار و 24 نفر اعلام کرد. علاوه بر آن، استانداری استان هم یک سال پس از واقعه سردشت، تعداد مصدومان و کشته شدگان را بالغ بر 10 هزار نفر اعلام کرد. سند دیگر اینکه در زمان بازدید سرهنگ «علو پانین» که از کارشناسان تسلیحات شیمیایی سازمان ملل بود، در سردشت پس از بازرسی هایش تعداد 8 هزار و 600 نفر را به عنوان قربانی این حادثه تایید کرد و این آمار را در اختیار سازمان ملل قرار داد.» آمار و مسائل ذکر شده و تعداد مصدومان پذیرفته شده توسط بنیاد جانبازان به هیچ عنوان همخوانی ندارد. از طرفی گفته می شود تمام مردم سردشت آلوده به این گازها هستند و تا سه نسل دیگر هم در این شهر، امکان آلودگی وجود دارد. کودکان ناقصی از پدران و مادران مصدوم متولد می شوند و حتی گفته می شود که وزارت بهداشت اعلام کرده است از ساکنان این شهر خون اهدایی دریافت نشود. از طرف دیگر وجود چند ده نفر به عنوان جانبازان این حمله گسترده قابل پذیرش نیست. دکتر علی عزیزپوراقدم دبیرکمیته بهداشت و پزشکی انجمن دفاع از حقوق مصدومان شیمیایی می گوید؛ «اینکه در نسل های بعدی نیز آثار مخرب این گازها وجود دارد یا خیر، نیازمند تحقیقات علمی بیشتری است. اما در مورد نگرفتن خون شهروندان سردشتی، مقامات مسوول در این باره می گویند، چون در سردشت و شهرهای مرزی تعداد مراجعه برای اهدای خون اندک بود، پس انتقال خون در این مناطق مقرون به صرفه نیست. ولی از افرادی که به علت غلظت خون به مراکز اهدای خون مراجعه می کنند، خون گیری انجام می شود و البته این خون ها دور ریخته می شود.» موضوع خون گیری یکی از دلایل نارضایتی شهروندان سردشتی محسوب می شود. تشکیل انجمن دفاع از مصدومان روند رسیدگی به پرونده مصدومان شیمیایی و مسکوت ماندن یاد و خاطره شهدای این فاجعه، عدم توجه جدی به بازماندگان، عدم انعکاس اخبار وضعیت جانبازان و کم توجهی مقامات مسوول، محرک هایی بودند تا عده یی از بازماندگان شهر و کسانی که خود مصدوم شده اند، برای رساندن پیام صلح و مظلومیت مردم سردشت انجمنی تاسیس کنند. انجمن دفاع از حقوق مصدومان شیمیایی سردشت در سال 86 تشکیل شد. این انجمن به واسطه عضویت در سازمان OPCW (سازمان منع گسترش سلاح های شیمیایی) به عنوان ناظر و مرتبط با سازمان ها و نهادهای بین المللی فعال در زمینه حقوق بشر و حقوق قربانیان جنگ و سلاح های شیمیایی و نیز کسب پایگاه مردمی به جایگاه قابل توجهی دست یافته است. با این حال این انجمن به طور کلی قدرت اجرایی ویژه یی ندارد. این انجمن اعلام کرده است نیروی خود را بر زنده نگه داشتن یاد و خاطره شهدای این فاجعه، انعکاس آلام مردم سردشت و پیگیری در راستای احقاق حقوق مصدومان متمرکز کرده است. 96 درصد مصدومان، محروم از حقوق خود عثمان مزین می گوید؛ «طبق آمار رسمی ارائه شده، حدود 15درصد از افرادی که دچار مصدومیت شیمیایی شده اند، تحت پوشش بنیاد جانبازان قرار گرفته اند و از هزار و سیصد نفری که برایشان پرونده پزشکی تشکیل شده است کمتر از 400 نفر مصدومیت شان زیر 20 درصد تشخیص داده شده است (مصدومیت بالای 25 درصد، لازمه برخورداری از حقوق و مزایا است). یعنی با توجه به آمارهای ذکر شده، بعد از گذشت 20 سال از این واقعه صرفاً 4 درصد از مصدومان و قربانیان، حقوق خود را دریافت می کنند. این حقوق بین 300 تا 400 هزار تومان در ماه است که با توجه به وضع زندگی و فرصت از دست رفته اشتغال مصدومان و نیاز شدید به دارو و امکانات بهداشتی، این مبلغ تنها امکان تامین بخش کوچکی از زندگی آنها را فراهم می کند.» این وضعیت باعث شده است قریب به 8 هزار پرونده پشت در کمیسیون های تخصصی پزشکی بماند. در سال 84 از 4 هزار و 600 نفر مدعی که تشکیل پرونده داده بودند، نزدیک به 20 نفر به عنوان جانباز با مصدومیت زیر 20 درصد شناخته شدند و از امکانات مالی محروم هستند. آمارها نشان می دهد که تا به حال حدود 10 هزار نفر تشکیل پرونده داده اند که از این تعداد 17 درصد (نزدیک به هزار و 700 نفر) به عنوان جانباز با درصدهای پایین شناخته شده و از حقوقی برخوردار نیستند. شهروندان با اعتقاد به اینکه همه مردم سردشت مصدوم شیمیایی بوده و حق برخورداری از سیستم تامین اجتماعی درخور این همه رنج و مصیبت را دارند، معتقدند این کمیسیون ها از قاعده خاصی پیروی نمی کنند. ویزیت هر نفر در 40 ثانیه مزین، درباره نحوه تشکیل پرونده درصدگذاری ها می گوید؛ «یکی از مشکلات عمده مردم سردشت که از انگیزه ها و اهداف اولیه تشکیل انجمن بوده، این است که بنیاد جانبازان خودش را صرفاً در برابر کسانی که دارای «گواهی صورت سانحه» هستند مسوول می داند و پرونده آنها را بررسی می کند که با توجه به وضعیت تیرماه 1366 و موقعیت بحرانی آن دوره و نبود پزشکان گواهی صورت سانحه برای بسیاری از افراد صادر نشده یا بسیاری حتی به مراکز درمانی مراجعه نکرده یا اگر هم کرده اند، اعزام شده اند و پرونده یی برایشان تشکیل نشده است. عده یی دیگر نیز به صورت سرپایی در منزل بستگان شان معالجه شده اند و همین مساله باعث شده که بیشتر مصدومان فاقد گواهی صورت سانحه باشند.»بعد از پیشگیری ها از سال 78 مقرر شد کمیسیون هایی در سردشت فعال شوند و این کمیسیون ها همه مدعیان را معاینه کرده و در صورت تایید کمیسیون های پزشکی مربوطه، افراد جانباز شناخته شوند. روند رسیدگی و ویزیت مدعیان و تعداد مصدومان ایرادات اساسی به نحوه فعالیت این کمیسیون ها وارد کرده است. طبق آمار، در روز کاری یکی از کمیسیون ها، هزار و 600 نفر معاینه شده اند. بنابراین به طور میانگین هر نفر 30 تا 40 ثانیه مورد معاینه پزشکان قرار گرفته است. سوال اینجاست که پزشک متخصص با چه امکاناتی می تواند در عرض 30 ثانیه فردی را که 17 سال پیش دچار سانحه شده معاینه کرده و از نظر میزان مصدومیت و آلودگی شیمیایی رای صادر کند. مزین می گوید؛ «در جلساتی که ما با پزشکان سردشت داشتیم اعلام کردند تشخیص مصدومیت افراد از توان آنها خارج است و عدم شناسایی جانبازان واقعی و بی توجهی به افرادی که دارای مصدومیت بالا بودند، موجب شکل گیری اعتراضات گسترده یی شده است.» اکنون در حالی که 7 سال از تشکیل کمیسیون ها می گذرد 17 درصد از جانبازان شناسایی شده و 83 درصد هنوز مدعی هستند و پرونده شان مورد تایید قرار نگرفته و صرفاً 4 درصد مصدومان از امکانات و حقوق خود برخوردار هستند. اکنون طبق آمار مقامات رسمی نزدیک به 10 هزار پرونده تشکیل شده و بی جواب مانده است. اما در این میان موارد خاصی وجود دارد که عدم رسیدگی به پرونده ها، نابرابری موجود حتی در رسیدگی به جانبازان این منطقه را آشکار می سازد. محمد خضری شهروند سردشتی در سال 86 با وضعیت وخیمی به بیمارستان تخصصی ساسان تهران اعزام شد. 15 روز در این بیمارستان بستری بود. وی به رغم وضعیت وخیمش در کمیسیون تخصصی، تنها به عنوان جانباز 5 درصد شناخته شد و مجبور است هزینه های گزاف درمان را شخصاً پرداخت کند. عکس رحیم صداقت که اعضای خانواده اش جانبازان 25 درصد هستند و 290 روز در بیمارستان تهران بستری بوده اند، در سال 66 به عنوان سند مظلومیت این مردم به مجامع و کشورهای خارجی ارائه شد که همان تصویر گویای همه چیز است. صداقت اکنون به عنوان جانباز 10 درصد شناخته می شود. او مجبور است ماهیانه بالغ بر 150 تا 200 هزار تومان هزینه درمان خود کند و این در حالی است که هیچ حقوقی دریافت نمی کند. اعتراض های بی نتیجه مشکل دیگری که قابل توجه است، نبود نهادی است که بر عملکرد کمیسیون ها نظارت کند. عضو ارشد انجمن دفاع از حقوق مصدومان شیمیایی سردشت می گوید؛ «تنها مرجعی که در قانون پیش بینی شده است، کمیسیون های تخصصی تعیین مصدومیت هستند که در صورتی که نتایج اعلامی از سوی این کمیسیون ها مورد اعتراض قرار گیرد، هیچ مرجع دیگری حتی دیوان عدالت اداری در موضوع دخالت نمی کند. چون به زعم دیوان نظر نهایی تشخیص تخصصی است و نتیجه کمیسیون را تایید می کند. در نتیجه اعتراض و پیگیری مدعیان در خلاء قانونی بی نتیجه می ماند.» عوارض دیررس خردل تا 12 سال پژوهش ها نشان داده است که گاز خردل، عوارض درازمدت پوستی از 3 تا 12 سال دارد. تحقیقی که پژوهشکده مهندسی و علوم پزشکی جانبازان انجام داده است، نشان می دهد افرادی که دچار صدمات پوستی ناشی از گاز خردل و قرمزی و تاول پوستی شده اند، در سال های بعد دچار ناراحتی های پوستی می شوند که عمدتاً عبارتند از خارش و خشکی پوست و لکه های پوستی. گاز خردل به دلیل ترکیب شیمیایی خاص خود در سطح لایه های پوستی باعث ایجاد آسیب در سلول های مختلف از جمله سلول های تشکیل دهنده غدد عرق و چربی می شود. در تحقیق دیگری که توسط دکتر ناصر عمادی در سال 82 انجام شد، فراوانی عوارض دیررس پوستی گاز خردل در 800 نفر از جانبازان شیمیایی بررسی شد. این تحقیق ثابت می کند برخورد با این گاز ها آثار ویروسی دارد که سال ها دوام می آورد. از سوی دیگر از منابع محلی شنیده می شود که زوجی که یک سال بعد از بمباران شیمیایی سردشت ازدواج کرده اند، دارای دو فرزند دختر و پسر هستند که هر دو با اختلال مادر زاد متولد شده اند. از جمله اینکه دندان های این کودکان ریشه ندارد و از دردهای عصبی رنج می برند. یکی از مصدومان این شهر می گوید؛ «ما متعجبیم که با این همه شواهد و وضعیت مردم مسوولان متوجه عمق فاجعه نشده اند. آنها نمی توانند همان چند هزار تومانی را که حق مردم است از آنها دریغ کنند. مسوولان امکانات بهداشتی و درمانی لازم را حتی برای آن تعداد محدودی که به عنوان جانباز پذیرفته شده اند نیز مهیا نمی کنند.» موقعیت جغرافیایی سردشت نیز در کنار تمام نواقص به مشکلات مردم دامن می زند. زمستان های سردشت بسیار سرد است و این شرایط آب و هوایی در وضعیت جسمی بیماران تاثیر بسیار بدی می گذارد. عضو انجمن دفاع از حقوق مصدومان شیمیایی می گوید؛ «امکانات درمانی و پزشکی در این شهر وجود ندارد. به رغم اختصاص بودجه کافی از سوی مقام رهبری برای تاسیس پیشرفته ترین کلینیک مصدومین شیمیایی در خاورمیانه در سردشت، در حال حاضر این کلینیک تنها چهاردیواری است که پس از ادغام بنیاد شهید و امور ایثارگران بر سر نحوه اداره آن اختلاف هست و تنها چیزی که در آن دیده نمی شود امکانات دارویی و پزشکی است. بنابراین کلینیک تخصصی جانبازان شیمیایی که فاقد پزشک متخصص و امکانات دارویی باشد، یک چهاردیواری بیش نیست.» جان آدمی قیمت ندارد. چشمی که نمی بیند، گوشی که نمی شنود، حنجره یی که نمی خواند. پوستی که تاول است... قیمت رنج های آدمی چقدر است؟ جان آدمی به چه می ارزد؟ معیار تعیین قیمت این تن های زخم خورده چیست؟ گیرم که قیمت مالی ندارند، گیرم که این خسارت ها معنوی بوده با ارزش غیرقابل قیمت گذاری، چطور می توانیم شانه از بار مسوولیت خالی کنیم.

 
نویسنده: محمدی/ سلیمان
منبع : اعتماد

[ یکشنبه ٢ تیر ۱۳٩٢ ] [ ٩:۱٦ ‎ق.ظ ] [ محمد فاضل شوکتی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

گر می خواهی پس از مرگ فراموش نشوی یا چیزی بنویس که قابل خواندن باشد یا کاری کن که قابل نوشتن باشد. "بنیامین فرانکلین" (زمزیران نام رشته کوهی زیبا و بلند در سلسله کوههای زاگرس مابین مهاباد ، ،سردشت و پیرانشهر میباشد) محمد فاضل شوکتی دانش آموخته علم مدیریت .کارمند و مدرس: که به تحقیق در زمینه میراث معنوی و فکری شهرهای پیرانشهر و سردشت می پردازد،و سعی دارد تا برگیرنده مطالب و مقالات مرتبط با این دو شهر باشد. این وبلا گ در راستای مدیریت و جمع آوری اسناد ،مدارک ،عکسها و نشریات،مشاهیر و اطلاعات : تاریخی ،فرهنگی،اجتماعی، دوشهر( پیرانشهر و سردشت ) به منظور شکل دادن کانالی برای حضور در فضای مجازی و به اشتراک گذاشتن این اطلاعات و معرفی این دو شهربه ایران و جهان شکل گرفته است . بررسی و غور در میراث معنوی و فکری هزاران ساله ی این دو شهر از عهده یک یا چند نفر خارج بوده ،و یاری اصحاب قلم و نظر را می طلبد،، اگر این وبلاگ بتواند نقطه عطفی باشد برای زاده شدن اندیشه ای نو در پایان نامه های دانشگاهی و یا روان نمودن اطلاع رسانی به گردشگران و ایجاد پل ارتباطی مابین مردمان خون گرم این دوشهر با جهان و جذب گردشگران به مراکز طبیعی جذاب وتجاری این منطقه ، به هدف خود رسیده است . همچنین این وبلاگ حاوی عکسهای بسیارزیبا و دلپذیر و پر ارزش، قدیمی و نادری است که یاد آورخاطرات و حوادث و لحظات تاریخی تلخ و شیرین گذشته و پیوند آنها با حال و آینده شماخواهد بود . مطمئنا لحظاتی را که با ما سپری خواهید نمود شیرین خواهد بود. این وبلاگ را می‌توان یک مرجع برای معرفی مراکز گردشگری و تفریحی و توریستی وتجاری شهرهای پیرانشهر و سردشت دانست. امید می رود بازدید کنندگان عزیز ، کاستی های آن را به طرق ممکن گوشزد و با ارسال تجربیات موفق خود دراین حوزه و نیز در راستای پر بارتر نمودن محتویات زمزیران، مارا یاری فرمایند.
موضوعات وب
RSS Feed