<

زمزیران
دانشنامه تاریخ ،جغرافیا، فرهنگ و ادبیات و فولکلور و جاذبه های گردشگری شهرهای(سردشت و پیرانشهر) 
قالب وبلاگ
نويسندگان
لینک دوستان

روستای قلعەرش در یک نگاه
نویسنده: ادریس
ناصر خضرپور(باوکی رامتین)
روستای قلعه­رش،در یازده کیلومتـــری جنوب غــــرب شهرستــــان سردشت  و در دامنــه­ی جنــوبی  کوه «شاخه خواره» قرار دارد.از لحاظ اداری عـضو بخش مـــرکزی به مـــرکزیت شهر سردشت  و از روستاهای دهستان بــریاجی به مرکزیت بیوران سفلی می­باشد. این روســتا دارای آب و هوای سرد و کوهستــانی بوده که زمستانی سرد و پربــرف و باران، بهــــاری سر سبز و تابستـــانی نسبتاً خنک دارد.
باداشتن طول جـغرافیایی 53740938و عـرض جغرافیایی 3997837، توسط کــــــــوههای« شاخـــه­خواره» و «کــــاسه­شکِن» از طرف شمال، «هوینه مـــــــال» از طرف جنوب  و «بیزاچن» از طرف مغرب احاطه گردیده است. از جهت شمال با روستای بیوران سفلی، از جهت جنوب با روستای سوره چـــوم، از جهت مشرق با روستای کولکـه­رش و از جهت مغرب با روستاههای  باوزه و هیرو-  ازجنوب کردستــان- همسایه است.
روستای قلعه­رش کنونی قدمت تاریخی چندانی ندارد ولی درشمال غرب روستا  مکانی به نام گاپیره- که اکنون درآن زراعت صورت می گیرد- وجود دارد که گاهاً در هنگام کشت وزرع آثاری چـــون آجر، کوزه­های گلی و دیگر اثاث ساختمانی باستانی در زیر خاک آن  هویدا  گردیده است و همچنین وجود قبرستانهای قدیمی در این مکان گواه بر وجود روستایی ویران شده در سالهای بسیار دور می دهد.
از پدران وکهنسالان روستــــای قلعـه رش بارها شنیده ام: که قلعه­ای در این  روستا  و یا شاید همان روستای ویران شده وجود داشته که قلعه­ی مذکور سیاه بوده و بر اثـر تاراج و ویــرانی سالهاست کـــه نابود گردیده است . نام  روستــــای قلعه­رش نیـزتا حدودی با عقیده­ی  مافوق  همخوانی و همسانی دارد، زیرا  در زبان کــردی قلعه­رش  را (قَلارَ­ش) می خوانند که (قــلا) به معنای قلعه و (رَ­ش)  به معنای سیاه می باشد، لازم به یادآوری است که در متـــون کهن فارسی به جای کلمه­ی سیاه از کلمه ی (رش) به فراوانی  استفاده گردیده است.
بعضی­ها بر این باورند که در ایــن منطقه، قلعه­ای با استحکام زیاد وجــود داشته و ازلحاظ اینــــکه کسی نتوانسته است در آن  نفوذ و بــرآن مسلّط شود و هرکس که به آن  یورش می­برد بر نمی­گشتـه و کشته می­شد به همین دلیل  می­گفتند بـــــه داخل چــــاهِ رش افتاده است  و تمام مناطقی کــــه توسط    قلعه نشینان  محافظت می­گردیدند به همین اسم خوانده می­شدند، مـــانند؛ کانی رش (چشمه­ی سیاه) ، کولکه­رش ( کـــــولکه­ی سیاه)  نسی­رش (سایه­ی سیاه) ،قلعه­رش (قلعه­ی سیاه) و رش هه­رمی (گلابی سیاه).
علاوه بر موارد فوق، در مورد نام  روستای قلعه­رش عقاید دیگری  نیز وجود دارند که هرکدام جای بحث دارد. براساس یکی از این عقاید: سالها پیش فردی بـه نام قاله­رش (قادرسیاه)  ازهَرزالان- دشتی مابین روستای ماره­غان و رش هه­رمه­ی کنونی- بـرای اوّلین بار به قلعه­رش آمده و درکنار چشمه­ای سکونت گزید که به دنبال وی سایــرین نیز آمدند و در اطراف چشمه­ی  مذکور- کـه اکنون در وسط  روستا  قرار گرفته و قسمتی  از  آب مسجد روستا  را تأمین می­نماید -  شروع به ساختمان سازی نمودند و به ایـن ترتیب روستای قلعه­رش کنونی را بنا نهادند و بعدها نام این روستا به اسم اوّلین کسی که درآنجا ساکن شده بود (قاله ر ش) نامیده شد.
 جنوب وغرب روستــا دارای بافت قدیمی بـــوده و اغلب ســـاختمانهای مسکونی آن ازمـــوادی چـــون سنگ، چوب، گِل رس و گِل سفید ساخته شده اند امّــا قسمت شمال و شــرق روستــا دارای ساختمانهایی با مدل امروزی بوده و درآنها  اغلب ازموادی چـــون آهن،آجر،سیمان ،گچ وبتـون آرمه استفاده گردیده است که گاهی آن را قلعه­ی تازه نیز می نامند.
جمعیّتی بالغ بـــریکهزار و دویست و پنجاه نفـر، درحدود سیصد خــــانوار و در روستای قلعه­رش ساکن هستند.علاوه برآن جمعیّت دیگــری نیز کــــه حدوداً هفتاد خانوار می باشند طی سالهای اخیر به شهر سردشت مهاجرت نموده و حال در آنجا زندگی می­کنند. مردم روستا همگی مسلمان و پیـــــــرو مذهب امام شـافعی«رح» می­باشند و به زبان کردی سورانی تکلّم می­کنند.
 روستا ازامکاناتی چون بــــــرق سراسری،آب لولـــــــه­کشی شده­ی بهداشی،تلـــفن ثـابت ،تلفن GSM خانه­بهداشت، مرکزتلفن، پست بانک، مهد کودک،دهیــــــاری، مسجد، سرویس­بهداشتی عمومی ،کتابخـــانه­ی عمومی ، راه آسفالته، مدرسه ابتدایی پنــج کلاسه و مدرسه ی راهنمایی چهار کلاسه که درآن علاوه بر تدریس دروس راهنمـایی، دروس دبیرستان نیز به صورت ضمیمه تدریس می­گردد برخـوردار می­باشد.تمامی امکانات ما فوق با همکاری دو طرفه­ی  مردم و دولت ،تعدادی نیـز مانند؛ مسجد و سرویس های بهداشتــــی عمومی تنها با هزینه­های مردم روستای قلعه رش و مدرسه ی راهنمایی آن توسّط خیّـــرمحترم، زنده یاد حاج غنی یحیی پور و مردم روستای قلعه­رش احداث و ساخته شده اند. کتابخانه­ی عمومی روستا با همّت و تلاش انجمن غیـر دولتی روناکی و مردم فهیم  روستای  قلعه­رش  راه­اندازی گردیده است و ساختمان آن به مساحت دویست متر مــربّع هم اکنون در دست ساخت و احداث قرار دارد.
مردم قلعه­رش به کشاورزی، باغداری ،دامداری و زنبورداری مشغولند؛ ولـی چون زمینهای حاصلخیز آن محدود و اندک است بنابراین؛ اغلب از راه مبادلات مرزی امــرار معاش می نمایند. عدّه ای نیز درکنارفعّالیّتهای کشاورزی ودامداری مشغول جمع آوری و چیدن کتیــــــرا هستند که ایــن مادّه از ساقه­ی یک نوع درخت گَوَن بدست می­آید و در صنعت کار برد دارد. ماحــــــاصل فعّالیّتهای کشاورزی و دامـــــداری آنان عبارتند از؛ انگور سیاه،گردو، سیب، لوبیا، سبزی، گوجه فرنگی،گندم، جو، خیارمحلّی، ذرّت، سیب زمینی و سایر نباتات و همچنین پشم گوسفند، مرغ محلّی، تخم مرغ محلّی، شیر، ماست ،دوغ محلّی،کشک،پنیرمحلّی و سایرلبنیّات دیگر.
باژار نام کوهستان  معروف  روستای قلعه­رش است کــه همواره درفصول بهار و تابستان پوشیده از انواع گیاهان وسبزیجات کــوهی مانند؛کوراده، پیچوکه، تیفوک، پنگ، کارگ، ئاله­کوک،که­نگر، مه­ندوک،دُری  و غیره می­باشد این کوهستـان که در غرب روستا واقع است  از جهات چهارگانه توسّط رشته کوههایی احاطه شده است وباتوجّـه به وجود چشمه سارهای فراوان وتجمّع و سپس جریــان آب  آنها دردامنه­ی کوهها و عبورآن  از وسط منطقه رودخانه­ی زیبا ونسبتاً پرآبــــی  را بوجود آورده است کـــــه از آن در آبیاری مزارع و باغات موجود در نزدیکی آن استفاده می شود.
ازکوههای بلند و معــروف این منطقه می­توان بـه رستم آلیان، شیلانه،گرده پیروز،حه­وشی روم، هوینه­مال، گه­لوان و قه­په­ته­زین اشاره نمود. از چشمه­سارهای  معروف آن  می­تـــوان کانی­خـــاتون،کانی بیریان،کانی­شاخه، کانی­به­رد،کانی­ریحان، سه­رچـــــاوه­ی باژار و سه­رچاوه­ی  ملا حسن- که آب شرب روستـــــای قلعه رش از آن تأمین می­شود-  را نام برد. وجود عوامل طبیعی مذکور در باژار از آن یک تفــریحگاه بسیار زیبا و طبیعی ساخته است که سالیــــانه و به­خصوص درفصول بهار و تابستان گردشــگران زیادی از سردشت و اطراف  از آن  دیدن می­نمایند. چنانچه به آن توجّــه شود و راه عبوری آن آسفالت و یا حدّاقل تعمیر گردد بـــی شک یکی از مناطق تفــریحی استان وحتّی کشور خواهد بود.
با توجّه به این که بـــــاژار در مرز بین ایران و عراق واقع است و ملاحظه به ایـــــن که فاصله­اش با شهر سردشت در مقایسه با ســــایرکانالهای مـــرزی سردشت ناچیز است، ازســــالها پیش- جهت مبادلات کالاهای مرزی-  مورد استفاده­ی مردم منطقه قرار می­گیــــرد و زندگی عدّه­ی  زیــــادی از مردم سردشت و روستاهای همجوار به این مجرای مرزی وابسته است.
بیش از هفتاددرصد از مردم  روستای قلعه­رش در باژار زمین زراعت و باغداری دارند و به ییلاق و قشلاق می­روند، بنابراین؛ از اوایل فصل بهار تا  اواسط فصل پاییز را در باژار- درکلبـه­های کوچکی مشهور به (کوخ)- و بقیّه­ی سال را در روستا سپری می­کنند.
ازوقایع مهم و جالب توجّه درروستــــای قلعه­رش، می­توان به شورش اَمـــَرحَمه سور مشهوربه امرپاشای قلعه­رش- پیش از جنگ جهانی دوّم- اشاره نمود. اَمَـــردر سال 1317شمسی با جمع کثیـری ازجوانان  روستای قلعه­رش شبانه در منــزلی در داخل روستــــا گرد هم می­آیند وجهت مقابله و عکس العمل، در برابر ظلم وستم ژاندارمهای رژیم رضا شاه همپیمان می شوند.
فقه­رسول- کـه از محدود کسانی بـــــود در آن زمان سواد خواندن ونوشتن داشت  و کدخدای روستا هم بود-  از زبان حکومت ابلاغ می نماید؛ مــردم روستای قلعه­رش نیـز بایستی همانند  روستای بیوران سفلی سرباز به دولت بدهند در غیراینصورت مورد خشم شاهنشاه قرار خواهند گرفت. باشنیدن این پیام اَمَرحَمه سور و دارو دسته­اش به خشم آمده و از فـــرمان شاه وکد خدا اطاعت ننموده و اعلام نمودند که ما هرگز بـــه سربازی یک دولت ظالم وستمکار نخـواهیم رفت. سپس اَمَــرگفت: «رضا در تهران شاه است و اَمَر در قلعه رش» واز این پس اَمَر پاشا خوانده شد و همه شعار دادند: «بژی ئه مه­رپاشا! بمری ره زا شا!» یعنـــی زنده باد اَمَــر پادشاه! مـــرگ بر رضا شا ه ! به همین تــرتیب یک حرکت سیاسی محلّی تشکیل گردید کــــه بعدها درتمام مُکریان و حتّی در تهران، ماهها و سالها  اذهان دولتمردان  رضاشاه و تاریخ­نویسان  را به خود مشغول نمود.
حسن قزلجی درکـــــــتاب «پیکه­نینی­گه­دا » می­نویسد: یک روز صبح در مهاباد تمــــام مغازه­ها تعطیل و معامله­هــا متوقّف شدند و نیــــروهای دولتـــی شهر را محاصره کردند و  الاغ و اسب و غیره را بــــــه سوغره می­گرفتند هیچ کس نمی­دانست چـه خبر است. پس از چند روز ناگهان در منــزل حیدرعلی خــان شیون  و ناله برخاست معلوم شد که وی درجنگ با اَمَرحَمه سور در سردشت کشته شده است.
از مرحوم حاج حَمه­حسن شنیده­ام کــه می­گفت: «پس از آنکه اَمَــر را بــه فرماندهی کل منصوب کردیم درصدد بر آمدیم تا جهت مهیّا نمودن تجهیزات نظامـــی اقدام کنیم، بلافاصله اَمَــــرچند نفر را نزد عبّاس آقای میراودَلی که آن زمان حکمــــــران پشتده­ر بود-  فرستاد و از او یکصد قبضه تفنگ از جمله بـی­ام، شصت تیر و غیره خریداری نمودیم و به ایــــن ترتیب از لحاظ نظامی تا حدودی مجهّز شدیم، سپس نزد کــــویخا عبدالله سوره­چوم مشهور بــــه عه­ولافات رفتیم او نیز خوشحال شد و از ما به گرمی استقبال نمود و بــــه جمع ما ملحق شد از آنجا به روستـــــای قـوله­سویرو رفتیم و با فقه­محمود سخن گفتیم  او نیــــــز به جمع ما گروید.
 مردم آن زمان به قدری از رفتــــار وحشیانه ی ژاندارمهای  رژیم رضاخـان درمنطقه­ی سویسنی به تنگ آمده بودند، فرصتی می­طلبیدند تا  زهرشان  را بریزند، بــــه همین دلیل از  روستاهای اطـــراف دسته دسته به استقبالمان می آمدند و بــــه ما می­پیوستند.کسانی کــــه ساچمه زن،ته پــر و خه­نجه ر داشتند یا آنانیکه قبـــلا ً اسلحه­ای را در جــــــایی پنهان کرده بودند جمع­آوری نموده و به قلعه­رش می آوردند، بـه ایـــن ترتیب، منتظر کوچکترین حرکت مشکوک از سوی دشمن ماندیم.»
طبق شنیده ها  افراد زیادی  از روستــــاهای دور و بــــر در شورش اَمَــرحمه­سور شرکت داشتند امّا  از  مشهورترین آنها می تـــوان به افـراد زیر اشاره نمود :1- اَمَــرحمه سور فرماندهی کل ّ 2- عه­ولافات جــانشین     3- حاجی حمه حسن ســردسته 4-کویخا محمود ســردسته 5- حـمه بس سـردسته 6-  فقه محمود ســردسته 7-  حمه کــــه ری زینی فرستــاده­ی ویژه  8-  حـــــاجی محمود مارغانی  9- کــــویخابرایم بیـــوران علیا  و 10-  دیوانه جوقه.
دیوانه جوقه؛ به نقل ازحسنی اَمَری- پسر اَمر حمه سور- فردی سخندان، شوخـــی باز، نترس و بسیــــار با هوش بود. مام حسن می­گوید:« او جوانان  و نوجوانان روستا و حتّـــــــی بزرگترهایی را کــــه اسلحه نداشتند درباسکی خرابان جمع­آوری می­نمود و  به آنها  اشیــــاء برّاق، درخشان و تفنگ مانند می­داد و سپس بـــــه خطّ می­کرد و می­گفت: اگر دشمن  از گرده­سور  بـا دوربین  نگاه کند خیـــــالی می­شود و به  این تــــــرتیب ترس و دلهره­اش دو چندان می­گردد.»
بر اساس آنچـــه تا اکنون شنیده­ایم در می­یابیم ؛ به غیـــــر از روستاهای  بیوران سفلی و نیشکولان- که پاسگاه ژاندارمری درآنجا مستقر بود- تمامی روستاهای سویسنی و بــریاجی  در جنگ اَمَـرحَمه سور یا شرکت داشتند یا با  او همکاری می نمودند.
اَمـــَرحمه سور، حمه­که ری زینی را بـــــرای گفتگو با تیمسار بــــــــــه سردشت می­فرستد. وقتـــــــی تیمسار می­پرسد خواسته­ی  شما چیست  او در پاسخ می­گــــــــــوید: جناب اَمــَرپاشا  مرا فرستاده تا به شاهتان بگویید تمام منطقه­ی سردشت تا کورته­ک باید از نیـــروهای دولتی پاک شود و نیـروهای  بومی خود اداره­ی آن را در دست بگیرند. (بعضی­ها معتقدندکه مرز این محدوده تا چومی کـــــه­لوی مورد تقاضای  اَمَـرحمه ســـــور بوده است.) پس از دریافت پیام اَمَرحمه سور،تیمسارمی گوید: اگر ایـــن پیام به گوش اعلی حضرت برسد سرم را ازتنم جدا خواهد کرد.

رضا شاه که نمی خواست ایـــــن مسأله در تمام ایــــــران پخش شود بــه این منظور تعدادی از رؤسای عشایر منطقه را- که وابسته بـــــه دولت بودند- همـــراه تعدادی نیرو  از مهاباد و اطراف سازماندهی کرد و بـه فرماندهی رمضان خان مخفیانه به سردشت فرستاد. سلطان رمضان خــــان فرمانده­ی ارتش شاهنشاهی بـــود و از تهران مخصوصاً بــــــرای سرکوب شورشیان به سردشت اعــــزام شده بود. پس از رسیدن بــه سردشت، با اطمینان گفته بود فـــردا در روستای قلعه­رش با کباب گوسفند نهار خواهم خورد.
از روستای کونـــــه مشکه تا روستای مارغان توسّط پیشمرگ­های اَمــــَر حمه­سور-که تعدادشان بـــــه سیصد نفر می­رسید- سنگر بندی شده بود و بـــــرای  مقابله بــــا دشمن دردسته­های  مختلفی سازماندهی شده بودند. سرانجام جنگ آغاز گردید لشکر دوهـــزار نفری و مجهّز رژیم بـــه قصد تصـــرّف مرکز فــــرماندهی راهـی روستای قلعه­رش شد، امّادر ابتــــدای جنگ و در کــوه پانه­به­روژ حیدرعلی خــــان، از فرماندهان  لشکر دولت به هلاکت رسید، به دنبال آن در نزدیکی سرچـاوه­ی کانـــی رش- کـــه آن منطقه زیــر نظر اَمـرحمه­سور و عه­ولا فات بود- سلطان رمضان خــان کشته شد و با کشته شدن وی لشکر دولت فـــراری گردید.
درایـــن جنگ طبق گفتـــه ها بیش از سیصد نفر از افراد دولت کشته شدند. جنگ بــه طرف سردشت و سپس ربط کشیده شد. به نقل ازمردم محل بزرگترین درگیـــــری در نزدیکی روستای نیسک آباد روی داد که چندین شبانه روز به طول انجامید.
از مهمترین دستـــاوردهای ایـــن پیروزی بـــــرای اَمـَرحمه سور، جدای از اسلحه و مهمّات- کـــــه تـا حدودی مشکلات کمبود اسلحه وتجهیزات را حل می­نمود- ایــن بـــودکه بــدون دادن خــــــــون  و به راحتی توانسته بود شهرت یابد و برای خود طرفداران بیشتری جذب کند. چنانکـــــه می گویند: نام اَمـَرحمه ســور تا مهاباد زبانزد خاصّ و عام شده بود و همه از رشادت­ها  و دلاورمردی­های او می گفتند.
حسن قزلجـی درکــــتاب «پیکه­نینی گه­دا» می نویسد: مردم در مهاباد از نابودی لشکر دولت آنقدر خوشحـــــــال بودند کـه با زیاد کردن تعداد کشته هـا و یا حتّی نابودی کامل آنها  به شادی می­پرداختند و درد دل می­کردند.
 برای آگاهی بیشتر از جزئیــــات این شورش و جنگ ها و ادامه­ی آنها، علاقه­مندان  می­توانند بــه کتاب « سردشت در آئینه­ی اسناد تاریخی» از آقای فـــــریدون حکیم زاده مراجعه فرمایند.
روستای قلعه­رش درزمــان جنگ تحمیلی همانند دژی در برابر رژیم متجاوز بعث ایستاده بــــود. مردم روستا در این مدّت حتّـــــــی برای لحظه­ای دیـار خود را ترک ننموده و همواره زیــر شدیدترین حملات هوای و زمینی مقاومت کرده اند. باتوجّه به اینکه تشخیص داده بودند که مـــردم روستا در خطــرند و هر لحظه ممکن است فــــــاجعه ای به بار آید بــه اکرار از طرف فـــرماندهان مستقردرمنطقه، فــرماندار وقت سردشت و حتّی استاندار استان، از مــردم روستا درخواست و تقاضا ی تخلیــه­ی روستا شده بود ولـــی با این حال نیـــز هیچگاه روستا تخلیه نگردید و مردم در کنار رزمندگان،کماکان به مقاومت و مبارزه ادامه می­دادند.
روستای قلعه­رش دو بـــار مورد حمله­ی هوایی جنگنده­های رژیم صدّام قرار گـرفت و یکبــــــــــار هم درتابستان سال 1366بمباران شیمیایی شد. علاوه بـــر آن، روزانه نیـــــز به طور مداوم خمپــاره باران و گلوله باران می شد.لازم به ذکر است کـه در یکی از این روزها بیش از یکصدو پنجاه گلوله توب رژیم صدّام به روستـا اصابت کردند.  مردم، روزها را در در خــــارج از روستا داخل پناهگاهها و زیـــــرغارها و سنگ ها و شب ها را نیـــز در زیر زمینها سپری می کردند.
روستای قلعه­رش در زمان جنگ تحمیلی بـــــــرای حفظ  نظام جمهوری اسلامی و دستاوردهای انقلاب و تمامیّت ارضی کشور دهها شهید، مصدوم، جانباز و معلول را به استقلال وآزادی ملّت مسلمان ایـــران هدیه داده است. پس از آن نیز، به دلیل جنگـزدگی و آلودگی منطقه و همچنین آثـــار باقیمانده از جنگ در مراتع و مزراع همچنان در حال قربانی دادن است. مین­های کاشته شده در اطراف زمینهای کشاورزی و مراتع و نیـز وجود موادّ منفجره و قابل اشتعال در این مکان ها، همواره در کمین زنــان ،کودکان،نوجوانان،کشاورزان ودامداران روستای قلعه­رش می باشند.کشته و زخمی شدن افـــراد و نیز احشام و دامهایی را که روزانه بر اثر انفجار مین به هلاکت می رسند گواهی آشکار بر این موضوع است.
جنگ تحمیلی- از جنبــــه های گوناگون- یکی از موارد بسیار تأثیر گذار بــــر روستای قلعه رش بـوده است و به صراحت می توان گفت مردم روستا در ایـــن مدّت از لحاظ اقتصـــادی، فرهنــــگی، اجتماعی و حتّـی معنوی بسیار متضرّر شده اند؛ کودکان زیادی در ایـــن مدّت از تحصیل باز مانده اند، بسیــــاری از پـروژه های اقتصادی و ســازندگی منحل، نقل ویا بــــه تأخیر افتاده اند، مزارع و باغــــات تخریب و خـــاکبرداری شده اند احشام و دامهای فــراوانی به هلاکت رسیده اند و دهها نفرشهید و تعدادکثیــری از مردم روستا نیز یکی اعضای بدن خویش را از دست داده و فاقد عضو شده اند. این در حــــــالی است که جـزعدّه ی محدود وناچیــزی- که  تعدادشان از انگشتـــان دست تجــاوز نمی کند- در هیچ یک از نهادهای دولتی مانند؛ بنیـاد شهـید و جانبــازان وغیـره پذیرفته نشده اند و همچنین هیچگونه اقدامی در خصـــوص بازسازی و جبران خسارات برای کشاورزان ودامداران صورت نگرفته است.
آثار ناشی از مواد منفجره در محیط کار،درتمامی شئــــون زندگی مردم روستای قلعه­رش رسوخ کرده و باعث نا امنی در منطقه ومانع بازسازی وتعمیــرو نوآوری گردیده است.جابه جایی مین های کاشتــه شده توسّط عوامل طبیعی و سپس انتقـــال به داخل محیط کار گاهـاً افراد را غافلگیر کرده  و خسارات جانی ومالی به همراه داشته است.
علاوه بـــر موارد فــوق الذّکردرداخل روستای قلعه رش یک پاسگاه قدیمی که مردم روستای قلعه­رش آنرا پاسگاه کهنه می نامند و اکنـــون به نقطه ی مرزی منتقل گردیده است-  وجود دارد.که اطراف آن آلوده به مین­های ضد نفر است وجالب اینجاست کـــه تا سه سال پیش هیــچ اقدامی جهت پالودن وپاکسازی آن صورت نپذیرفتـــــه بود. اگر چه خوشبختانه درایـــن مدّت هیـچ گونه انفجـــاری مشاهده نگردیده است امّا بازهم بیم آن می­رود خدای نکرده بازفاجعه­ای به بار آورد.
زنجیره کوهی که ازپنجاه متری غرب روستای قلعه­رش آغاز و ازجهت جنوب بـــه شمال به موازات مرز ایرا ن- عراق امتداد می­یابد و نهایتاً به رستم آلیـــان منتهی می­شود، آلوده بــــه انواع مین است. ایــن محدوده همواره پوشیده از انواع علوفه وگیاه است و از منابع غنی برای تغذیه­ی دامــها به شمار می­رود بـه همین  منظور بیشترین تلفات جانی و مالی را برای مردم روستای قلعه­رش در بر داشته است،لازم به ذکر است فاصله­ی مراتع مذکور از مرز سه ــ چهار کیلومترمی­باشد. امید است روزی مسؤولین نسبت به پالودن  این مراتع اقدام نمایند.

برچسب ها: روستای قلعه‌رش، قلعه‌رش، باوکی رامتین، ناصر خضرپور، سردشت، شاخه خواره، بــریاجی، بیوران سفلی، دهستان بریاجی، کــــاسه شکن، هوینه مال، بیزاچن، سوره چوم، کولکه رش، باوزه، هیرو، کردستان، گاپیره، کوزه گلی، کانی رش، کولکه‌رش، نسی رش، رش هه‌رمی، قلارش، قاله‌رش، هرزالان، ماره‌غان، مارغان، امام شـافعی، کردی سورانی، غنی یحیی پور، روناکی، انجمن غیر دولتی روناکی، درخت گون، باژار، کوراده، پیچوکه، ئاله‌کوک، مه‌ندوک، رستم آلیان، شیلانه، گرده‌ پیروز، حه‌وشی روم، گه‌لوان، قه‌په‌ته زین، سه‌رچاوه‌ی ملاحسن، کانی ریحان، کانی به‌رد، کانی شاخه، کانی بیریان، کانی خـــاتون، امرحمه سور، امر پاشای قلعه‌رش، فقه‌رسول، رضا شاه، مکریان، حسن قزلجی، پیکه‌نینی گه‌دا، حیدرعلی خــان، حاج حمه‌ حسن، میراودلی، عباس آقای میراودلی، پشتده‌ر، پشتدر، کــــویخا عبدالله سوره‌چوم، عه‌ولافات، قـوله‌ سویرو، فقه‌ محمود، سویسنی، حمه که‌ری زینی، حاجی محمود مارغانی، کویخابرایم بیوران علیا، سردشت در آئینه‌ی اسناد تاریخی، فریدون حکیم زاده، مهاباد، پانه‌به‌روژ، کــوه پانه‌به‌روژ، دیوانه جوقه، نیشکولان، پاسگاه ژاندارمری، کورته‌ک، چومی که‌لوی، سلطان رمضان خان، بمباران شیمیایی، پاسگاه قدیمی، پاسگاه کهنه، په‌ڕاوگه‌،

منبع مقاله : ماڵپه‌ڕی پەڕاوگەی گشتی ئاوایی قەڵاڕەش


توصیه های لازم در مورد انتخاب عینک آفتابی

۱- افرادی که در حال اسکی کردن، حمام آفتاب گرفتن و کوهنوردی در ارتفاعات هستند باید حتماً از عینک آفتابی استفاده کنند. برای اینگونه محیط‌ها عینک‌هایی لازمند که فقط ۱۲ ـ ۸ درصد نور را از خود عبور دهند.

۲ ـ عینکهای رنگی متمایل به سبز و قهوه ای به علت مختل کردن طیف رنگ ، مضر هستند . البته برای افرادی که می‌خواهند به مدت طولانی رانندگی کنند ، توصیه می‌شود از عینکهای قهوه ای استفاده کنند ، چرا که این عینکها نور آبی آسمان را کاهش وحدت بینایی را افزایش می‌دهند، لذا برای مصارف روزمره توصیه به استفاده از این رنگ نمی‌شود .

 ۳ -اگر پشت فرمان می‌نشینید توصیه می‌شود که از عینکهای آفتابی سبز رنگ استفاده نکنید چرا که تشخیص نور قرمز و زرد را مختل می‌کند و از این نظر مناسب نیستند. به عنوان یک اصل بدانید که بهترین رنگ برای عینکهای آفتابی در وهله اول خاکستری و پس از آن قهوه ای است.
۴ـ  شیشه‌های عینک آفتابی باید مقاومت کافی داشته باشد. پلی کربنات از همه مواد مقاوم تر است.

۵ ـ قاب عینک باید بزرگ باشد تا محافظت کامل در این خصوص صورت گیرد .

۶ – یک عینک آفتابی استاندارد عینکی است که وقتی آن را در مقابل یک صفحه طرح دار تکان می‌دهیم نباید صفحه موجدار تار و کج و معوج دیده شود .

۷ – اگر می‌خواهید بدانید که تیرگی عینک آفتابی شما مناسب است یا نه، در یک اتاق با نور معمولی با عینک آفتابی به آینه نگاه کنید اگر عینک آفتابی شما مناسب باشد نباید چشمان خود را ببینید .

۸ – کودکانی که برای ساعتهای طولانی در زیر نور آفتاب در حال بازی کردن هستند باید از عینکهای مخصوص خودشان استفاده کنند .

۹ – اگر در محل کار خود با اشعه‌های زیاد در تماس هستید، عینک آفتابی جوابگو نخواهد بود لذا توصیه می‌شود عینکهای متفاوت و مخصوص استفاده نمایید (برای مثال در جوشکاری ویا کار با وسائلی که تولید اشعه میکند عینک ویا محافظ های خاصی لازم است )

۱۰ – افرادی که تحت عمل آب مروارید یا لیزیک یا لازک قرار گرفته‌اند باید در مواجهه با آفتاب از عینکهای آفتابی مجاز استفاده کنند .

۱۱- بعضی داروهای پوستی یا چشمی‌حساسیت چشم‌ها را به نور آفتاب بیشتر می‌کند در صورت استفاده از این داروها ( به عنوان مثال کسانی که از قطره های چشمی‌یا قرص داکسی سیکلین استفاده می‌کنند ) باید حتماً از عینک آفتابی استفاده کنند .

۱۲- عینکهای آفتابی با شیشه‌های رفلکس که دارای پوشش آینه‌ای هستند برای مصارف اسکی یا کوهنوردی مناسب می‌باشند .

۱۳- با توجه به هزینه‌های مختلف که روزمره متحمل می‌شوید خرید یک عینک آفتابی استاندارد نه تنها عملی درست و به جا بلکه ضروری می‌باشد . بهای استفاده از عینکهای تقلبی به خطر انداختن سلامتی چشم هایتان می‌باشد .

۱۴ – برای تهیه عینک آفتابی بهتر است با یک چشم پزشک مشورت کنید و یا از یک اپتومتریست کمک بگیرید . و جهت خرید آن به عینک فروشیهای معتبر مراجعه نمایید . با خرید یک عینک خوب به راحتی می‌توانید تا چند سال از آن استفاده کنید .

۱۵- اگر دچار اختلال در بینایی هستید و از عینک طبی استفاده می‌کنید چنانچه مایل بودید می‌توانید از عینکهای آفتابی مخصوص که بر روی عینک طبی قرار می‌گیرند استفاده نمایید و یا برای عینک طبی خود شیشه های فتوکروم و یا شیشه های رنگی سفارش دهید .

 

 

نحوه شناخت عینک استاندارد

«در لنز عینک‌های ارزان ماده‌ای به نام (Triace tate) است که فقط ۴۰ درصد ازUV را جذب می‌کند و برای چشم بسیار مضر هستند بنابراین بهترین راه شناخت عینک‌های استاندارد، استفاده از دستگاه UV متر است که اغلب در عینک‌فروشی‌های معتبر یافت می‌شود.»

بدون استفاده از دستگاه «یووی متر» جهت شناخت استاندارد بودن عینک‌های آفتابی، تشخیص یک عینک آفتابی مناسب، حتی برای چشم پزشکان نیز سخت و غیرممکن خواهد بود.

گفتنی است این دستگاه باید UV عینک را از ۹۸‌درصد به بالا نشان دهد. همچنین گاهی علامت «۴۰۰ UV» در کنار برخی از عینک‌ها درج شده است که نشان‌دهنده قابلیت حفاظت بر علیه UVB است.

نمی‌توان هر عینک گران‌قیمتی را استاندارد قلمداد کرد و باید تمامی آنها توسط دستگاه (یووی‌متر)‌ تست شوند.

خاصیت عینک‌های شیشه‌ای بدون نمره

در حال حاضر اکثر عینک‌های طبی و آفتابی به‌دلیل هزینه‌های بالای آن از شیشه‌ای تبدیل به تلق شده‌اند، ولی جالب است که بدانید اگر شیشه بدون شماره‌ای را جلوی چشمان خود بگذارید، باعث می‌شود ۹۸ درصد از UV توسط آن جذب شود. آنچه در انتخاب عینک آفتابی مهم می‌باشد، این است که باید کل چشم توسط آن گرفته شود، بنابراین استفاده از عینک‌های کوچک که بیشتر برای زیبایی طراحی شده‌اند و هیچ پوششی ندارند، توصیه نمی‌شود.

آیا کودکان هم به عینک آفتابی نیاز دارند ؟

کودکان به دلیل این که ممکن است بیش از سایرین در معرض آفتاب قرار گیرند، احتیاج به عینک‌های آفتابی دارند.  هر قدر افراد جوانتر باشند UV بیشتر به چشم آنها صدمه خواهد زد، چرا که قرنیه و عدسی چشم کودکان بسیار شفاف است وUV بدون برگشت داخل چشم می‌رود در صورتی که در افراد سن بالاتر به دلیل کدر بودن عدسی و قرنیه، مقداری ازUV بازتاب خواهد داشت، پس بهتر است کودکان و بزرگسالان در معرض آفتاب از ۱۰ صبح تا ساعت‌۱۴ زدن عینک را به هیچ وجه فراموش نکنند؛ چرا که در این مدت زمان، حتی اگر شخص در سایه نیز قرار داشته باشد، خطر صدمه اشعهUV چشمان را تهدید می‌کند.

فیلتر پلاریزه

اغلب اشعه‌های مضر از استوا می‌آیند و به‌شکل افقی‌اند. عینک‌های پلاریزه می‌توانند جلوی این اشعه‌ها را به خوبی بگیرند، چرا که این عینک‌ها اجازه می‌دهند فقط اشعه‌های عمودی، داخل چشم شوند و تنها مشکل این عینک‌ها این است که اگر خودرویتان (ال‌سی‌دی)‌ دارد شما به هنگام نگاه کردن به این صفحه، کمی دچار مشکل شده و ممکن است این صفحه را واضح نبینید. بنابراین، این نوع از عینک‌ها بیشتر برای افرادی که دارای دید بسیار خوب و شغل خلبانی یا تیراندازی هستند توصیه می‌شود.

آیا رنگ رنگ شیشه عینک هم مهم است ؟

رنگ و لایه‌های مختلف موجود در شیشه هر‌یک با توجه به کاربرد آن طراحی می‌شود مثلا رنگ خاکستری به دلیل این که شدت نور را در تمامی رنگ‌ها به طور یکسان کم می‌کنند و کمترین اختلالی را در دید رنگی ایجاد می‌کنند، برای رانندگی و سایر کاربردهای روزمره مناسبند. دکتر اساسی درخصوص عینک‌های شیشه زرد می‌افزاید: این عینک‌ها نور آبی را تا حد زیادی جذب می‌کنند، بنابراین بیشتر سطح‌ها می‌توانند آن را منعکس و منتشر کنند و به همین دلیل عینک‌های اسکی بیشتر زرد هستند.

همچنین عینک‌های قهوه‌ای علاوه بر جذب بهتر نور آبی و فرکانس‌های بالا، اشعه‌ ماوراءبنفش را هم بیشتر جذب می‌کنند و عینک‌های سبز بخشی از نور آبی را فیلتر کرده و درخشندگی سطوح را کاهش می‌دهد و در پایان عینک‌های قرمز و ارغوانی که بیشتر برای شکار و اسکی روی آب مناسبند در محیط‌های سبز و آبی استفاده می‌شود.

آیا در زمستان هم احتیاج به عینک آفتابی داریم ؟

استفاده از عینک آفتابی در زمستان، بخصوص در برف را توصیه می شود . از آنجا که برف بازتاب ۸۰ درصد ازUV را دارد و زمین و آب فقط ۱۰ درصد ازUV را منعکس می‌کنند، اهمیت استفاده از عینک آفتابی در زمستان کمتر از استفاده از آن در فصل تابستان نیست.

عیـنـک آفتابی خوب باید شرایط زیر را داشته باشد :

۱- چشمان شما را در برابر اشعه ماوراء بنـقش محافظت کند.

۲- چشمان شما را در برابر نور شدید خورشید محافـظت کند.

۳- چـشمـان شما در برابر نورهای زننده و خـیـره کـنـنـده محافظت کند.

۴- وضوح و کنتراست را بهبود ببخشد.

یـک عیـنـک ارزان قیـمت و بی کیفیت مـعمـولا مـزایای فـوق را در اختیار شما قرار نمی دهـند بـلکه تنها از شدت نور میکاهد ولی اشعه ماوراء بنفش را حذف نمی کنـد. از ایـن رو عـنـبـیــه چـشمـان بـواسطـه کـاهش شـدت نـور منبسط تـر و بازتر شده و اجازه می دهد اشـعـه مـاوراء بنـفـش بیـشتری به آنها برسد که سبب آسیب به شبکیه چشم و در پی آن ابتلا به آب مروارید و حتی سرطان چشم می گردد. بنـابـرایـن حتما از عیـنـک هـای آفـتـابی دارای حداقل حفاظت UV-400 بـا مـارک هـای مـعـتبر استفاده کنید

 

[ پنجشنبه ٢ خرداد ۱۳٩٢ ] [ ۳:۳٤ ‎ب.ظ ] [ محمد فاضل شوکتی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

گر می خواهی پس از مرگ فراموش نشوی یا چیزی بنویس که قابل خواندن باشد یا کاری کن که قابل نوشتن باشد. "بنیامین فرانکلین" (زمزیران نام رشته کوهی زیبا و بلند در سلسله کوههای زاگرس مابین مهاباد ، ،سردشت و پیرانشهر میباشد) محمد فاضل شوکتی دانش آموخته علم مدیریت .کارمند و مدرس: که به تحقیق در زمینه میراث معنوی و فکری شهرهای پیرانشهر و سردشت می پردازد،و سعی دارد تا برگیرنده مطالب و مقالات مرتبط با این دو شهر باشد. این وبلا گ در راستای مدیریت و جمع آوری اسناد ،مدارک ،عکسها و نشریات،مشاهیر و اطلاعات : تاریخی ،فرهنگی،اجتماعی، دوشهر( پیرانشهر و سردشت ) به منظور شکل دادن کانالی برای حضور در فضای مجازی و به اشتراک گذاشتن این اطلاعات و معرفی این دو شهربه ایران و جهان شکل گرفته است . بررسی و غور در میراث معنوی و فکری هزاران ساله ی این دو شهر از عهده یک یا چند نفر خارج بوده ،و یاری اصحاب قلم و نظر را می طلبد،، اگر این وبلاگ بتواند نقطه عطفی باشد برای زاده شدن اندیشه ای نو در پایان نامه های دانشگاهی و یا روان نمودن اطلاع رسانی به گردشگران و ایجاد پل ارتباطی مابین مردمان خون گرم این دوشهر با جهان و جذب گردشگران به مراکز طبیعی جذاب وتجاری این منطقه ، به هدف خود رسیده است . همچنین این وبلاگ حاوی عکسهای بسیارزیبا و دلپذیر و پر ارزش، قدیمی و نادری است که یاد آورخاطرات و حوادث و لحظات تاریخی تلخ و شیرین گذشته و پیوند آنها با حال و آینده شماخواهد بود . مطمئنا لحظاتی را که با ما سپری خواهید نمود شیرین خواهد بود. این وبلاگ را می‌توان یک مرجع برای معرفی مراکز گردشگری و تفریحی و توریستی وتجاری شهرهای پیرانشهر و سردشت دانست. امید می رود بازدید کنندگان عزیز ، کاستی های آن را به طرق ممکن گوشزد و با ارسال تجربیات موفق خود دراین حوزه و نیز در راستای پر بارتر نمودن محتویات زمزیران، مارا یاری فرمایند.
موضوعات وب
RSS Feed